مدرسان اعتقاد دارند که دانش تخصصی و مهارتهای فکری برای متخصصان و شهروندان آینده به آن اندازه که توانایی یادگیری و ساختن اطلاعات جدید، اهمیت ندارد (فیشر۲، بول۳ و پریبش۴، ۲۰۱۱). یکی از مهمترین این مهارتهای فکری، مهارتهای سطوح برتر تفکر میباشد. رشد و توسعه این مهارتهای سطح برتر، توسط پارهای از محققان (بِن چِیم۵، ران۶ و زُلِر ۷، ۲۰۰۰؛ زُلِر، ۱۹۹۳، ۱۹۹۹)، به عنوان عاملی برجسته شناخته شده که صرفنظر از نقش آینده دانشجویان، موجبات تحول و تغییر دانش و مهارت آنان و حرکت آنان در جهت اقدام مسئولانه را فراهم مینماید (زُلِر، ۱۹۹۹، ۲۰۰۱). بدون تردید، برنامه‌های درسی و میزان کیفیت و اثربخشی آنها در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در توفیق یا شکست این مؤسسات و روند رشد و پیشرفت مهارتهای مختلف دانشجویان آنها، نقش کلیدی و بسیار تعیین کننده‌ای ایفا می‌‌کند. برنامه‌های درسی، آینه تمام‌ نمای میزان پیشرفت، و انعکاسی از پاسخگو بودن دانشگاهها به نیازهای در حال تغییر جامعه هستند. برنامههای درسی میتواند یکی از عوامل تاثیرگذار بر مهارتهای تفکر دانشجویان باشد.
یکی دیگر از عوامل موثر بر رشد و توسعه مهارتهای تفکر دانشجویان، کیفیت محیط دانشگاهی است (کزار و کینزی۸، ۲۰۰۶؛ پاسکارلا و ترنزینی۹، ۲۰۰۶). محیط دانشکده عاملی است که بر رشد کیفیت علمی، پژوهشی، فکری، توانایی زیبا شناسی، کلامی و خلاقیت دانشجویان، تاثیر دارد. محیط حمایتی دانشکده میتواند به رشد تفکر انتقادی، تحلیلی و بهسازی شایستگی‌ها و توانایی‌های حرفه‌ای و شغلی کمک نماید و با توسعه جنبههای مختلف یادگیری دانشجویان، منجر به توسعه و بهبودی فردی آنان میگردد. (ملد و هانتز۱۰، ۱۹۹۸).
۱-۱- بیان مسأله

دانشجویان امروز با دانشجویان دهههای گذشته بسیار متفاوتاند، چرا که امروزه دانشجویان به دنبال تفکر عمیقتر درباره مسائل و دخالت در تصمیم گیریها می باشند، آنان خواهان مشارکت در ابعاد گوناگون جامعه هستند (کی زا۱۱، ۲۰۰۷). یکی از راههای مشارکت دانشجویان، توسعه آنان در ساختن اطلاعات جدید میباشد که از طریق مجهز نمودن آنان به مهارت تفکر امکان پذیر میباشد. تفکر هنگامی رشد میکند که درباره موضوعی فکر کنیم، دانش نیز از طریق تفکر معنیدار میشود. تفکر کلید دانش است. دانش به واسطه تفکر کشف میشود، تحلیل میشود، نظاممند میشود، دگرگون میشود، ارزیابی میشود و از همه مهمتر، کسب میشود (پال۱۲، ۱۹۹۳).
تفکر۱۳ عبارت است از فعالیتهای جهت دار ذهن، برای حل مسئله یا به عبارت دیگر اندیشیدن و تفکر به آن نوع فعالیت یا رفتار ذهنی گفته میشود که به حل مسالهای متوجه باشد (صادقی مالامیری و رئیسی، ۱۳۸۹). مهارتهای فکری، ظرفیتهای ذهنی هستند که به منظور بررسی جهان، حل مسائل و قضاوت کردن مورد استفاده قرار میدهیم (فیشر ۱۴، ۲۰۰۷). مهارتهای تفکر به دو دسته تقسیم میشوند: مهارتهای سطح پایین تفکر۱۵ و مهارتهای سطوح برتر تفکر ۱۶. مهارتهای تفکر سطح بالا بر پایه مهارتهای سطح پایین تفکر مانند تمایز۱۷، تجزیه۱۸ و کاربرد ساده۱۹ و راهکارهای شناختی و مرتبط با دانش پایه محتوایی بنا شدهاند (کلارک۲۰، ۱۹۹۰).
لویس و اسمیت۲۱(۱۹۹۳) معتقدند که، مهارتهای سطوح برتر تفکر چنین تعریف شده است” زمانی رخ میدهد که شخص اطلاعات جدیدی را گرفته، و این اطلاعات در حافظه او ذخیره میشود، سپس بازآرایی شده و توسعه مییابد تا دستیابی به یک هدف یا یافتن پاسخهای احتمالی در موقعیتهای بغرنج و پیچیده، محقق شود “. به علاوه، کِرافورد و برون۲۲ (۲۰۰۲) سه نوع مهارتهای سطوح برتر تفکر را ارائه نموده‌‌اند :”تفکر محتوایی۲۳، تفکر انتقادی۲۴ و تفکر خلاق۲۵”. بلوم۲۶ به منظور طبقه بندی اهداف آموزشی در حیطه شناختی، سلسله مراتبی را مشخص کرده است (بون و همکاران۲۷، ۲۰۰۵) . سطوح طبقه بندی بلوم شامل دانش یعنی توانایی یادآوری اطلاعات، فهم یعنی درک معنای موضوعات، کاربرد یعنی توانایی به کارگیری اطلاعات به شیوههای جدید، تجزیه و تحلیل یعنی توانایی شکستن و تجزیه اطلاعات به اجزاء، ترکیب یعنی توانایی گرد آوردن قسمتهای مختلف اطلاعات با هم و ارزیابی یعنی توانایی قضاوت یا ارزیابی اطلاعات (بون و همکاران، ۲۰۰۵؛ فیشر، ۲۰۰۷ ؛ پسیگ ۲۸، ۲۰۰۷ ؛ زُهار۲۹، ۲۰۰۴). مهارتهای سطوح برتر تفکر به بالاترین سطوح طبقه بندی بلوم تعلق دارند که بلوم (۱۹۵۶) آنها را به عنوان شیوهای عمومی از تفکر و حل مسائل توصیف میکند که در حیطههای موضوعی مختلف قابل استفاده میباشند (بون، بون و گارتین ۳۰، ۲۰۰۵ ).
با استفاده از طبقه بندی بلوم، میتوان مهارتهای سطوح برتر تفکر را به عنوان کار کردن در سطوح کاربرد۳۱، تجزیه و تحلیل۳۲، ترکیب۳۳ و ارزیابی۳۴ شناسایی می‌نمایند (برادشا، بیشاپ، گِنز، میلر و راگِرز ۳۵، ۲۰۰۲). سازمان دهندههای ترسیمی ابزارهای تدریسی هستند که میتوانند به دانشجویان نحوه استفاده از مهارتهای سطوح برتر تفکر را نشان دهند (هیرل ۳۶، ۲۰۰۰؛ گالاوان و کوتلر۳۷، ۲۰۰۷؛ مکینتون ۳۸، ۲۰۰۶؛ اِستال و مایر۳۹، ۲۰۰۷). نقشههای فکری۴۰ مجموعه خاصی از سازمان دهندههای ترسیمی تدوین شده توسط دیوید هیرل هستند که مهارتهای تفکر دانشجویان را توسعه میدهند (مک لاگلین، ۲۰۰۹).
بر مبنای الگوی کوهن۴۱(????)، آموزش سطوح برتر تفکر مشتمل بر چهار مؤلفه میباشد که شامل موارد زیر می‌باشد: ۱- بعد انتقادی: لوی۴۲ (????) معتقد است که تفکر انتقادی یک راهبرد شناختی فعال و سیستمی، برای بررسی، ارزیابی و فهم وقایع، حل مسائل و تصمیمگیری بر پایه دلایل و شواهد معتبر میباشد. کوهن در سال ۱۹۸۹ بیان می‌کند که بعد انتقادی درک و فهم معانی خاص توسط اشخاص است. ۲- بعد خلاقیت۴۳: عبارت است از: توسعه۴۴، بهسازی۴۵ و ایجاد ابتکار۴۶، تفکرات۴۷، عقاید۴۸، تصاویر۴۹ و ذهنیت سازنده۵۰. کوهن معتقد است که خلاقیت ایجاد و خلق محصولات یا نظریات جدید و بدیع است (۱۹۸۹). عموماً بر این باورند که خلاقیت محدود به طبقه خاصی از افراد با استعداد و بهویژه افراد تیز هوش میباشد. با این دیدگاه تنها تعداد کمی از افراد توانایی تفکر خلاق، و … را دارند. بنا بر این خلاقیت در فعالیتهای شناختی روزمره عموم مردم جایگاه اندکی دارد. ۳- بعد حل مسئله۵۱ : حل مسئله مانند زیبایی سیرت و یک هنر خوب میباشد. زمانی که با آن برخورد میکنیم، آن را میشناسیم، اما نمیتوانیم آنرا تعریف و یا مشخص کنیم. به نظر میرسد که تعریف بیان مسئله به عنوان توانایی تمرکز بر بیان وقایع، مقایسه وضع موجود و مطلوب (هدف) و پیدا کردن راههایی برای از بین بردن فاصله بین آنها میباشد (هانت۵۲، ۱۹۹۴). کوهن حل مسأله را حل و رفع مسأله یا دشواری شناخته شده می‌داند (۱۹۸۹). ۴- بعد تصمیمگیری۵۳: چهارمین مؤلفه تفکر سطح برتر، تصمیمگیری میباشد. از منظر کوهن تصمیم گیری انتخاب بهترین راه حل می‌باشد (۱۹۸۹). کلمات کلیدی و عباراتی که ترومن ۵۴(۱۹۴۵) ضرورتاً برای تعریف فرایند تصمیمگیری مورد استفاده قرار داد، عبارت بودند از: تفکر محتاطانه۵۵، سنجش موقعیت۵۶، و دلالتها۵۷ و مفاهیم۵۸.
در تأکیدات و بیانات متخصصین و محققین مختلف برنامه درسی دانشگاهها و دانشکدهها از مهمترین عوامل و عناصر ایجاد مهارتهای تفکر در دانشجویان میباشد. برنامه درسی یکی از مهمترین ابزارهای تحقق بخشیدن به اهداف و رسالتهای کلی آموزش عالی میباشد، از این رو برنامههای درسی در نظام آموزش عالی از جایگاه و اهمیت ویژهای برخوردار هستند. براون۵۹ (۲۰۰۶) معتقد است که برنامه درسی تمام تجربیات فراگیران که منجر به بهسازی مهارت و راهبرد تفکر خلاقانه و منتقدانه، حل مسائل، همکاری با دیگران، خوب تعامل کردن، موثرتر نوشتن، یادگیری تحلیلی و رشد توانایی پژوهش برای حل مسائل میشود را در بر میگیرد. برنامه درسی، تمام تجربیات دانشآموزان از مدرسه شامل بهبود مهارتها و راهبردهای تفکر انتقادی و خلاق، حل مشکلات، کار گروهی با دیگران، برقراری ارتباط خوب، نوشتن موثرتر، خواندن تحلیلیتر و انجام پژوهشها برای حل مشکل را در بر میگیرد (براون، ۲۰۰۰). بخش آموزش اینداینا۶۰ (۲۰۱۰) برنامه درسی را تعامل طراحی شده فراگیران با محتوای آموزشی مواد منابع و فرایند ارزشیابی برای حصول اهداف آموزشی، میداند. یکی از انواع برنامه درسی، برنامه درسی اجرا شده است که در این
پژوهش به آن می‌پردازیم. اجرا کردن در لغت به معنای روان گردانیدن، به کار انداختن، به کار بستن و به جریان انداختن است (فرهنگ معین، ج۱، ص۱۴۸). از لحاظ اصطلاحی برنامه درسی اجرا شده به آن برنامه‌ای گفته می‌شود که در فعالیت‌های واقعی و آزمون‌ها اتفاق می‌افتد (ملکی، ۱۳۸۸). منظور از برنامه درسی اجرا شده، مجموعه اقدامات و فعالیت‌های یاددهی-یادگیری است که بر اساس برنامه درسی مورد نظر و آنچه که اساتید از آن برداشت کرده‌‌اند در محیط واقعی دانشگاه و کلاس‌های درس به اجرا در می‌آیند (سیلور، ۱۳۷۸).
از سوی دیگر اثر بخشی سیاستهای آموزشی، برنامههای درسی تدوین شده و مهارتهای تفکر ارتباط زیادی با محیط دانشجویان دارد. محیط دانشکده همراه با فرصتهایی که برای مشارکت دانشجو فراهم میشود و میزان مشارکت دانشجو، میزان زمان و انرژی را که دانشجویان به فرصتها و فعالیتهای مختلف در دانشکده اختصاص میدهند را تحت تأثیر قرار میدهد. این موارد (محیط دانشکده، فرصتهای مشارکت دانشجو و میزان مشارکت دانشجو) ادراک دانشجویان از محیط دانشکده خود و در نهایت آنچه که دانشجویان به عنوان دستاوردهای خود از حضور در دانشکده ادراک میکنند را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
کیفیت محیط دانشگاه به عنوان عاملی که بر رشد کیفیت علمی، پژوهشی، فکری، توانایی زیبایی شناسی، کلامی و خلاق، همچنین بر رشد تفکر انتقادی، تحلیلی و بهسازی شایستگیها و تواناییهای حرفهای و شغلی دانشجویان توجه دارد مطرح میگردد (ملد و هانتز۶۱، ۱۹۹۸). محققان فکر میکنند که به منظور توسعه مهارتهای تفکر سطح بالاتر دانشجویان در یک محیط یادگیری غنی اطلاعاتی، دانشجویان باید دانش واقعی، مفهومی و رویهای را درک کنند، دانش خود را بکار بگیرند تا با کار کردن، یاد بگیرند و سپس به فرایندی که منجر به ارائه راه حل میشود فکر کنند (برنسفورد، برون و کوکینگ ۶۲، ۲۰۰۰ ؛ آندرسون۶۳، کراسول۶۴، ایراسیان۶۵، کروک شانک۶۶، مایر۶۷، راس۶۸ و ویتراک۶۹؛ ۲۰۰۱) .
بر این اساس موارد فوق به نظر میرسد که برای رشد و توسعه مهارتهای سطوح برتر تفکر بررسی نقش دو عامل از اهمیت بسیار بالایی برخوردار میباشد: ۱) وجود یک برنامه درسی اجرا شده اثربخش ۲) محیط دانشکده حمایتی که بتواند شرایط مساعد برای تفکر را ایجاد نماید.
این دو عامل، از جمله عواملی هستند که در ارتباط مستقیم با پیشرفت‌های تحصیلی دانشجویان و همچنین، رشد مهارت‌های سطوح برتر تفکر آنا

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه ارشد درباره آسیب دیدگی
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید