میشوند تا مردم حواسشان پرت شودونتوانند بطور منطقی ودر آرامش روی اطلاعات انتزاعی فکرکنند یعنی نتوانند هوش خود را بکار ببرند .
هوش هیجانی :دو نظریه
این تعبیر که هیجانها نوعی اطلاعات هستند کمک کرد تا در سال ۱۹۹۰مفهومی کاملا پروبال گرفته از هوش هیجانی ظاهر شود دو روان شناس آمریکایی مالووی و جان مایر اولین کسانی بودند که این اصطلاح را بکار بردتد وکارهای اکادمیک آنها را در این زمینه پایه برای کارهای بعدی فراهم کردند .
مالوی و مایر در رساله بی نظیر خود به سال ۱۹۹۰هوش هیجانی رانوعی از هوش توصیف کردند که توجه به احساسات وهیجانهای خود فرد ودیگران فرق گذاشتن بین آنها واستفاده از این اطلاعات برای هیجانهای افکار و اعمال فرد شامل میشود با اینکه مقیاسهای هوش هیجانی از روی ضریب هوش برداشته شده است.که به ان ضریب هوش هیجانی هوش بهره می گویند .
نظریه سالووی و مایر بر این باور استوار بود که تعدادی از مهارتهای ویژه وجود دارد که در همه انها یا دقت مهم است یا کارایی.دقت در شناخت ودرک حالات هیجانی خود و دیگران وکارایی در تنظیم وکنترل استفاده از هیجانها در رسیدن به اهداف.به نظر سالووی و مایر در هوش هیجانی چهار جنبه اساسی وجود دارد :۱-شناخت هیجانها ۲-درک هیجانها ۳–تنظیم هیجانها
۴-استفاده از هیجانها
بنابراینداشتن این مهارتها می تواند برای فرد نتایج مثبت به همراه آورد.برعکس نداشتن آنها میتواند مشکلات جدی ایجاد کند.تحقیقات در روان شناسی آکادمیک معمولا پایان غم انگیزی دارد آنها ابتدا در مجله تخصصی چاب می شوند و فقط عده کمی از همکاران و دانشجویان آنرا می خوانند آنچه در مورد تحقیقات هوش هیجانی روی داده به کلی از این وضع متفاوت بود آنچه اتفاق افتاد انیل گلسن بود.گاسن چندسالی نویسنده مطالب علمی در نیویورک بود اوچندبار درباره پژوهشهای مربوط به هوش هیجانی مقاله نوشت ودر سال ۱۹۹۵ یک کتاب کامل بنام هوش هیجانی چاب کرد که موفقیت های بالایی یافت .
تنظیم وکنترل هیجانها
مهارتهای شناسایی و درک هوش هیجانی با همه اهمیتهایی که دارند معمولا ما را وادار نمی کنند که درباره هیجانها کاری انجام دهیم معنای جمله این نیست که شناسایی و درک هیجانها به هیچ تلاشی نیاز ندارند بلکه مهارتها بیشتر در این باره اند که چگونه در برابر هیجانهای زندگی واکنش نشان می دهیم .سومین مهارت در هوش هیجانی یعنی توانایی در تنظیم وکنترل هیجانهای از حد مهارتهای نسبتا منفعلانه ای که تا کنون درباره آنها صحبت کردیم برابر می رود.
چگونه می توان هیجان خود را تنظیم کرد؟
امتیازهای تنظیم موفقیت آمیز بسیار واضح وجذاب است وبرای کمک به این تنظیم تکنیکهای بسیاری وجود دارد به نظر ساپنج روش کلی وجود داردکه خیلی مورد استفاده مردم است هر کدام از آنها اگر در زمان مناسب و به شیوه مناسب بکار گرفته شوند می توانند بسیار موثر باشند اما بعضی از آنها بطور کلی مفیدتر از بقیه هستند.
۱-جلوگیری: یکی از فنون ساده واسان خوداری استاستفاده از روش سرکوبی یاخفه کردن احساسات ناخوشایندبه هنگام بروزکنترل یا از بین بردن علایم خارجی هیجان ها ی نا خواسته از طریق تلاش اگاهانه و ارادی است . این فن مخصوصا زمانی می تواند مفید واقع باشد که در وضعیتی قرار بگیرد که نشان دادن هیجان ها از نوعی نامناسب باشد.
۲- ارزیابی مجدد شناختی :دومین فن تنظیم هیجانها ارزیابی شناختی است این فن کلی می توانند چند روش ویژه را در خود جای دهد اما وجه مشترک همه این ویژگیها این است که در همه آنها سعی می کنید وضعیت را در ذهن خود تغیر دهید تا حالات هیجانی خوشایندتری بدست آید.
۳- تغیر جهت توجه :در این روش شما هیجانهای منفی را به این صورت کنترل می کنید که توجه خود را از محرکهای استرس زا بر می دارید و به سوی چیزی بهتر معطوف می کنید.

۴- برنامه ریزی فعال: در این فن واکنشهای هیجانی خود را از این طریق به کنترل در می اورید که برای کنار آمدن با علل هیجانها برنامه های شخصی را طرح ریزی می کنید.
۵- کمک خواهی: اخرین فن که برای برنامه ریزی فعال شباهت دارد کمک خواهی است که در این فن تنظیم هیجانها از طریق کمک خواهی از دیگران انجام می گیرد که ممکن است مادی و عملی باشد.
رابطه هوش هیجانی با هوش اجتماعی:
ناتوانی در بروز به موقع مهارتهای هیجانی می تواند سلامت فکری و جسمانی و روانی افراد را تهدید کند و سازگاری فرد را در تعامل با دیگران بویژه در مهارت های اجتماعی به چالش بکشد گاهی هیجانهای نابجا با شناخت و دانش غلط می شود و زندگی اجتماعی و شغلی و خانوادگی افراد را در معرض خطر قرار می دهد. اخبار هر روز جوامع انسانی مملو از گزارشهای است که حاکی از متلاشی بودن رفتار صحیح امنیت بوده و یورش انگیزه های آتی را نشان می دهد. امااخبار مذکور که به گونه ای آشکارتر به حضور برخی از هیجانهای کنترل نشده در زندگی ما و کسانی که در اطراف ما زندگی می کنند اشاره دارد.

هیچ کس نمی تواند خود را از حالت عصبانی شدن و سپس پشیمانی مستسنی کند . همه ما بارها به طریقی به این دام افتاده ایم و باز هم خواهیم افتاد (گلسن ۱۳۷۹ ترجمه بلوچ) دنیای امروز با به تصویر کشیدن ناتوانی عاطفی و ناامیدی و بی پروایی در خانواده ها و اجتماعات و جوامع بشری خشم و یاس برآینده ای را در ابعاد مختلف زندگی ثبت نموده اند.
توجه به هوش هیجانی به ویژگیهای هوش اجتماعی افراد از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است بنابراین فعالییت در زمینه هوش هیجانی به منظور شناسای عواملی غیر از عوامل عقلانی در زندگی افراد موثر و راه گشاست زیر هوش هیجانی بالا در موفقیت افراد تاثیر فراوانی دارد .
بهداشت روان:
بنظر می رسد تعریف بیماری روانی ساده تر از سلامت یا بهداشت روانی است چرا که بهداشت روانی چیزی فراتر از فقدان بیماری است همه ما در اطرافمان انسانی را می شناسیم که از بیماری روانی خاص در رنج نیستند ولی در عین حال از سلامت روانی نیز بهرمند نمی باشند در اینجا چند ویژگی مهم که سلامت روانی را تنضمین می کند اشاره می شود .
توانایی لذت بردن از زندگی:
توانایی لذت بردن از زندگی اساس بهداشت روانی است در واقع از زندگی لذت بردن ازحرکت آن است. رهاد ساختن از نگرانیهی مربوط به اینده و یا دغدغه های گذشته یکی از راههای لذت بردن از زندگی است البته ما نیاز داریم برای آینده خود برنامه ریزی کنیم و نیز نیازمند ان هستیم که از گذشته بیاموزیم ولی غالبا این یاداوریها به جای لذت بردن و حرکت سرگرمی ما را زیاد می کند.
توانایی جهیدن
توانای از ناملایمات و بازگشت پذیری جهت شروع مراحل دیگر زندگی اشاره به توانایی ارتجاعی بودن دارد. این در میان همه انهایی که در حل وقایع استرس زا موفق ترند، مشترک می باشد به همین دلیل یک موقعیت استرس زا برای دو نفر پیامد و نتایج متفاوتی دارد.
تعادل
تعادل در زندگی حاصل بهداشت روان عمیق تر است. تعادل در جنبه های زندگی ضروری است. از جمله تعادل در تنها بودن و معاشرت با دیگران- کار و تفریح-خواب و بیداری- استراحت و ورزش و…
انعطاف پذیری
همه ما افرادی را می شناسیم که به دور از هرگونه استدلال و منطق در عقاید و افکارش بسیار متعصب اند. هیچ گفتگوی نگرش آنا را تغیر نمی دهد و کور کورانه و توام با خشکی و تعصب به خواسته و عقاید خود چسبید ه اند این گونه تعصب و خشکی در عقیده و رفتار سبب استرس برای خودشان و دیگران می شود . انعطاف پذیری عقاید و عواطف سبب ارتقائ بهداشت روانی افراد می گردد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه دربارهتوزیع فضایی، درجه حرارت، روش متداول

خودشکوفایی
یکی از ویژگیهای که برای رسیدن به بهداشت روانی تسهیل می کند تلاش فرد برای رسیدن به خودشکوفایی می باشد در آغاز ما نیاز داریم موهبتها و تواناییهای وجودی خویش را شناسایی کنیم و در مسیر تلاش برای حداکثر رسانیدن این تواناییها به خودشکوفایی و بهداشت روانی نایل آییم. موارد نامبرده تنها چند مورد مورد مهم از ویژگیها ی بهره مندی از سلامت روانی است که موضوعاتی چون عزت نفس سالم ارتباطات انسانی معنادار و …را نیز در بر دارد.
موفقیت تحصیلی
نظام آموزش امروزه مبتنی بر نمرات هوش دانش آموزان از کودکستان الی دانشگاه است طرفدار این دیدگاه سنتی می کوشند که همچنان اظهار کرده اند که چنین آزمونهایی برای ارزیابی توانایی دانش آموزان ناقص اند اخیرا یک دیدگاه جدید درباره یادگیری و هوش مربیان مدرسه و برنامه ریزان را بر آن داشته تا در روشهای آموزشی تجدید نظر کنند که همان نظریه هوش چند وجهی است .

آموزش مهارتهای هیجانی و اجتماعی در مدرسه بسیار مهم است و می تواند هم در درازمدت و هم در کوتاه مدت ضامن موفقیت افراد باشد الیاس و همکارانش(۱۹۹۷) در پی انجام مطالعاتی در یافتند که در مهارتهای هیجانی می تواند تاثیرات دراز مدت بر موفقیت تحصیلی داشته باشد.

ریچردسون و ایوار(۱۹۹۷به نقل از سامرا۲۰۰۰) برخی از روشهای آموزشی بسندگی و کفایت هیجانی و اجتماعی را در جامعه چند نفری فرهنگی شرح دادند هدف آنها کمک به دانش آموزان برای ارتباط بهتر با یکدیگر بود. آنها دریافتند که پس از آموزش مهارتهای درون فردی و بین فردی سطح عملکرد آنها بطور معنا داری (%پ) بهبود یافت.
پول در مقاله ای (۱۹۹۷) بیان کردکه بهداشت روانی هیجانی عامل پیش بینی کننده ای
برای موفقیت تحصیلی وشغلی است.وی باانجام مطالعه برروی ۲۷نفرازدانش اموزان میانگین نمرات تحصیلی دانش اموزان دارای هوش هیجانی با لاتر از هوش دانش اموزان دارایهوش هیجانی پائین تر بطور معنادار بوده است (۱%پ) گانکولیس و پیترسن (۱۹۹۸) به نقل از سامرا ۲۰۰۰ با انجام مطالعاتی بر روی ۱۷۵دانش آموز دبیرستان با استفاده از هوش هیجانی بار-آن دریافت که دانش آموزان دارای هوش هیجانی بالاتر در مدرسه- خانه و ورابطه با دوستان و محیط کار نسبت به دانش آموزان دارای هوش هیجانی پائین تر کمتر شکست را تجربه می کنند.سوارت (۱۹۹۶ به نقل از بار-آن ۱۹۹۹) با استفاده با پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن بر روی ۴۴۸ دانشجوی سال اول دانشگاه پروتوریا به مطالعه توان هوش هیجانی در پیش بینی موفقیت تحصیلی پرداخت وی بر اساس انحراف یک استاندارد از میانگین نمرات در امتحانات دانشجویان را به دو قسمت مساوی تقسیم کرد دانشجویان ناموفق به لحاظ تحصیلی(یعنی آنهای که یک انحراف استاندارد پائین تر از میانگین بودند) و دانشجویان موفق(آنهایی که انحراف استاندارد بالاتر از میانگین بودند)پس آنها را براساس نمرات هوش هیجانی بار-ان طبقه بندی کرد. نتایج حاصله نشان داد که بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد.
کسانی که به لحاظ تحصیلی موفق بودند از گروه دیگر در نمره هوش هیجانی نمره بالاتری کسب کردند(۱%پ) نتایج نشان داد هوش هیجانی می تواند موفقیت تحصیلی را پیش بینی کند. جمیز کرستید(۱۹۹۹) با استفاده از ۲۳۵ دانشجوی سال اول با بهره

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید