…تجربه می کند (شاملو، ۱۳۸۳).
نقش الگویی معلم و نفوذی که او در انضباط دادن به رفتارهای دانش آموزان دارد، برهمگان روشن است. از آنجایی که دانش آموزان یکی از الگوهای مهم رفتاری خود را معلمان قرار می دهند. اگر معلم از ویژگی الگودهی خوبی برخوردار باشد می تواند تأثیرات عمیقی در رشد شخصیت دانش آموزان باقی بگذارد. الگوهای مستبدانه یا قدرت مدارانه و یا در نقطه ی مقابل آن الگوهای رها کننده ی معلم، نقش مخربی را در شکل گیری شخصیت پرخاشگرانه ی دانش آموزان خواهد داشت.
در نقطه ی مقابل این دو الگو افراطی و تفریطی، الگوهای تعاملی و متعادل بین معلم و دانش آموزان است که در آن معلم به شخصیت و احتیاجات اساسی دانش آموزان توجه کافی مبذول می دارد و کارها را بر طبق استعدادها و تمایلات میان شاگردان تقسیم می کند. چنین معلمی از سلامت رون بهتری برخوردار بوده و نقش بهتری را در بهداشت روانی دانش آموزان ایفا خواهد کرد. ولی اگر مدرسه و از جمله معلمان نتوانند، نقش مثبت خود را در بهداشت روانی دانش آموزان بخوبی ایفا کنند، خود معلم و مدرسه می تواند به شرط فراهم بودن عوامل دیگری همچون عوامل خانوادگی، اجتماعی و غیره در ایجاد اختلال های روانی مؤثر باشد. دشواریهای رفتاری دانش آموزان از قبیل پرخاشگری، انزوا طلبی، ترسهای مرضی تا حدودی ناشی از رفتار نامناسب کارگزاران تعلیم و تربیت در مدرسه می باشد. در این گونه موارد می توان از طریق آموزشهای لازم و اهمیت بیشتر به بهداشت روانی کارگزاران تعلیم و تربیت تا حدودی از بروز اینگونه اختلال ها جلوگیری کرد.(بدری، ۱۳۸۸).
۲-۱۵- نقش معلمان در سلامت روان دانش آموزان
برای سلامت روان دانش آموزان باید اقدامات زیر در مدرسه انجام شود .
۱. مساعدت به دانش آموز در شناخت بهتر اجتماع خود
۲. شناخت مشکلات روانی و عاطفی دانش آموزان و ارجاع آن به مراکز درمانی
۳. هماهنگ کردن مطالعه ی دانش آموزان با برنامه های والدین در خانه
۴. ارائه کمک های مختلف روانی و تربیتی به دانش آموزانی که به آنها نیاز دارند .
۵. کمک به کارکنان مدرسه در فراگرفتن هرچه بیشتر درباره رشد ، یادگیری ، شخصیت ، کسب بینش بیشتر درباره ی نیازهای آنان از طریق کلاس های آموزش ضمن خدمت .
روان شناسان و مربیان تعلیم و تربیت معلم را مرجع واقعیت برای کودک می دانند ، در مدرسه کودکان باید بیاموزند که با زندگی آن چنان که هست مواجه شوند ، باید بیاموزند که با آداب و رسوم و ارزشهای موجود در جامعه خود را منطبق سازند و به نیازهای دیگران توجه داشته باشند ، در این حیطه نیاز نیست که معلمان از نقش واقعی خویش که آموزشی هست فراتر بروند بلکه از آنان انتظار می رود رفتار و فعالیت های معمولی خویش را براساس اصول و ضوابط سلامت روان مورد آزمون و ارزشیابی قرار گیرند.
۲-۱۶- عوامل موثر بر سلامت روان:
انسان برای حفظ و تأمین سلامت روانی، از جهات مختلف روانی، دقیقاً باید تحت کنترل باشد. از نظر گنجی عواملی که در سلامت روانی اشخاص نقش اساسی دارند عبارتند از :
۱)خود ۲)خانواده ۳)عوامل اجتماعی فرهنگی

۲-۱۶-۱- خود
مهمترین عاملی که مسؤولیت تأمین بهداشت روانی را عهده دار است خود یا ایگو است. هر یک از عوامل فوق یعنی والدین و عوامل اجتماعی فرهنگی تنها مراحلی از زندگی انسان را تحت کنترل دارند و بعد از مدت معینی انسان را رها می‌کنند، حال آنکه خود انسان همیشه با او بوده، و از او جدایی ندارد. پس باید به این نکته توجه کنیم که حتی زمانی که تحت مراقبت والدین خود و مراکز تربیتی فرهنگی قرارداریم خود، مسؤول خود هستیم. زیرا اگر زمانی که تحت مراقبت شدید هستیم اگر خود نخواهم که تربیت شویم، هیچ کس نمی تواند به اجبار در ما تغییر ایجاد کند ( گنجی و همکاران ۱۳۷۸ ).

۲-۱۶-۲- خانواده
والدین به خاطر نقش های وراثتی و تربیتی که برای فرزندان خود تدارک می بینند، در بهداشت جسمانی و روانی فرد اهمیت بسزایی دارند. شاید مهم ترین نقش خانواده در بهداشت روانی کودک در بعد آموزشی و تربیتی باشد. خانواده هم می تواند با ارائه الگوهای اخلاقی و ارزشی مناسب به فرزندان نقش مثبتی در بهداشت روانی آنها ایفا کند و هم می تواند با اعمال شیوه های نامناسب فرزند پروری، از قبیل بدرفتاری با کودک و آسیب جسمانی و روانی به او، سلامت روانی کودک رابه مخاطره اندازد.
خانواده به عنوان اولین نهاد زندگی اجتماعی، نخستین فضای رشد اجتماعی و روانی کودک است. خانواده مهمترین منبع حمایت عاطفی در موقع وقوع فشار روانی می‌باشد هنگامیکه برخوردهای فامیلی جایگزین این منابع حمایتی می‌شود. تک تک اعضای خانواده در معرض برخی از فشارهای قابل ملاحظه قرار می‌گیرد. هنگامیکه فشار روانی در خانواده موجود باشد احتمال بیشتری برای بیماری وجود دارد.
الف)عدم حضور پدر در خانواده
یکی از مسائلی که بهداشت روانی کودک را در معرض آسیب قرار می‌دهد عدم حضور پدر در خانواده است. حضور پدر در خانواده اثر قابل انکاری بر روان و عواطف طفل می‌گذارد که عواقب آن در دوران بلوغ و نوجوانی تجلی می‌کند.
ب) اشتغال مادر
اشتغال مادر در بیرون از منزل و انجام فعالیتهای اداری و اجتماعی می‌تواند برای کودک مشکل ساز باشد. مادرانی که به علت خستگی جسمی و فکری ناشی از کار بیرون از منزل، حوصله رسیدگی به امورات طفل را فراموش کرده اند در واقع در زمان حیات خود طفل را از وجود خود و مهر و محبت خود محروم می‌سازند، ضربه‌های شدیدی بر پیکر کودک خود وارد می‌سازند (احمدوند،۱۳۸۲).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع تحقیق درباره the، of، and، listening

۲-۱۶-۳- عوامل اجتماعی فرهنگی
رفتار عاطفی و رفتار اجتماعی در آدمی از همدیگر قابل تفکیک و حتی در بعضی موارد قابل تشخیص نیستند. بدین معنا که هر نوع رفتار عاطفی انسان رنگ اجتماعی دارد زیرا زندگی در میان جمع است که آن را به صورت موجودتی درآورده است، و هر نوع رفتار اجتماعی دارای رنگ عاطفی است، زیرا نمی تواند از گرایش‌ها و رغبت‌های فرد متأثر نشده باشد. بطور کلی، آدمی، اگر هم اجتماعی آفریده نشده باشد، نمی تواند دور از جمع و منفرد زندگی خود را ادامه دهد و این زندگی اجتماعی، طبعاً، رفتارهای او را تحت تأثیر قرار خواهد داد و پندارها، گفتارها، کردارهای او نمایانگر یا مظهر فرهنگی خواهد بود که بر زندگی او حاکم است. به عبارت دیگر، از مطالعه رفتار فرد می‌توان فرهنگ جامعه او را دریافت(شعاری نژاد، ۱۳۸۹ ).
اجمالا این که، اهمیت خود و خانواده هر چه که باشد، سلامت روانی فرد تنها به این عوامل بستگی ندارد، بلکه سلامت انسان به همان اندازه که تحت تأثیر این عوامل قرار دارد، به شرایط اجتماعی و فرهنگی که فرد در آن زندگی می‌کند نیز بستگی دارد. و تعداد زیادی از رفتار و نگرشهای انسان، توسط محیط اجتماعی و فرهنگی شرطی شده است ( گنجی، ۱۳۸۱ ).
چائوهانگ۱۹۹۱)۷۲ ؛ به نقل از دیماتئو، ۱۳۸۷) نیزعوامل مؤثر بر سلامت روان را به شش دسته عمده طبقه بندی می کندکه هرکدام از این عوامل کلی نیز، به عوامل جزئی تری تقسیم میشوند:
الف- محرومیت های جسمانی
۱. تغذیه بد:
نداشتن درآمد کافی و رژیم غذایی ناسالم یکی از عواملی است که در نگهداری و مراقبت جسمانی اثر سوء میگذارد و با ایجاداختلالاتی همچون ضعف عمومی، سردرد، سرگیجه و غیره از توانایی انسان برای احاطه شدن بر مشکلات و تفکر صحیح میکاهد.
۲. محرومیت از خواب و خستگی روانی
نداشتن خواب کافی و راحت که میتواند از شرایط بد محیطی یا مشکلات فردی ناشی شده باشد عامل مهمی در داشتن روحیه شاداب و توانایی مقابله با مشکلات محسوب میشود.
۳. فرآیندهای عاطفی آسیب زا
منظور از این فرآیندها نوع و شیوه تعامل فرد با نیازهای خود و شرایط اجتماعی حاکم بر محیط زندگی است که چگونگی سازگاری فرد را تعیین میکند.
۴. آسیب مغزی
آسیب مغزی نیز یکی از عوامل جسمانی است که در صورت بروز آن کل زندگی بدنی و مهمتر از آن سلامت روانی- اجتماعی شخص را تحت الشعاع قرار میدهد.

ب- عوامل روانی- اجتماعی
۱. محرومیت ذهنی
یکی از مهمترین عوامل رشد و تحول روانشناختی سالم برای انسان لزوم برخورداری انسان از محیطی آرام، طبیعی و نشاط انگیز است تا با مواجهه با محرکهای سالم و متنوع بتواند عواطف و احساسات مثبت خودش را بپروراند.
۲.موسسه ای کردن
امروزه ایجاد مؤسسه های نگهداری که در آن اشخاص با محیط ارتباط سالم و مؤثری ندارند باعث شده تا سلامت روانی افراد تا حدودی به مخاطره بیفتد.
۳. محرومیت در خانه
مکان های مسکونی بسته و نبودن امکانات رفاهی و سرگرمی سالم در محیط خانه نیز از عوامل روانی- اجتماعی مخل سلامت روان به شمار می آید.
ج- الگوهای بد خانوادگی
۱. فقدان رابطه والد- کودک
در صورتیکه والدین در محیط خانه رابطه صمیمانه و تؤام با تعامل مثبت با فرزندان خود نداشته باشند، تحول عاطفی و شناختی کودک دچار اختلال شده و سبب میشود که فرزند آنها در بزرگسالی از سلامت روانی رضایت بخش برخوردار نباشد.
۲. طرد کردن
کانون خانواده به عنوان هسته اصلی برطرف کننده نیازهای روانی و جسمانی فرزندان به حساب می آید و چنانچه والدین نتوانند به نیازهای فرزندانشان پاسخ مثبتی بدهند و به دلایل مختلف آنها را طرد کنند، این شرایط زمینه ساز بروز اختلال روانی و جسمانی شده و آنها را از داشتن شخصیت سالم محروم می سازد.
۳. فزون حمایت گری و محرومیت های عاطفی
توجه بیش از حد به نیازهای فرزندان سبب ایجاد روحیه توأم با وابستگی بیش از حد فرزندان به و الدین میشود که این خود آنها را از مقابله مؤثر با مشکلات و داشتن
اختلال شخصیتی و بالعکس محرومیت های عاطفی و صحبت نکردن با فرزندان آنها را با مشکل ناپختگی عاطفی و نداشتن سلامت روانی مواجه می سازد.
۴. خود مختاری بیش از حد کودک
چنانچه کودک بیش از اندازه خودمختار باشد و توجهی به امر و نهی و راهنمای های والدین نشان ندهد، سبب الگوبرداری نامناسب با محیط اجتماعی شده و سلامت روانی وی را مختل می سازد.
۵.خواسته های غیرواقعی والدین
والدین به عنوان رکن اصلی تربیت فرزندان اثر مستقیم و اجتناب ناپذیری بر شکل گیری شخصیت فرزندانشان دارند، به نوعی که توقع بیش از حد ازتوانایی کودک و به زحمت انداختن کودک سلامت روانی و جسمانی وی را به مخاطره می اندازد.
۶.فقدان انضباط
فقدان اصول و قوانین فردی و گروهی در منزل سبب خودمختاری فرزندان می شود که همراه با بزرگتر شدن آنها و ضرورت پیروی از قوانین اجباری که در محیط وسیع تر خارج از خانه شخص نمی تواند با شرایط محیطی خودش را سازگار نماید و بروز چنین مشکلاتی در آینده سبب بر هم خوردن تعادل روانی شخص می شود .
۷. کمبود ارتباط
در صورتیکه افراد در محیط خانه و با

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید