ساختن انتظارات آن تعریف می کند ( حیدری 1375)
پیاژه می گوید : « هوش فعالیتی است که از فرد سر می زند و دائماً در حال تغییر است. » وی هوش را به عنوان کیفیتی نسبتاً ثابت و قابل اندازه گیری، قبول ندارد و در این باره می گوید: من هوش را نه بر اساس ملاکی ایستا، که دیگران تعریف کرده اند ، بلکه از لحاظ اینکه در حال تکامل است و سیر تکامل خود را طی می کند تعریف می کنم و هوش را به صورت تعادل یابی تعریف میکنم که تمام ساخت های شناختی با طرح واژه ها به سوی آن هدایت شود.»
اگر چه در تعاریفی که توسط صاحب نظران علوم رفتاری از هوش ارائه شده است، توافق آشکاری به چشم نمی خورد اما همگی به نحوی به استعداد و توانایی حل مسائل اشاره دارند.
روانشناسان و پژوهشگران تربیتی به اندازه های هوش عمومی به مثابه عوامل تعیین کننده یا محدود کننده یادگیری کودکان توجه فراوانی مبذول داشته اند.
لاوین در تحقیقی که به میزان همبستگی بین هوش و پیشرفت دروس مختلف پرداخته است، به این نتیجه رسیده است که میزان همبستگی بین آنها(10+)50+ درصد است. البته ممکن است که این مقدار در دوره های دبیرستان و دانشگاه کاهش پیدا کند.
به خاطر اینکه تغییرات و پراکندگی نمرات هوش افراد در آن دوره های تحصیلی محدودتر است و کاهش پیدا می کند.
در یک مطالعه دیگر بررسی ارتباط بین ازمون هوش استنفورد- بینه و پیشرفت تحصیلی دروس مختلف صورت گرفته است و نتایج را به این صورت اعلام نموده اند : هوشبهر با مفهوم خواندن73 درصد، سرعت خواندن43 درصد، زبان انگلیسی 59 درصد، زیست شناسی 54 درصد، تاریخ59 درصد و با هندسه 48 درصد ( کرمی مقدم 1384،).
انگیزش و تاثیر آن بر عملکرد تحصیلی :
به کرات دیده شده است که دانش آموزانی وجود داشته اند که از لحاظ توانایی و استعداد یادگیری بسیار شبیه هم بوده اما در پیشرفت تحصیلی تفاوت های زیادی با هم داشته اند این جنبه از رفتار آدمی به حوزه انگیزش مربوط می شود.
انگیزش به حالت های درونی ارگانیسم که موجب هدایت رفتار او به سوی نوعی هدف می شود ، اشاره می کند. بنابراین ، انگیزش، عامل فعال ساز رفتار انسان است و از جمله عواملی است که می تواند در میزان پیشرفت تحصیلی تاثیر به سزایی داشته باشد.
انگیزه پیشرفت باعث می گرددکه کار دشوار با موفقیت به انجام برسد و همچنینی باعث تسلط یافتن ، دستکاری کردن و انتظام بخشیدن اشیا،، آدم ها و افکار می گردد.
« پژوهش های انجام گرفته حاکی از آنند که افراد دارای انگیزش پیشرفت زیاد در انجام کارها از جمله یادگیری بر افرادی که از این انگیزه بی بهره اند ، پیشی می گیرند» . روانشناسان و محققان تربیتی ، تحقیقات زیادی در رابطه با انگیزش و پیشرفت تحصیلی انجام داده اند که در اینجا به تعداد معدودی از آنان اشاره ای خواهد شد.
رینگنس(2005) در مطالعه ای به بررسی تفاوت های پیشرفت میان دانش آموزان دارای هوشبهر یکسان پرداخت. وی در این مطالعه 30 دانش آموز پسر کلاس نهم که دارای هوشبهر 120 یا بالاتر و دارای میانگین درسی در حدو د15 یا بالاتر بودند مورد مطالعه قرار داد. این گروه دانش آموزان از لحاظ پیشرفت افرادی( بیش آموز) بودند و همچنین گروهی دیگر از دانش آموزان ( کم آموز ) که از لحاظ هوشبهر، جنسیت، سن، مدرسه و حجم درس ها ، با گروه اول مشابه بودند ولی میانگین درسی آنها 12 یا کمتر بود، انتخاب کرد . رینگنس با استفاده از پرسش نامه های مختلف انگیزش و مصاحبه، به تعیین میزان انگیزش هر دو گروه اقدام نمود.
معلوم شد که دانش آموزان بیش آموز در مقایسه با دانش اموزان کم آموز به منظور یادگیری، انگیزه بیشتری برای ایجاد روابط و طرح دوستی با همکلاسی خود، داشتند. ( حیدری1375)
میچل28 و پیاتکوفسکا29 (2004) نتایج و یافته های تحقیق فوق را مورد تایید قرار دادند. آنها به این نتیجه دست یافتند که کم آموزها دارای عادات تحصیلی ضعیف تر و مهارت های کمتری هستند به یادگیری می پردازند و در نهایت از بازده تحصیلی کمتری برخوردار هستند.
بنابراین از بیش آموزی و کم آموزی به عنوان اصطلاحات توجیه کننده انگیزش با موفقیت استفاده بردند ( سیف 1386)
آکوروگلو و والبرگ30 (2009) ضریب همبستگی بین اندازه های انگیزش و پیشرفت تحصیلی حاصل از پژوهش های انجام شده را در مورد637000 دانش آموز کلاس اول تا کلاس 12 بررسی کردند و نشان دادند که میانگین ضرایب همبستگی موجد برابر 0/34+ است . این نتیجه بیانگر آن است که بین دو متغییر، رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. یعنی با افزایش انگیزش دانش آموز، میزان پیشرفت تحصیلی بالا خواهد رفت.
بلوم31 (2008) نیز رابطه بین انگیزش( ویژگی های ورودی عاطفی) و پیشرفت تحصیلی را با ضریب 0/50+ گزارش داده است ( توری، 1385).
رویکردهای علمی عملکرد تحصیلی
آموزش عالی در توسعه اجتماعی و منابع انسانی و تربیت افراد کاردان نقش های عمده ای داشته و در فرایند توسعه ی نیروی انسانی اهمیت اساسی دارند.
یکی از مشکلات شایع نظام آموزشی در بسیاری از کشورهای جهان پدیده ی افت تحصیلی است که زیان های علمی، فرهنگی و اقتصادی زیادی را متوجه دولت های خانواده ها می کند.
تلاش برای شناسایی عوامل مهم در پیشرفت تحصیلی و ارایه راهبردها و انجام اقداماتی در جهت کاهش خسارات ناشی از افت تحصیلی مستلزم تحقیقات بسیاری در این زمینه است.
یکی از ابعاد پیشرفت در آموزش عالی و عملکرد تحصیلی پیشرفت تحصیلی است که مفهوم آن معلومات یا مهارت های آکتسابی عمومی یا خصوصی در موضوع درسی است که معمولاً به وسیله ی آزمایش ها یا نشانه ها یا هر دو که اساتید برای دانشجویان وضع می کنند اندازه گیری می شود (شعاری نژاد ، 1389)
مک لکه لند نخستین کسی بود که با همکارانش درباره ی ماهیت و اندازه گیری پیشرفت مطالعه کرد وی شرایط اجتماعی را در ایجاد انگیزه ی موفقیت دخیل می داند که برخی از آنها عبارتند:
از آموزش در خانواده: مک لکه لند مهم ترین آموزش را در خانواده آموزشی می داند که صفاتی نظیر استقلال فردی، کنترل خویشتن، بلند پروازی های خاص و اعتماد به نفس را در کودکی تقویت نماید به نظر وی درجه ی انگیزه، موفقیت را تحت تاثیر قرار می دهد.
طبقه اجتماعی والدین: به نظر مک لکه لند طبقه ی اجتماعی انگیزه ی موفقیت در عملکرد تحصیلی را تحت تاثیر قرار می دهد و این انگیزه در طبقه ی متوسط بیشتر از سایر طبقات است.
تحرک اجتماعی: در افراد و گروه هایی که گرایش به تحرک اجتماعی دارند انگیزه ی موفقیت بیشتر دیده می شود.
ایدوئولوژی: عامل دیگری که مک به آن توجه داشته تاثیر تغییر ایدوئولوژی بر انگیزه ی موفقیت است در این مسأله را در زمینه پیدایش مدهب جدید، ایدوئولوژی مذهبی باز سازی شده ناسیونالیسم مطرح می کند (روشه32، 1388 ؛ 189-193)
باری سوگارمن جامعه شناس بریتانیایی برخی از جنبه های خرده فرهنگ های طبقه ی متوسط و کارگر را مستقیماً به پیشرفت تحصیلی افتراقی ربط می دهد. وی در مورد وجود افتراق در نگرش و دیدگاه بین دو طبقه، تفسیری ارائه می دهد و بر آن است که به طور عمده ماهیت شاغل یدی و غیر یدی است که موجب این تفاوت ها می شود.
بسیاری از شغل های مربوط فرصتی برای پیشرفت در زمینه ی درآمد و مقام به همراه دارند این امر مشوق برنامه ریزی برای آینده می شود. به عنوان مثال صرف وقت انرژی و پول برای کارآموزی به منظور برخورداری از موفقیت های بالای شغلی.
عملکرد تحصیلی (پیشرفت و افت تحصیلی) از جمله روزآمد ترین موضوعاتی است که در حوزه انگیزه پیشرفت توجه نظریه پردازان و محققان را به خود معطوف کرده.
برخی از عوامل افت تحصیلی عبارتند از:
در مورد افت تحصیلی تعابیر و تعاریف متفاوتی شده است که وجه مشترک همه آنها ناتوانی و شکست در انجام و اتمام موفقیت آمیز دوره تحصیلی رسمی است.
یکی از مهمترین مسائل و مشکلات نظام های آموزشی موضوع افت تحصیلی است زیرا هر ساله از این طریق تعداد زیادی از منابع و استعدادهای بالقوه انسانی و اقتصادی تلف شده و آثار شوم و ناگواری در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی بر جای می گذارد. (صداقت و ملکی، 1381)
افت تحصیلی شامل جنبه های مختلف شکست تحصیلی چون غیبت مکرر از مدرسه، ترک تحصیل قبل از موعد مقرر، تکرار پایه تحصیلی، کیفیت نازل تحصیلات و کسب محفوظات به جای معلومات است.
برخی دیگر از افت تحصیلی کاهش عملکرد درسی را مستفاد می کنند و برخی دیگر اتلاف در نظام آموزشی و در قبال اتلاف هزینه های جاری، اتلاف سرمایه گذاری های ثابت و اتلاف ناشی از هزینه های تحصیل شده به خانواده ها توضیح می دهند. سامان یونسکو مفهوم افت تحصیلی را تکرار پایه، ترک تحصیلی زودرس و کاهش غیبت آموزشی و تحصیلی دانش آموزان نسبت می دهد.
به طور کلی، معیار تشخیص عدم موفقیت دانش آموزان، عملکرد آنان در امتحانات و ارزشیابی های تکوینی (formative evaluation) و نهایی (summative evaluation) است. این عدم موفقیت یا به مردودی و تکرار پایه و یا به ترک تحصیل زودرس منجر می گردد.
نظریه هدف:
نظریه هدف یکی از نظریه های مهم انگیزش است که به شناسایی انواع هدف گرایی در بین دانشجویان و دانش آموزان پرداخته این نظریه به دلایل یا اهداف دانش آموزان و دانشجویان برای رسیدن به موفقیت توجه دارد. در این نظریه هدف عبارت است از بازنمایی شناختی فرد از هدف های مختلفی که برای یادگیری در شرایط پیشرفت برای خود انتخاب می کنند. به عبارت دیگر نظریه هدف بر اهمیت این که چکونه افراد درباره خود، تکالیف و عملکردشان فکر می کنند تاکید دارد (الیوت33، 2001،).
تحقیقات نشان داد که یادگیرندگان که دارای رویکرد عملکرد تحصیلی اجتنابی هستند با فرایند یادگیری بخوبی درگیر نشده و یادگیری آنها به صورت سطحی صورت می گیرد و نهایتاً پیشرفت تحصیلی مطلوب حاصل نمی شود. در سطح 1 درصد، رابطه منفی معنادار (23/0-)، بین عملکرد اجتنابی در پیشرفت تحصیلی وجود دارد. (موسی زاده، 1389)
دانش آموزانی که در بعد عملکرد تحصیلی اجتنابی نمرات بالایی دارند از نظر پیشرفت تحصیلی در سطح پایینی قرار دارند و همبستگی منفی معنادار دارند.
. دانش آموزانی که در بعد بلاتکلیفی نمرات بالایی دارند از نظر پیشرفت تحصیلی در سطح پایینی قرار دارند و همبستگی منفی معنادار (15/0-) در سطح 1 درصد، بدست آمد.
نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که اهداف عملکردی همبستگی مثبت معناداری با موفقیت تحصیلی دارد. و این رابطه در نتایج بدست آمده، برابر با 27/0 در سطح 1 درصد معنادار می باشد.
بین بعد پیشرفت تحصیلی و بعد هدف عملکرد یادگیری رابطه مثبت برقرار می باشد، یعنی پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان توسط معیار هدف گزینی با رویکرد یادگیری مقدور است، و برابر 32/0 است که در سطح 1 درصد معنی دار می باشد.
به منظور پیش بینی پیشرفت تحصیلی از روی چهار بعد هدف گزینی از رگریسون چند متغیری به روش گام به گام استفاده شد. در گام اول تنها بعد عملکرد یادگیری توانست به طور معناداری پیشرفت تحصیلی را به طور معنی داری پیش بینی کند. در گام 2 علاوه بر عملکرد یادگیری، عملکرد گرایشی نیز توانست به طور معناداری پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را مورد پیش بینی قرار دهد.
هدفمندی پیش بینی قدرتمندی برای موفقیت تحصیلی در بین دانش آموزان دبیرستانی جامعه آمار می باشد.
این نتایج با تحقیقات (الیوت34 و دیویک35 1998)، که جهت گیری پیشرفت را به عنوان طرح ها و سازه های شناختی- عاطفی در نظر گرفته اند و نیز با تحقیقات کاپلان (2009)، که بیان می کند جهت گیری هدف می تواند ساختارهای ذهنی و شناختی- اجتماعی وسیعی را در تفسیر رویدادها و موقعیت ها و موجهه با چالش ها هدایت کند، همسو می باشد. نتیجه این پژوهش نشان داد که دانش آموزانی که هدف عملکرد

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد با موضوع سپرده ها، منابع مالی، بانک مرکزی، سود بانکی
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید