دانلود پایان نامه

ندارد و هر کس کم و بیش، گرفتار غلب? یکی از این مزاج هاست؛ بنابراین مزاج کاملاً معتدل و مزاج های مفرد که در آن ها دو طبیعت، کاملاً با هم در تعادل اند به ندرت یافت می شود و مزاج های رایج همان مزاج های مرکب اند که شامل مزاج صفراوی یا گرم و خشک، دموی یا گرم و تر، بلغمی یا سرد و تر، و سودایی یا سرد و خشک می شوند. بر این اساس، می توان افراد را در دو دست? کلی سرد مزاج (که شامل مزاج های سرد، سرد و تر، و سرد و خشک می شود) و گرم مزاج (که شامل مزاج های گرم، گرم و تر، و گرم و خشک می شود) دسته بندی کرد.

4-5- حقیقت مزاج
هر چند مفهوم مزاج، به لحاظ تاریخی، نخست در حوز? طب مطرح شد، ولی با توجه به این که بحث از ماهیت مزاج (به عنوان یک کیفیت) و نقشی که در موجودات دارای نفس دارد جنبه های فلسفی نیز پیدا می کرد، فیلسوفان مسلمان (و حتی متکلمان دوره های میانه و متأخر که از آرای فلسفی متأثر بودند) بحث های دقیق تری را در باب چیستی مزاج و احکام آن (اعتدال و …) مطرح کردند. در این بخش به منظور نزدیک شدن به تصویری که قدما از حقیقت و احکام مزاج داشته اند مروری بر چند تعریف برگزیده خواهیم داشت. سعدالدین تفتازانی از متکلمان معروف اشعری، در شرح المقاصد به تعریف مزاج پرداخته و می گوید:
“مزاج هنگامی حاصل می شود که عناصری کوچک که حامل کیفیات چهارگانه هستند، با هم مجتمع شوند و کیفیتی متوسط را حادث نمایند که این کیفیت حاصل شده، مشابه کیفیت هر کدام از عناصر اولیه نباشد و خود دارای کیفیتی خاص باشد” (تفتازانی، 1409، 3/200).
فیاض لاهیجی نیز، که از متکلمان معروف شیعه است، در گوهرمراد، معنای مزاج را چنین آورده است:
“اجزای عناصر اربعه، چون متصغر شده با هم برآمیزند، صورت هر یک به اعداد کیفیتش در ماد? دیگری تأثیر کند و همه از هم متأثر شوند و صرافت کیفیت هر یک شکسته شود و از مجموع (آن ها) کیفیت متوسط متشابهی پیدا شود، به حیثیتی که نسبت به حرارت برودت نماید و نسبت به برودت حرارت و نظر به رطوبت یبوست و نظر به یبوست طوبت. این معنی معلوم است از آمیخته شدن آب گرم و سرد به یکدیگر، که آب فاتر یعنی، نیم گرم به هم رسد. چون کیفیات اربع که در غایت منافات و ضدیت با هم بودند، صرافت هر یک شکسته شود، و به هم نزدیک شوند، وجهت وحدتی میانشان پیدا شود و مخالفتشان به یگانگی و بیگانگی به آشنایی مبدل گردد، لامحاله مجموع، مستحق صورتی شوند، که چنان که اول هر یک صورتی داشتند که مناسب به یگانگی فعل و تأثیر می کرد، این صورت بر وفق یگانگی کار کند، و چنان که صورت اول کار هر یک بیش نمی توانست کرد، کار همه از این صورت تنها صادر تواند شد. پس در اصطلاح آن کیفیت متوسط متشابهه را مزاج … خوانند” (لاهیجی، 1383: 119).
ابن سینا مزاج را در القانونی فی الطب چنین تعریف می کند:
مزاج :”چنان کیفیتی است که از واکنش متقابل اجزای ریز مواد متضاد، بوجود می آید. در این واکنش متقابل، بخش زیادی از یک یا چند ماده با بخش زیادی از ماده یا مواد متخالف با هم می آمیزند، بر هم تأثیر می کنند و از این آمیزش، کیفیت متشابهی حاصل می شود که آن را مزاج نامیده اند” (ابن سینا، 1993: 1/19).

او در طبیعیات دانشنام? علایی و همچنین قراضه طبیعیات، مزاج را چنین تعریف کرده است:
“این جسم ها چون با یکدیگر گرد آیند به این کیفیت ها ، یک اندر دیگر فعل کنند، پس اندر آن میان مزاج افتد،که چیزی میان این کیفیتها به حاصل شود،همه به یکسان، سرد گرمتر شود، وگرم سردتر شود، وهمچنان خشک، و تر، و آن گاه برحدی بایستد آن حد را مزاج خوانند و شاید اندر وهم که میانه بود، و شاید که به یکی کناره میل دارد و اما صورتهای ایشان به یک حال بود و تباه نشود، وچنان باشد که آخر جدا شاید که شوند، که اگر آن صورت ها تباه شد فساد بود، نه مزاج” (ابن سینا، 1383: 58؛ ابن سینا، 1332: 133) .
“مواد جسمانی، اگر چه در تیرگی و تراکم و سردی در مرز نهایی اند، ولی امتناع از قبول استکمال به واسط? تأثیر مبدئی فعال ندارند… تا آن که به واسط? اکتساب آن امور پخته گشته و اعتدال پیدا کرده … و به واسط? صوری که برآن صور، آثار حکمت و عنایت مترتب است، آماد? پذیرش رشد و حیات گردند” (ملاصدرا، 1981: 8/5-6).
هر موجودی، برای حفظ تعادل اولی? خود، باید مقداری معین از گرمی و سردی یا خشکی و تری را وارد بدن خود سازد. این امر از طریق تغذیه، ورزش، بهره مندی از محیط های متفاوت، معاشرت با افراد، یا کسب ویژگی های مختلف روحی مثل صبوری، بخل و … است، بنابراین در این چهار چوب فکری، غذاها، رفتارها، لباس ها، رنگ ها، عطرها، چهره ها، صداها، و … همگی دارای مزاج اند. نکت? جالب توجه این است که هر کدام از امور یاد شده، دارای مراتب مختلفی از گرمی یا سردی و خشکی یا رطوبت اند که قائلان به مزاج، آن را با روش های متفاوتی مشخص می کردند.

4-6- علائم بالینی و ویژگی های افراد سرد مزاج و گرم مزاج از منظر قدما
ابن سینا در القانون فی الطب، چندین ویژگی را برای مزاج های سرد و گرم بر می شمارد که در ادامه آن ها را، به تفکیک هر یک از مزاج ها، مرور می کنیم.
از نظر ابن سینا، کسی که گرم مزاج است، نبضی قوی و پرقدرت دارد و فاصل? بین هر ضربان در این فرد کوتاه است (ابن سینا، 1993). افراد گرم مزاج پوستی گرم و عمدتاً مرطوب دارند، رنگ پوست بدن این افراد سرخ است که ناشی از زیادی خون در پوست است. افراد گرم مزاج عمدتاً بدنی عضلانی داشته و ماهیچه های زیادی دارند بدن این افراد در هوای سرد به راحتی با عوامل فیزیکی و فیزیول
وژیک گرم می شود؛ اما خنک شدن بدن آن ها در هوای گرم، راحت نیست، این افراد کم خواب بوده و عمدتاً فعال و پرجنب و جوش اند. افراد گرم مزاج عمدتاً آشفته، خوش بین، امیدوار و چالاک اند. در ضمن، این افراد از محیط خود حداقل تأثیرپذیری را دارند.
در مقابل افراد سرمزاج نبضی ضعیف و سست دارند و فاصل? بین ضربان ها در این افراد زیاد است. این افراد پوستی سرد و عمدتاً خشک دارند. رنگ پوست این افراد، سپید یا زرد مایل به سیاه است. بدن افراد سرد مزاج، بیشتر از چربی تشکیل شده است تا ماهیچه، به همین جهت، بدن این افراد عمدتاً عضلانی نیست. بدن افرادی که دچار غلب? سردی مزاج هستند، در هوای سرد به راحتی با عوامل فیزیکی و فیزیولوژیک گرم نمی شود و سرما تا مدت زیادی در بدن این افراد، باقی می ماند. خواب این افراد زیاد بوده و عمدتاً افرادی تنبل و سست اند. افراد سردمزاج، عموماً افرادی آرام، تودار و درعین حال کند هستند، آن ها معمولاً کمتر تشنه می شوند و از لحاظ گوارشی، کم هضم هستد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلید واژه هایجهت‌گیری، رفتاری، گیری

4-7- مزاج ازدیدگاه پزشکی مدرن
پس از تبیین اجمالی معنای مزاج و مفاهیم مرتبط با آن از منظر قدما، به بازخوانی این مبحث برپای? مفاهیم دانش پزشکی نوین می پردازیم. با مروری بر مباحث مطرح در پزشکی مدرن که به نحوی به بحث مزاج نزدیک اند، به نظر می رسد که می توان به چهار تعبیر مختلف دست یافت که هر یک در نگاه اولیه می تواند تعبیری از مفهوم کهن مزاج باشد:

4-7-1- تعبیر اول
یکی از این تغییرات، معادل کردن سردی و گرمی در طب کلاسیک با اسیدیت? خون در پزشکی مدرن است؛ بدین معناکه اگر PH خون از 4/7 پایین آید، فرد دارای مزاج سردی می شود؛ این امر بدن را ضعیف کرده و زمین? ابتلا به عفونت را فراهم می کند. ولی اگر PH خون بالاتر از 4/7 باشد، فرد دارای مزاج گرم است، بر این اساس، فردی که PH آن معتدل یعنی 4/7 باشد دارای مزاج معتدل، و اگر PH آن کمتر باشد (اسیدی) ، دارای طبیعت سرد و اگر بیشتر از آن باشد (قلیایی) ، دارای طبیعت گرم دانسته می شود (مصطفوی، 1351:73-77؛ خدادی، 1389: 180 ، 213)

4-7-2- تعبیر دوم
یکی دیگر از معادل هایی که امروزه برای تعبیر از مزاج های متفاوت استفاده می شود، “هیپوتیرئیدی” یا “هیپرتیروئیدی” است؛ بدین معنا که غد? تیروئید افراد سرد مزاج فعالیت کمی دارد، که به تبع آن متابولیسم پای? (سوخت و ساز پایه پایینی دارند. منظور از متابولیسم پایه حداقل میزان تولید انرژی هر فرد است. در مقابل، غد? تیروئید افراد گرم مزاج فعالیت زیادی دارد، که درنتیجه متابولیسم پای? بالاتری از افراد معمولی دارند (مصطفوی، 1351: 73-77).
4-7-3- تعبیر سوم
یکی دیگر از مفاهیم سردی وگرمی مزاج، به چگونگی تعادل اب و الکترولیت ها و نحو? عملکرد کلیه معطوف می شود. طرفداران این نظریه معتقدند که هرگاه کلیه ها آب و الکترولیت زیادی دفع کنند، فرد دچار خشکی مزاج شده و بالعکس، اگر آب در بدن فرد فزونی یابد، شخص دچار تری مزاج خواهد شد (خدادی، 1389، 207، 212).

4-7-4- تعبیر چهارم
تعبیر دیگر یکه باری مزاج گرم و سرد در پزشکی نوین مدنظر قرار گرفته است،تفاوت سطح پاسخ سیستم عصبی-هورمونی (نورواندوکرین) افراد است. قائلان به این نظریه معتقدند که افراد گرم مزاج دارای فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک بیشتر و سیستم عصبی پاراسمپاتیک (عصب واگ) کمتری از افراد سرد مزاج اند. علاوه بر آن، با افزایش نسبت شدت گرمی مزاج به شدت سردی آن فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک افزایش می یابد. (اهنچی مرکز وسعیدی ومهر،1390).
می توان پرسید که کدام یک از این تعبیرها با یافته های پزشکی امروزه مطابق است و بدین سبب بر تعابیر دیگر ترجیح دارد؟ یک راه برای پاسخ به این پرسش آن است که ما فهرستی از ویژگی های مورد انتظار از تعابیر جدید سردی و گرمی مزاج ترتیب داده و سپس ببینیم کدام یک از تعابیر چهارگان? فوق دارای نسبت بیشتری از این ویژگی هاست.

4-8- ویژگی های مورد انتظار از تعبیر جدید از مزاج
با توجه به تعریف مزاج از دید قدما، تعبیر امروزین آن باید دست کم شش ویژگی زیر را داشته باشد:

4-8-1- ویژگی اول
تعبیر مورد قبول باید اشاره به یک عامل فراعضوی داشته باشد که بتواند مجموعه ای از ویژگی های مربوط به مزاج سرد و گرم را تبیین کند؛ به این معنا که تعبیر مورد قبول باید توان تبیین تغییراتی که در هم? ارگان ها و اعضای بدن اتفاق می افتد را داشته و ا ختصاص به یک عضو خاص نداشته باشد.

4-8-2- ویژگی دوم
تعبیر مورد نظر باید به کیفیتی در بدن اشاره داشته باشد که در افراد مختلف متفاوت باشد، چون براساس رأی قدما مزاج نوعی کیفیت مخصوص به هر شخص است.
4-8-3- ویژگی سوم
خصیص? سوم است که تعبیر منتخب باید توان توجیهی که قدما برای افراد دارای مزاج سردو گرم بیان می کردند را داشته باشد. در بخش های قبلی توضیحاتی دربار? این داده شد.

4-8-4- ویژگی چهارم
تعبیر صحیح و مورد پذیرش طب جدید، باید معطوف به فعل و انفعالات در سطح سلولی (میکروسکوپیک) باشد و نه کیفیاتی که درسطح اندام ها (ماکروسکوپیک) بروز پیدا می کنند؛ چرا که شرایط ماکروسکوپیک که در سطح اندام ها آشکار می شود در انسان های مختلف تفاوت چندانی با هم نداشته و قاعدتاً توان توجیه تفاوت های میان مزاج های سرد و گرم را ندارد.

4-8-5- ویژگی پنجم
تعبیر صحیح باید از آزمون های تجربی در آزمایشگاه ها سربلند بیرون آید، تا بتواند به نسبتی معنادار، بین تعبیر مختار با ویژگی های مطرح شده توسط قدما، در خصوص انواع مزاج دست یابد.

4-8-6- ویژگی ششم

آخرین ویژگی و شاید مهم ترین آن ها، که باید در تعبیر صحیح لحاظ شود این است که این تعبیر باید در مورد انسان های سالم نیز صادق باشد؛ به این معنا که اگر مثلاً مزاج سرد را معادل هیپوتیروئیدی و مزاج گرم را معادل هیپرتیروئیدی بدانیم، در این صورت، هم? انسان ها دچار کم کاری یا پرکاری تیروئید خواهند بود؛ چرا که به زعم معتقدین به گ رمی و سردی مزاج، مزاج معتدل به ندرت یافت می شود.
پس از مشخص شدن ویژگی های تعبیر مورد قبول از مزاج در پزشکی نوین، لازم است هر کدام از چهار تعبیر را با محک این ویژگی ها بسنجیم، تا تعبیر صحیح و جامع مشخص گردد. به این منظور ابتدا توضیح مختصری راجع به مبانی پزشکی و تجربی هر کدام از این چهار تعبیر عرضه می کنیم تا با دقت بهتری بتوان به تعبیر صحیح دست یافت.

4-9- مبانی تجربی تعبیر اول
در توضیح

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید