دانلود پایان نامه

داشته باشد ، تشخیص داده می شود [36].
البته مرسر56به این عدد اعتراض داشت و میزان 1% را قبول دارد . او اظهار می دارد 3% بر مبنای چهار فرض بی ارزش بدست آمده که عبارتند از :
بهره هوشی تنها معیار تشخیص عقب ماندگی ذهنی است (یعنی بهره هوشی و رفتار تطابقی کاملا مرتبط هستند )
درصدهای مساوی از افراد در هر مقطع سنی به عنوان عقب مانده ذهنی تشخیص داده می شوند .
بهره هوشی ثابت است.
میزان مرگ و میر افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی مشابه جمعیت طبیعی می باشد .
وی همچنین معتقد است که ارتباط بین بهره هوشی و رفتار تطبیقی در سطوح مختلف بهره هوشی متفاوت می باشد و میزانی که این دو معیار در آن مرتبط نیستند عدد 3% را کاهش می دهد ولی به چه نسبت مشخص نیست[33].
با وجود این، آمار نشان می دهد که افراد عقب مانده ذهنی جمعیت قابل توجهی را به خود اختصاص داده اند. این عارضه 10 برابر بیشتر از فلج مغزی ، 20 برابر بیشتر از نواقص مجرای نخاعی و آسیب هایی چون اسپاینابیفیدا شیوع دارد و 25 برابر بیشتر از نابینایی افراد جامعه را تحت تاثیز قرار می دهد البته گستره آثار عقب ماندگی ذهنی به میزان قابل توجهی متغیر است . حدود 87 درصد این افراد به درجات کم تحت تاثیر قرار گرفته اند. شیوع عقب ماندگی ذهنی بر اساس آخرین آمارهای جهانی 3 درصد جمعیت ذکر شده است [37].
در کشور ایران با توجه به آمار معلولان ذهنی با رقم معمول یک میلیون و دویست هزار نفر روبه رو هستیم و در همین راستا نیز مطابق با آمار جمعیت گروههای سنی سال 1370 با مد نظر داشتن 2 درصد جمعیت تعداد معلول ذهنی را تا سال 1375 ، 732654 تخمین زده اند [1].
به هر حال علی رغم پیشرفت علوم و فن آوری و تلاشهای اصولی در جهت کاهش معلولیت متاسفانه حدود 10 درصد از کودکان سنین مدرسه در هر جامعه ای استثنایی هستند و از نظر جسمی ، ذهنی و روانی با همسالان خود تفاوت چشمگیری دارند . در کشور ما نیز با توجه به درصد جمعیت پایین تر از 20 سال ، حدود 2 میلیون کودک استثنایی وجود دارند که خانواده های آنان در پذیرش معلولیت کودک خویش به کمک و حمایت نیازمندند. طبق گزارش سازمان بهزیستی کشور در سال 1376 جمعا 70349 دانش آموز استثنایی در مدارس استثنایی سراسر کشور تحت آموزش بوده اند که از این تعداد 45823 نفر (13/65%) را گروه کودکان عقب مانده ذهنی به خود اختصاص داده اند [38]. علاوه بر شیوع قابل توجه این ناتوانی که با نقصان رشد در ابعاد مختلف جسمانی ، روانی ، اجتماعی و تربیتی همراه است ، می تواند مشکلات متعددی برای فرد بیمار همچنین خانواده وی در زمینه مراقبت و نگهداری از وی به وجود آورد [39].
2-2-11 ورزش و عقب ماندگی ذهنی
کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر تفاوت چندانی از لحاظ ویژگیهای ظاهری با کودکان عادی ندارند ولی به طور کلی این کودکان تاخیرهایی در رشد حرکتی دارند و مبتلا به بیماریها و شرایط مختلف مانند فلج مغزی ، صرع و نواقص حسی هستند. این کودکان در کل از وضعیت جسمانی وحرکتی ضعیفتری نسبت به همسالان عادی برخوردارند و به دلیل تعداد قلیلی از علل ارگانیک و مادرزادی در بروز عقب ماندگی ذهنی، کمبود ویا نقص جسمانی بیشتری در کودکان آموزش پذیر نسبت به کودکان عادی دیده می شود. هرچند تعداد قابل توجهی از آنها در دیدن ، شنیدن و هماهنگی حرکتی مشکل عمده ای ندارند ولی برخی از آنان در دیدن ، شنیدن و هماهنگی حرکتی کندی بیشتری نشان می دهند [40].
معلم باید اطلاعات خاص درباره ی علل وماهیت ومشکلات روانی وناتوانی های ناشی ازمعلولیت های مختلف کسب کند. لازم است اثرات تمرینات روی این حالتها واینکه چگونه امکان دارد بازی ها و ورزش به سلامت اجتماعی عاطفی ونیزجسمانی افرادمعلول کمک کند مشخص شود [9].
2-2-12 فیزیولوژی تعادل
تعادل به عنوان توانایی حفظ وضعیت قائم تعریف شده است.به طور معمول تعادل به دو قسمت تعادل ایستا وپویا تقسیم شده است.اگر چه از لحاظ مکانیزم های فیزیولوژیک نیز جداشده اند.تعادل ایستا به توانایی حفظ وضعیت گویندوتعادل پویا را به عنوان توانایی انتقال یاحرکت بین وضعیت هاگویند.این تعاریف رایج تا حدی به دلیل اینکه واژه های ایستا بی مسما است ، بحث برانگیز می باشد. زیرا حفظ وضعیت ایستا به تطابق وضعیتی دائم نیاز دارد که یک فرایند فعال می باشد.
تعادل انسان توسط یک روند عصبی-عضلانی شکل می گیرد که شامل تشخیص حسی حرکات بدن،یکپارچگی اطلاعات حسی- حرکتی در سیستم عصبی مرکزی و برنامه ریزی و اجرای پاسخ های
عصبی – عضلانی مناسب است که به صورت شماتیک در شکل2- 1 آورده شده است.

شکل2-1 درون داد حسی ،پردازش مرکزی و برون داد حرکتی در تعادل

تعادل انسان به یکپارچه کردن مناسب سیستم های حرکتی و حسی نیاز دارد.پیچیدگی تعادل در انسان با چالش هایی در ارزیابی ودرمان همراه می شود.گام اول در حفظ تعادل تعریفی از وضعیت صحیح بدن در فضا و حرکات صحیح بدن است.با اطلاعاتی در مورد فعالیت و حالت و پاسخ مناسب حرکتی وضعیت و حرکات بدن یکپارچه میشود.اختلال عملکرد هر کدام از این مناطق میتواند منجر به آسیب تعادل گردد [8].

2-2-13 حفظ تعادل ، مکانیسم های موجود و سیستم های درگیر
کنترل وضعیتی57
برای فهم کنترل وضعیتی باید وظیفه و هدف آن و همینطور تاثیر محیط بر روی آن را بدانیم .
کنترل وضعیتی در واقع شامل کنترل وضعیت بدن در فضا برای برآورده کردن دو هدف ثبات58 و موقعیت یابی59 است و بدین صورت تعریف می شود :
توانایی نگهداری و حفظ ارتباط مناسب قسمت های مختلف بدن با یک
دیگر و همینطور با محیط اطراف برای انجام کار خاص .
اصطلاح وضعیت60 برای توصیف دو حالت ، یکی راستای بیومکانیکی بدن و یکی هم بدن نسبت به محیط به کار می رود . می توانیم از اصطلاح موقعیت یابی وضعیتی61 که در بر گیرنده هر دو مفهوم است استفاده کنیم[41].
2-2-14 نظریه های توصیف کنترل عصبی :
حداقل دو نظریه مفهومی در توصیف کنترل عصبی وضعیت و تعادل وجود دارد.
نظریه سیستم ها
در این نظریه بخش های حسی و حرکتی به صورت یک شبکه با یکدیگر همکاری می کنند و هیچکدام برتری از پیش تعیین شده ای بر دیگری ندارند ، بلکه غالب شدن هر کدام از این سیستم ها بسته به این است که بیشترین و دقیق ترین اطلاعات را فراهم آورد [41].
نظریه رفلکسی – سلسله مراتبی62
این نظریه می گوید که وضعیت و تعادل نتیجه پاسخ های رفلکسی سازمان یافته و سلسله مراتبی هستند که توسط سیستم های حسی مستقلی فعال می شوند. بر اساس این نظریه در طول رشد ، رفلکس های نخاعی به تدریج تبدیل به واکنش های سطوح بالاتر مغزی و واکنش های کامل قشر مغزی می شوند [41].
حفظ پایداری در واقع یک فرایند پویا است که شامل برقراری تعادل بین نیروهای برهم زننده ثبات و نیروهای ثبات دهنده می باشد. بعنوان مثال یک شخص همواره برای کنترل وضعیت مرکز ثقل ، نیروهای عضلانی تولید می کند که باعث جابجایی آن می شوند. تصویر و امتداد عمودی مرکز ثقل بر روی سطح اتکاء همان مرکز فشار است . در حالت ایستاده برای هر پا یک مرکز فشار مجزا وجود دارد و مرکز فشار اصلی بین دو پا قرار می گیرد و محل و موقعیت آن بستگی به مقدار وزنی دارد که هر پا تحمل می کند . برای حفظ یک وضعیت پایدار ایستاده ، شخص می تواند هم مرکز ثقل را با حرکت دادن قسمت های مختلف بدن جابجا کند و هم اینکه اندازه سطح اتکاء را ، مثلا با برداشتن یک قدم تغییر دهد [8].
2-2-15 سیستم های دخیل در کنترل پایداری
برای کنترل پایداری هم به حس یعنی جمع آوری اطلاعات حسی برای درک موقعیت و حرکت بدن در فضا وهم به حرکت یعنی تولید نیروهایی برای کنترل آن نیاز است . بنابراین همکاری پیچیده ای بین سیستم عصبی باید وجود داشته باشد [41].
بخش های اسکلتی – عضلانی عبارتند از عضلات ، دامنه حرکتی مفاصل ، انعطاف پذیری ستون فقرات و رابطه بیومکانیکی صحیح بین بخش های مختلف بدن.
2-2-16 بخش های عصبی اصلی درگیر در کنترل پایداری
بخش های حرکتی شامل پاسخ های هم نیروزادی عصبی عضلانی .
بخش های حسی شامل سیستم های دهلیزی ، بینایی و حس های پیکری .
فعالیت مراکز بالاتر مغزی برای تطابق حس و حرکت و هدایت قسمت های سازشی63 و جبرانی64 برای کنترل پایداری [41].
مراکز بالاتر مغزی را بعنوان مرکز آگاهانه65 کنترل پایداری می دانند ، هرچند که اصطلاح آگاهانه به معنی کنترل آگاهانه صرف و ارادی نمی باشد .وجود این مراکز برای کنترل های سازشی وجبرانی ضروری است .کنترل سازشی به معنی تنظیم و متعادل کردن سیستم های حسی و حرکتی در پاسخ به شرایط محیطی مختلف و فعالیت های متفاوت است. کنترل جبرانی ، سیستم های حسی و حرکتی را برای پاسخ دادن به شرایط محیطی بر اساس تجربیات و یادگیری قبلی آماده می کند . البته نباید نقش توجه ، انگیزه و تصمیم را نادیده گرفت. شکل2- 2 عواملی که در تعادل تاثیر می گذارد را به طور خلاصه نشان می دهد. [41].

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مقاله رایگان درمورداشرشیا، کلی، آنتی، باکتری

شکل2- 2 عواملی که در تعادل تاثیر میگذارد.
2-2-17 کنترل تعادل در حالت ایستاده
کنترل تعادل در حالت ایستاده کار بسیار دقیقی است زیرا مرکز ثقل باید در محدوده ثبات بسیار کوچکی شامل پاها و فاصله میان آنها حفظ شود . در طول دهه گذشته استراتژی های مسئول کنترل تعادل در حالت ایستاده به طور گسترده ای مورد مطالعه قرار گرفته اند . منظور از استراتژی ، یک طرح برای عمل و در واقع روشی است برای سازماندهی بخش های مجزایی که یک سیستم را تشکیل می دهند . دو نوع استراتژی در کنترل تعادل در حالت ایستاده دخیل هستند ؛ استراتژی های حرکتی که وظیفه سازماندهی حرکات مناسب برای کنترل وضعیت بدن در فضا را بر عهده دارند و استراتژی های حسی که مسئول سازماندهی اطلاعات حسی ناشی از حس های بینایی ، دهلیزی و حس های پیکری می باشند . گروهی از محققین رابطه بین این دو استراتژی را به صورت یک استراتژی مستقل به نام استراتژی حسی- حرکتی بیان می کنند که مسؤل هماهنگ کردن قسمت های حسی با بخش های حرکتی است [41،42].
2-2-18 استراتژی های حرکتی در کنترل تعادل
در واقع هیچکس به طور کاملا بی حرکت نمی ایستد ، بلکه وضعیت ایستاده کامل با حرکات و نوسانات بسیار کوچک خودبخودی مشخص می شود . در این وضعیت دو عامل در حفظ تعادل بسیار اهمیت دارند ، یکی راستای بدن است که می تواند اثرات نیروی جاذبه را که مرکز ثقل را به پایین می کشد به حداقل برساند و به فرد اجازه دهد که با کمترین تلاش و صرف کمترین انرژی تعادل خود را حفظ کند . عامل دیگر هم تون عضلانی است . تون عضلانی یعنی نیرویی که عضله در هنگام افزایش طول بصورت مقاومت از خود نشان می دهد که به عبارتی همان سفتی عضلانی است . این تون عضلانی مانع از افتادن بدن در اثر نیروی جاذبه می شود . در برقراری تون عضلانی نقش رفلکس کششی بسیار مهم و حیاتی است که بدلیل همان نوسانات بسیار کوچک فعال می شود ولی نقش آن در حفظ وبرقراری تعادل کاملا روشن نیست . بر اساس یک نظریه ، رفلکس های کششی در حفظ تعادل در حالت ایستاده نقش فیدبک دارند یعنی وقتی ما در حالت ایستاده مقدار کمی به جلو یا عقب حرکت می کنیم عضلات اطراف مچ پا کشیده می شوند و رفلکس کششی فعال می
شود که نتیجه آن انقباض عضلانی و در نهایت کنترل حرکت است .در حالیکه تعدادی از محققین نقش بسیار مهمی برای رفلکس کششی در حفظ وضعیت قائل هستند ، تعداد دیگری از آنها با تردید به نقش رفلکس کششی نگاه می کنند . در کل ، مقالاتی که نقشی برای رفلکس کششی در حفظ تعادل قائل شده باشند ، تعدادشان اندک است [41،43].
2-2-19 تون وضعیتی66
درحالت ایستاده عمودی فعالیت زمینه ای در برخی عضلات وضعیتی ضدجاذبه افزایش می یابد تا با نیروی جاذبه مقابله کند. این افزایش فعالیت در عضلات ضد جاذبه به عنوان تون وضعیتی خوانده می شود. مقالات و بررسی های بالینی تاکید زیادی بر روی مفهوم تون وضعیتی به عنوان مکانیسم اصلی حفظ وضعیت بدن در مقابل جاذبه دارند و حتی بسیاری از محققین تون وضعیتی تنه را به عنوان عامل کلیدی در حفظ تعادل در حالت ایستاده می دانند[41].مهمترین عضلاتی که درحالت ایستاده به صورت تونیک فعال می شوند و تون وضعیتی آنها درحفظ تعادل اهمیت زیادی دارد عبارتند از:
الف: عضلات نعلی و دوقلو بویژه اینکه خط ثقل به مقدارکمی جلوترازمفاصل زانو و مچ پا می گذرد.
ب: عضله درشت نی قدامی وقتی که بدن به طرف عقب نوسان می کند.
ج:عضلات سرینی میانی و کشنده پهن نیام
د: عضله خاصره ای که از باز شدن بیش از حد مفصل ران جلوگیری می کند.
ت: عضلات راست کننده ستون فقرات در قسمت سینه ای و کمری ، زیرا خط ثقل در جلو ستون فقرات قرار می گیرد همچنین فعالیت متناوب عضلات شکمی را داریم [41،44].
برخی از مطالعات هم بیان می کنند که تمام عضلات بدن برای حفظ تعادل عمودی و تعادل بدن در هنگام ایستادن در محدوده بسیار کوچک بصورت تونیک فعال هستند [44].
2-2-20 رابطه بین) مقدار (حرکت ، مرکز فشار و کنترل تعادل
یک دیدگاه سنتی درباره مرکز فشار این است که میزان توانایی کنترل تعادل به طور مستقیم بستگی به دامنه حرکت مرکز فشار دارد.بنابراین اگر دامنه حرکت مرکز فشار کم باشد ، کنترل تعادل خوب خواهد بود و برعکس جابجایی زیاد مرکز فشار باعث اختلال در کنترل تعادل می شود.این موضوع توسط تعدادی از مطالعات که نشان می دهند اگر ورودی های حسی در اثر بیماری و یا افزایش سن کم شوند ،میزان حرکت مرکز فشار زیاد می شود، تاکید می گردد. هرچند که موارد استثنائی زیادی وجود دارد . مثلا در افراد مبتلا به پارکینسون که مشکلات شناخته شده تعادلی دارند میزان حرکت مرکز فشار کم می شود [41، 45].
2-2-21 محدوده ثبات در حالت ایستاده
ازنظر تئوری محدوده ثبات به طور سنتی به وسعت سطح اتکا اطلاق می شود که عبارت است از طول قدامی_خلفی پاها و عرض داخلی_خارجی پاها در حالت ایستاده ، خط ثقل و ارتباط آن با لبه های سطح اتکا، ارتفاع مرکز ثقل از سطح اتکا که به قد فرد بستگی دارد و وزنی که باید کنترل شود.این متغیر ها تغییرات قابل ملاحظه ای نسبت به هم نشان می دهند‌‌ [44].
مطالعات جدیدتر نشان می دهند که علاوه بر متغیر های بالا محدوده ثبات واقعی به رابطه بین موقعیت و سرعت حرکت مرکز ثقل هم بستگی دارد. بنابراین اگر بردار عمودی مرکز ثقل (که همان مرکز فشار است)در شخصی خیلی نزدیک به لبه های سطح اتکا باشد وسرعت حرکت آن هم زیاد باشد حفظ تعادل برای او بسیار سخت تر از کسی است که بردار عمودی مرکز ثقل او در مرکز سطح اتکا است و با همان سرعت حرکت می کند [45].
شاید تعریف کاربردی تر محدود


دیدگاهتان را بنویسید