دانلود پایان نامه

برای ارائهی یک مدل یکپارچه استفاده می‌شود [2].
صفر زاده و قریشی (1390)، در مقالهی ” نقش به‌کارگیری سیستم مدیریت فرآیند کسبوکار در بهبود عملکرد سازمان‌ها” بیانگر این موضوع هستند که مدیریت فرآیند کسبوکار با داشتن الگوهای متعدد مورد نیاز سازمانها، روشی یکپارچه و نظاممند را برای طراحی، اجرا و مدیریت فرآیندهای کسبوکار سازمانها ارائه مینماید. با توجه به این که سیستم مدیریت فرآیند کسبوکار بستری را فراهم میآورد تا انجام کلیهی فرآیندها در سازمان به صورت خودکار درآیند، همهی راهها در حال منتهی شدن به سیستم مدیریت فرآیند کسبوکار به عنوان هستهی اصلی سیستمهای سازمانی جهت بهبود عملکرد سازمانها است. در این مقاله انواع دادههای مربوط به یک فرآیند عنوان شده و سپس، یک مدل یکپارچه برای هماهنگی این دادهها با مدیریت فرآیند کسب و کار بیان میگردد و به بررسی همسوسازی مدیریت فرآیند کسبوکار و مدیریت راهبردی پرداخته میشود، زیرا تدوین راهبرد مناسب و مهمتر از همه پیادهسازی مطلوب آن با استفاده از مدیریت فرآیند، باعث بهبود عملکرد و ارتقاء اثربخشی سازمان شده و موجب رضایت ذینفعان میگردد [1].
کیم24 و همکاران (2007)، رویکردی جهت ایجاد تغییرات اساسی در محیط پویای کسبوکار، بر اساس الگوهای تغییر در مدیریت فرآیند کسبوکار ارائه میدهد. بر این اساس الگوهای تغییر در مدیریت فرآیند کسبوکار را مبنی بر الگوهای گردش کار شناسایی میکند. با توجه به افزایش انعطافپذیری اجرا و پیادهسازی فرآیندهای گوناگون ، مکانیسمی جهت کوتاه کردن زمان اجرای فرآیندها در این تحقیق، طراحی کردهاند. مکانیسم ارائه شده، با هدف حمایت از انتخاب نسخههای فرآیندهای پویا انجام شده است. لذا، این مقاله کمک مؤثری به مدیریت تغییرات فرآیندهای کسبوکار و افزایش انعطاف پذیری BPMS در سازمان مینماید ]29[.
طبق نظر گران25 و همکاران (2007)، برای ساخت مدلهای فرآیند کسبوکار، تحلیلگران فرآیند کسبوکار معمولأ از زبانهای گرافیکی مانند BPMN و UML26 استفاده میکنند. یکی از اهداف این مدلها این است که به عنوان پایهای برای ارتباط بین سهامداران در فرآیند توسعهی نرمافزار استفاده کنند. علاوه بر این، روشهای مهندسی نرمافزار مدل محور مدرن، این پتانسیل را دارند که به طور مستقیم به تولید نرمافزار بپردازند. به این دلایل، کیفیت BPM ها برای موفقیت توسعهی نرمافزار حیاتی است. در این مقاله، در مورد چگونگی به کار بردن مفاهیم قابل مقایسه با برنامه نویسی ساختار یافته BPM ها میپردازد [30].
جانژاک27 (2011)، در مقالهی خود، شبیهسازی را یک جزء کلیدی در مدیریت فرآیند کسبوکار میداند و عنوان میکند: وسعت قابلیتهای شبیهسازی گسترده است و کاربرد آن هم در طراحی فرآیند و هم در بهبود جریان فرآیند میباشد. قابلیت پیشبینی ابزار شبیهسازی در مدیریت فرآیند کسبوکار، میتواند یکپارچگی منسجمتری را در سیستم ایجاد کند. در حالی که استانداردهای کامل برای تعریف فرآیندهای کسبوکار وجود دارد، استانداردهای لازم برای تعریف پارامترهای شبیهسازی ایجاد نشده است. این مقاله چالشهای موجود در ابزار شبیهسازی را بررسی میکند و چگونگی تعریف استانداردها برای شبیهسازی را ارائه میدهد ]31[.
انواع فرآیندهای کسبوکار، اعم از فرآیندهای گردش کار و فرآیندهای کسبوکار نیمهساختیافتهی انعطافپذیر و روشهای مدلسازی فرآیند کسبوکار توسط ستاونو28 و همکاران(2013)، بررسی شده است. توسعهی مدلهای فرآیند کسبوکار مبتنی بر دانش اقتصادی، تغییرات استراتژیک شرکتها، طراحی سازمانها و الگوهای چابک سازمانی هستند که نیازمند فنآوری BPMS برای حمایت از کسبوکار با ساختارها و فعالیتهای ضعیف، میباشند [20].
دلگادو29 (2013)، بر این عقیده است که سازمانها بهسرعت در حال اتخاذ مدیریت فرآیند کسبوکار برای تمرکز بیشتر بر فرآیندهای کسبوکار هستند؛ چراکه آنها عناصر کلیدی در کنترل و بهبود کسبوکار میباشند. اطلاعات فرآیند کسبوکار با تمرکز بر جمعآوری و تجزیهوتحلیل اطلاعات از فرآیندهای کسبوکار و سیستمهای پشتیبان تصمیم، برای کشف فرصتهای توسعهای بنا نهاده شده است [8].
سازمانهای کسبوکار با چالشهای اثر بخشی و کارایی فرآیندهای عملیاتی برای موفقیت در بازارهای رقابتی جهانی مواجه هستند. مندراگون30 و همکاران (2013)، بر این باورند که برای دستیابی به این هدف، فنآوریBPMS ، برای حمایت از استقرار و نظارت بر محیطهای مدیریت فرآیند کسبوکار در 15 سال گذشته پا به عرصهی وجود گذاشته است. به تدریج، سیستمهای نرمافزاری کسبوکار فرآیندگرا با تنوعبخشی اختصاصی یا روشهای غیراستاندارد موقت توسعه یافتند. بنابراین، برای سیستمهای نرمافزاری کسبوکار فرآیندگرا، در تقابل با انواع دیگر سیستمهای نرمافزاری، دسترسی به ساختار خوب و کامل و روشهای توسعهی استاندارد، هنوز امکان پذیر نیست. این مطالعه به معرفی سیستم متدولوژی توسعه برای سیستمهای نرمافزاری کسبوکار فرآیندگرا بهعنوان یک روش توسعهی ساختاری خوب فراهم شده است [26].
واکا31 و همکاران (2013)، عنوان میکنند که استفاده از سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار در عرصهی فنآوری اطلاعات برای اتوماسیون کردن فرآیندهای کسبوکار پدیدار شده است. در اکثر موارد، موضوع امنیت به طور پیشفرض نادیده گرفته میشود، از این رو در این سیستمها هزینههای بالقوه و تهدیدهای فاجعه باری برای سازمان ایجاد میشود. بنابراین، انتخاب کنترلهای اولیهی امنیتی باعث کاهش خطرات واقعی و م
هم است. در این مقاله با انتخاب یک روش مبتنی بر تجزیهوتحلیل خودکار و انتخاب تنظیمات بهینهی امنیتی، تأمین امنیت سهامداران با ابزارهای خودکار برای انتخاب تنظیمات بهینهی امنیتی فنآوری اطلاعات با توجه به طیف وسیعی از حالات فرآیند کسبوکار و سازمانی چند معیاره بیان میشود [32].

2-6- سیستم مدیریت فرآیند کسبوکار
یک سیستم نرمافزار عمومی است که با طراحی و مدلسازی شفاف فرآیندها برای توانمندسازی و مدیریت عملیاتی فرآیندهای کسبوکار به وجود آمده است [16]. سیستم مدیریت فرآیند کسبوکار، بستری را فراهم میآورد تا بهوسیلهی آن انجام رویههای سازمانی و گردش کار سازمان، بر اساس فرآیندها، به صورت کاملاً نظاممند و خودکار درآید. درواقع سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار، مجموعهای از نرمافزارهای کاربردی میباشد که قادر به مدلسازی، اجرا، نظارت فنی و عملیاتی (به نمایندگی کاربران) در فرآیندهای کسبوکار است و اجرای قواعد کسبوکار را بر اساس ادغام و قابلیتهای سیستمهای اطلاعاتی موجود و سیستمهای اطلاعاتی جدید برعهده دارد و دادهها را از طریق خدمات، هماهنگ و یکپارچه میکند[33].
با استفاده از این سیستم، مدیران و برنامهریزان سازمانی میتوانند فرآیندهای اجرایی سازمان را مطابق نظر خود تعریف نموده و در هر زمان تغییر دهند. مسئولان اجرای فرآیندها در مورد نحوهی اجرای فرآیندهای تحت مسئولیت خود، اطلاعات کامل و بهروز را دریافت نموده و در هر لحظه میتوانند بر روند اجرای هر یک از فرآیندها تأثیر گذارند. مدیران سازمان، نظارت دقیقی بر روند اجرای روال های جاری در سازمان خود داشته و گزارشهای آماری ارائه شده توسط این سیستم، اطلاعات با ارزشی را در جهت بازمهندسی فرآیندهای کاری و تجاری سازمان و بهبود روشها در اختیار میگذارند [1].
هر فرآیند کسبوکار یک سیستم اجتماعی- فنی است که توسط انسان و ماشین مدیریت میشود. ولی BPMSها سیستمهایی کاملاً فنی هستند [11].BPMS ها برنامههایی سیستم‌ساز هستند؛ درواقع بدون نیاز به برنامه‌نویس و استفاده از کدهای وقتگیر برنامهنویسی (روش‌های سنتی برنامه نویسی)، این امکان را برای کاربر ایجاد میکند که سیستم یا برنامه کاربردی را با مکانیزه کردن فرآیندها دریافت نماید [17]. رویکرد BPMS براساس مطلوبیت تدریجی میباشد. بهعبارتی، اگر فرآیندهای وضع موجود در سطح 30 هستند با مهندسی مجدد به 100 رسانده نمیشوند؛ بلکه، با استفاده از BPMSو اجرای فرآیندها در سطح سازمان میتوان به گلوگاه‌ها و نقاط بهبود دست یافت. با این رویکرد وجه افتراق BPMS با معماری سازمانی و مهندسی مجدد مشخص میشود.
در پایان سال 2006، درآمد نرمافزارهای بازارBPMS نزدیک به 7/1 میلیارد دلار آمریکا در سال رسید که مبین ویژگیهای جریان اصلی بازار نرمافزار بود. بازارBPMS همچنین، دومین میانافزار )یک نوع نرم افزار یکپارچه) سریعاً در حال رشد دربخش بندی بازار میباشد. تحقیقات گارتنر تخمین میزند که بازار BPMS بیش از 24 درصد نرخ رشد مرکب سالانه داشته باشد [21،34].

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با واژه های کلیدیفرآیند کسبوکار، سیستمهای مدیریت، بهبود مستمر

2-6-1- سیستمهای مناسب برای مدیریت فرآیند کسبوکار دارای ویژگیهای زیر میباشند [11]:
1. این سیستمها باید دارای رویکرد و ساختار افقی باشند به جای رویکرد عمودی – وظیفهای.
2. قابلیت تغییر و انعطافپذیری بالایی داشته باشند، به دلیل تغییر مداوم کسبوکار.
3. در سطح کل سازمان بهکار گرفته شوند چون فرآیندها به هم وابستهاند.

2-6-2- اهداف اصلی در استفاده از : BPMS
1. تسهیل درک و ارتباطات انسانی
2. کمک به بهبود فرآیند
3. کمک به مدیریت فرآیند
4. هدایت اتوماتیک فرآیند
5. اتوماتیکسازی مدیریت اجرایی
6. اتوماتیکسازی اجرای فرآیند
دستیابی به این اهداف بدون وجود یک مدل، غیر ممکن است. مدلهای قابل اجرا، BPMS را قادر میسازند که تغییرات اتوماتیکی را در فرآیندهای کسبوکار در حوزهی محدود خود، شامل قوانین تصمیمگیری، اولویتهای کنترل نشانههای تغییر و توانایی تشخیص الگوها، ایجاد کند [11].

2-7- مدیریت فرآیند کسبوکار دو رکن اساسی دارد [5]:
1. مهندسی مجدد فرآیند کسبوکار BPR32
2. بهبود فرآیند کسبوکار BPI33
در حال حاضر دیدگاههای متنوع دیگری در ارتباط با تحقق فرآیندمحوری، در سازمانها وجود دارند که از آنها میتوان به BPR وBPI اشاره کرد. اما مزیت اصلی BPM نسبت به سایر دیدگاهها این است که در ابتدا لازم نیست فرآیندهای کسبوکار سازمان بهینه گردند، بلکه میتوان وضعیت موجود را مدل کرد و بعد با استفاده از مکانیزمهایی که این دیدگاه در اختیار میگذارد، فرآیندها را بهبود بخشید و آنها را بهینهتر ساخت.

2-7-1- مهندسی مجدد فرآیند کسبوکار
سازمانها برای ماندگاری در کسبوکار جهان امروز، باید به شکل یک تیم کار کنند و وظایف خود را با شناخت کامل از فرآیندهای میان واحدی به صورت مناسب یکپارچه سازند. مهندسی مجدد در واقع، به وجود آورندهی مزیت رقابتی ماندگار است و بهبودهای اساسی در سازمان ایجاد میکند. تعریفی که همر و چامپی34 از مهندسی مجدد فرآیند کسبوکار بیان میکنند، این است که مهندسی مجدد، تفکر اصولی و طراحی مجدد بنیادین فرآیندهای کسبوکار برای دستیابی به بهبودهای بنیادین در شاخصهای اصلی عملکرد نظیر هزینه، کیفیت، خدمات و سرعت است [35].
مهندسی مجدد طراحی دوباره و ریشهای فرآیندهای کسبوکار یک شرکت است. مهندسی مجدد نقش عظیمی برای افزایش بهرهوری از طریق کاهش زمان فرآیند، کاهش هزینه، بهبود کیفیت و رضایت مشتری دارد و اغلب، این امر به یک تغییر
بنیادی در سازمان نیاز دارد. در واقع دیدگاه مهندسی مجدد فرآیند کسبوکار، یک دیدگاه افراطی جهت بهبود وضعیت سازمان میباشد که با رویکردی بالا به پایین در سطح کل سازمان پیادهسازی میشود. این تکنیک با ریسک بسیار بالایی با هدف کاهش هزینه انجام میشود [15].
2-7-2- بهبود فرآیند کسبوکار35:
BPI، رویکردی نظاممند است که هدف آن، کمک به سازمانهاست، تا بتوانند تغییراتی چشمگیر در زمینهی چگونگی انجام کسبوکار، از طریق تعریف مجدد اهداف استراتژیک، همراستاسازی فرآیندها با این اهداف و تعیین روندهای بازار و بهینهسازی خدماتی که برای مشتریان یا ذینفعان ارائه میشود، ایجاد کنند. اصول متعددی در پس بهبود فرآیند کسبوکار وجود دارد که چند مورد از آنها در ادامه آورده شده است:
• همراستاسازی مناسب اهداف کسبوکار
• بالا بردن ارزش مشتری
• تشکیل مالکیت کسبوکار
• ساخت نقاط کنترل
باید در نظر داشت که تغییرات باید به طور مستمر اعمال شوند. حتی سیستمهایی که به بهترین نحو مدیریت میشوند هم، ممکن است به مرور زمان با

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید