۱۹۹۷). همچنین گلثورن، بوشه و وایتهد۷۷ برنامه درسی اجرا شده را برنامه درسی انتقال یافته و برنامه درسی به عنوان تدریس معلم که در عمل مشاهده می‌شود تعریف نمودهاند. به عبارتی تصمیمات معلمان درباره برنامه درسی تعیین کننده میزان اطلاعاتی است که در کلاس آموزش داده می‌شود و تحت تاثیر عوامل و متغیرهای متعددی قرار می‌گیرد مانند محدودیت‌های فیزیکی، قانونی، زمانی و … (گلوثورن، بوشه و وایتهد، ۲۰۰۹).

محیط حمایتی دانشکده:
عاملی است که بر رشد کیفیت علمی، پژوهشی، فکری، توانایی زیبا شناسی، کلامی و خلاق تاکید دارد. همچنین توجه به رشد تفکر انتقادی، تحلیلی و بهسازی شایستگیها و تواناییهای حرفه‌ای و شغلی مدنظر است که می‌تواند بر جنبههای گوناگون یادگیری دانشجویان، توسعه و بهبود فردی و روابط با اساتید، دانشجویان و مدیران نیز موثر باشد (ملد و هانتز۷۸، ۱۹۹۸).

مهارتهای سطوح برتر تفکر :
مهارتهای سطح برتر شامل تجزیه و تحلیل، ترکیب و ارزیابی است و مستلزم تسلط بر سطوح پیشین مانند به کارگیری قوانین عادی در رابطه با مسایل و مشکلات مشابه یا جدید میباشد(مک دیویت، ۱۹۹۳). مک دید۷۹ (۱۹۹۵) مهارتهای سطوح برتر تفکر را چنین تعریف میکند: فرآیند فکری منظم تصور، کاربرد، تجزیه و تحلیل، ترکیب و یا ارزیابی فعالانه و ماهرانه اطلاعات جمع آوری شده یا تدوین شده از طریق مشاهده، تجربه، تفکر، استدلال یا ارتباط به عنوان مبنایی برای باور و عمل میباشد. بر مبنای الگوی کوهن۸۰(????)، آموزش سطوح برتر تفکر مشتمل بر چهار مؤلفه میباشد که شامل بعد انتقادی،تفکر خلاق، تصمیم گیری و حل مسأله می باشد.
مهارتهای سطوح برتر تفکر به عنوان درک حقایق، مفاهیم، اصول و رویهها (هالادینا۸۱،۱۹۹۷)، تجزیه و تحلیل، ترکیب و ارزیابی (بلوم۸۲، ۱۹۵۶) تعریف شده است.
تفکر سطح برتر، تفکر انتقادی یا راهبردی نیز نامیده میشود و به عنوان توانایی استفاده از اطلاعات برای حل مسائل، تجزیه و تحلیل استدلالها، بحث و گفتگو در مورد مسائل و موضوعات یا پیشبینی کردن تعریف میشود ( آندربیک، بورگ و پیترسون ۸۳، ۱۹۹۳ ؛ ونگلینسکی۸۴، ۲۰۰۲). این تفکر، شامل بررسی فرضها و ارزشها، ارزیابی مدارک و شواهد و ارزیابی نتایج میباشد (پترس۸۵، ۲۰۰۵).

۱-۵-۲-تعاریف عملیاتی:

کیفیت برنامه درسی اجرا شده: نمرهای که دانشجویان بر اساس طبقه بندی مدیریت ورزش دانشگاه فلوریدا (۲۰۰۴) از کیفیت انواع برنامه درسی به چگونگی اجرای برنامههای درسی عمومی، تخصصی، اصلی و عملی توسط اعضای هیئت علمی، در مقیاس محقق ساخته کیفیت برنامه درسی اجرا شده، اختصاص میدهند.

کیفیت محیط حمایتی دانشکده: نمرهای که دانشجویان به میزان تاکید محیط دانشکده بر رشد شخصی، اجتماعی، حرفه‌ای، تفکر خلاقانه و ارزش فردی و ارزش رشته در مقیاس کیفیت محیط دانشگاه از پرسشنامه تجربیات دانشجویان دانشکده ( پیس و کوه،۲۰۰۲) اختصاص میدهد.

مهارتهای سطوح برتر تفکر : نمرهای که دانشجو با توجه به ابعاد چهارگانه مهارتهای سطوح برتر تفکر شامل بعد خلاقیت، بعد انتقادی، بعد تصمیمگیری و بعد حل مسأله (کوهن ۱۹۷۱) کسب مینماید.

فصل دوم

پیشینه پژوهش

در این فصل، ابتدا مبانی نظری چون متغیرهای برنامه درسی، محیط حمایتی دانشکده و مهارتهای سطوح برتر تفکر معرفی شده و پس از جمعبندی، پژوهش‌های کاربردی در این زمینه ارائه شده و در پایان، مدل مفهومی پژوهش ارائه خواهد شد.
۲-۱- مبانی نظری

۲-۱-۱- برنامه درسی

۲-۱-۱-۱- تعاریف برنامه درسی

مطالعات مربوط به قلمرو برنامه‌‌های درسی از نظر روش شناختی پیش از آغاز علمی شدن تعلیم و تربیت عمومی از نوع تاریخی و فلسفی بود و در پارهای از آنها توجه به امور عملی یا کاربردی مشاهده می‌شد. از مهمترین آثار تخصصی این دوران می‌توان به مطالعات فلسفی لاک و روسو و مطالعات عملی فروبل و پستالوزی اشاره کرد (مهرمحمدی، ۱۳۸۱).
طرح منسجم و روند تحقیقاتی آغازین حوزه برنامه‌درسی بر مـدار و محور نظام و قوانین مدیریت علمی۸۶ فردریک تیلور۸۷ یعنی توجه به کارایی، نظارت و پیش بینی استوار بود و نخستین ساختار مطالعاتی برنامه درسی۸۸ به اقتباس از این نظام شکل گرفت و براساس آن فعالیت‌های یاددهی، یادگیری ترسیم شد (قورچیان، ۱۳۷۳). از آغاز دهه ۱۹۰۰ یعنی همزمان با مراحل اولیه نهضت علمی کردن تعلیم و تربیت بسیاری از صاحب‌نظران به این نهضت روی آوردند از جمله مهمترین این چهره‌‌ها می‌توان به بابیت۸۹ و چارترز۹۰ اشاره کرد.
با آغاز دهه ۱۹۴۰، طلوع و رواج رفتار گرایی شکاف جدی در جامعه پژوهشگران برنامه درسی ایجاد نمود و از دهــه ۱۹۶۰ نظـــریه پـردازی برنامـه درسـی جایگزین مطالعات رفتار گــرایانه شد. نظریه‌پردازان مشهوری چون پاینار۹۱، اپل۹۲، گرومت۹۳ با کوشش‌‌های خود به این رشته از فعالیت‌‌ها مشروعیت و مقبولیت بخشیدند و فعالیت‌‌ها بیشتر جنبه انسان گرایانه یافت و روش‌‌های نقادی ادبی و اجتماعی مرسوم شدند. اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰ را نیز باید دوران شکوفایی ارزشیابی برنامه درسی دانست. بسیاری از پژوهشگران برنامه درسی به مطالعه توصیفی آنچه در کلاس‌‌های درس و دانشگاهها می‌گذشت پرداختند و کانون توجه خود را به شناخت موقعیت قرار دادند. یکی از مهمترین این مطالعات را می‌توان مطالعات موسوم به نظام آموزش مدرس‌های (SOS)94 دانست که توسط کلاین۹۵ و گودلد۹۶ انجام شد (مهرمحمدی، ۱۳۸۱).
با اندکی تأمل در مطالعات انجام شده در حوزه برنامه درسی، می‌توان پژوهشگران برنامه درسی را در زمره فعال‌ترین پژوهشگرانی دانست که از آغاز شکل گیری مناظره میان روش‌های کمی و کیفی به طور جدی به این مقوله پرداخته‌اند. . از این میان باید از فیلیپ جاکسون۹۷ (۱۹۶۷) نام برد که مطالعه او تحت عنوان زندگی در کلاس۹۸ از مهمترین آثار پژوهشی مبتنی بر رویکرد‌های غیرکمی است و درست زمانی انجام گرفت که کمپل۹۹ و استانلی۱۰۰ مطالعات موردی را فاقد هر گونه ارزش علمی اعلام کرده بودند، نیز آیزنر را باید شاخص‌ترین چهره در میان پژوهشگران برنامه درسی نام برد که راهبرد پژوهشی خود را تحت عنوان خبرگی و انتقاد۱۰۱ در سال ۱۹۷۹ در کتاب تصورات تربیتی۱۰۲ معرفی نمود و کوشش کرد تا پارادایمی متفاوت مبتنی بر انگاره‌‌های غیراثبات گرایانه برای پژوهش‌های برنامه درسی ارائه نماید. وی در سال ۱۹۹۰ نیز کتاب مستقلی برای شرح و بسط دیدگاه‌های روش شناختی خود تحت عنوان چشم بصیر۱۰۳ منتشر ساخت که از منابع سودمند و غنی در دفاع از روش‌های کیفی در پژوهش‌‌های برنامه درسی به شمار می‌آید و از دیگر صاحب نظران برنامه‌ریزی درسی حامی این نوع پژوهش در قلمرو برنامه‌ریزی درسی می‌توان از مایکل اپل، ماکیسن گرین۱۰۴، پاینار و مادلین گرومت نام برد (مهرمحمدی، ۱۳۸۸).
باتلر۱۰۵(۲۰۰۴) معتقد است که تعریف برنامه درسی وابسته به دیدگاهی است که مورد پذیرش ماست، بنابراین می‌توان برنامه درسی را طرحی برای عمل؛ سندی نوشته شده برای کسب اهداف یا غایات مطلوب؛ طرحی برای تدارک مجموعه‌ای از فرصتهای یادگیری برای افراد؛ همه تجاربی که فراگیران تحت راهنمایی معلمان خود کسب می‌کنند؛ نظامی برای ارتباط با مردم و فراگردها یا سازماندهی کارکنان و روشها برای اجرای آن نظام و بالاخره مجموعه‌ای از حقایق، مفاهیم و تعمیمات در یک موضوع خاص، تعریف نمود. از سوی دیگر تانر۱۰۶ (۱۹۹۵) برنامه درسی را بازسازی دانش و تجربه که فراگیر را در کنترل هوشمند دانش و تجربه به طور همزمان توانمند میسازد بیان میکند. براون۱۰۷ (۲۰۰۶) معتقد است که برنامه درسی تمام تجربیات فراگیران که منجر به بهسازی مهارت و راهبرد تفکر خلاقانه و منتقدانه، حل مسائل، همکاری با دیگران، خوب تعامل کردن، موثرتر نوشتن، یادگیری تحلیلی و رشد توانایی پژوهش برای حل مسائل را در بر میگیرد.
پرینت۱۰۸ (به نقل از بیلی،۱۰۹ ۱۹۹۵) برنامه درسی را همه فرصتهای یادگیری عرضه شده به فراگیران و مشتمل بر تجاربی تعریف میکند که فراگیران هنگام اجرای برنامه درسی با آن مواجه میشوند و شامل فعالیتهایی است که مربیان برای فراگیران طرح ریزی کرده و به صورت قابل تغییر و انعطاف پذیر در قالب یک سند مکتوب عرضه میکنند.
اصطلاح برنامه درسی به منظورهای گوناگونی به کار برده شده است. از جمله به عنوان برنامهای برای یک موضوع درسی خاص در یک پایه تحصیلی مشخص، در طول یک دوره تحصیلی، یا به عنوان برنامه موضوعهای مختلف درسی در طول یک دوره تحصیلی (اوچس۱۱۰، ۱۹۷۴۹). با این وجود در بسیاری از موارد برنامه درسی از فهرستی از هدفهای آموزشی و مطالبی که باید در دانشگاهها تدریس شود، تجاوز نمیکند (لوی۱۱۱،۱۹۲۳). در سالهای اخیر مفهوم برنامه درسی گسترش یافته است، تا آنجا که برنامه تفصیلی کلیه فعالیتهای یادگیری فراگیرنده، انواع وسایل آموزشی، پیشنهاداتی در مورد راهبردهای یادگیری و شرایط اجرای برنامه و … را شامل شده است (لوی، ۱۹۲۳).
برنامه درسی به عنوان یک رشته تخصصی جزء بحث برانگیزترین و اختلافیترین رشته‌های علمی است و با وجود اینکه بیش از صد سال از تولد آن میگذرد ولی بین صاحبنظران و متخصصان راجع به قلمرو، ابعاد و حتی مفهوم آن اختلاف نظر وجود دارد و هنوز این رشته در دوران طفولیت خود به سر میبرد (یارمحمدیان، ۱۳۸۱).
از منظرکونلی و لانتز۱۱۲ برنامه درسی مجموعه وسیعی از شیوههای تفکر درباره تجربیات بشر است و آنچه که در این فرایند مهم است نه یادگیری نتایج و میراث فرهنگی بلکه فرایند تفکر میباشد (فتحی و اجارگاه،۱۳۸۱). راش معتقد است که برنامه درسی برنامهای است مشتمل بر پنج مؤلفه پذیرفته شده زیر:
۱- چارچوبی از فرضیات درباره یاد گیرنده و جامعه
۲- مقاصد و اهداف
۳- محتوا و موضوعات درسی
۴- شیوههای اجرا نظیر اجرا و اداره محیط یادگیری
۵- ارزشیابی (میر لوحی؛ ۱۳۷۲)
علاوه بر تعاریف متعددی که از برنامه درسی ارائه شده است، برنامه درسی در قالبهای متعددی هم معرفی میشود. میتوان به نمونههایی از برنامههای درسی اشاره کرد، مانند: برنامه درسی قصد شده، برنامه درسی اجرا شده، برنامه درسی سنجیده شده، برنامه درسی کسب شده، برنامه درسی حمایت شده و برنامه درسی تعهد شده (ویلسون۱۱۳،۲۰۱۰; تمیف۱۱۴، ۲۰۰۸ ; مکرنن۱۱۵، ۲۰۰۸; گلتهورن۱۱۶، ۲۰۰۶; جکسون۱۱۷،۱۹۹۶).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع تحقیق درباره the، of، and، rate

۲-۱-۱-۲- سطوح یا انواع برنامه درسی

(سیلور۱۱۸ و الکساندر۱۱۹، ۱۹۷۴) برای برنامه درسی پنج سطح ملی۱۲۰، منطقه‌ای۱۲۱، آموزشگاهی۱۲۲، تخصصی۱۲۳، فردی۱۲۴ بیان نموده‌اند و کونزلی۱۲۵(۱۹۸۳) چهار نوع برنامه درسی شامل مؤسسه‌ای۱۲۶، بیوگرافیکی۱۲۷، آموزشی۱۲۸، موضوعی۱۲۹ را مورد بحث

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید