تحقیقاتی که پیرامون ارتباط مدیریت زمان با اهمالکاری و عملکرد تحصیلی انجام شده اند پرداخته می شود. از آنجائیکه تحقیقات زیادی پیرامون اهمالکاری انجام شده اما علاقه به پژوهش در زمینه اهمالکاری به دهه 60 برمی گردد (گرلیک83 و همکاران، 2006 به نقل از سواری1390)
در این خصوص که چه عواملی در اهمالکاری تحصیلی دخالت دارند و چگونه می توان با آنها مقابله کرد از قدیم الایام موضوع مورد بحث پژوهشگران بوده است. در پاسخ به این سوال بعضی از پژوهشگران بر فاکتورهای موقعیتی و موقتی مانند بیزاری از تکالیف و نگرانی ارزیابی (مانند سولومون84 و راتبلوم 1999) و برخی از آنها بر مهارت های ضعیف مدیریت زمان (مانند راتبلام و همکاران 2001) تاکید دارند.
هاتل(2009)85 دریک بررسی نشان داد که آموزش مدیریت زمان به افزایش رفتارهای مدیریت زمان و کاهش نمرات اهمالکاری منجر شد برایدون86 (2006) ارزیابی اثرات برنامه آموزشی مدیریت زمان بر اثر بخشی کار را مورد بررسی قرار داد. در این تحقیق 4 عضو هیأت علمی دانشگاه که گرفتار اهمالکاری، دخالت های کاری و ضعف برنامه ریزی بودند و در رعایت اولویت ها مشکل داشتند شرکت کرده بودند نتایج تحقیق نشان داد که آموزش مدیریت زمان باعث افزایش زمان رعایت اولویت ها و نیز افزایش تولید و رضایت آنان گردید (برایدون، 2006، ترجمه سید محمدی، 1389).
هال87 و هارش88 (2002) طی تحقیقی با عنوان ارزیابی اثرات آموزش و مدیریت زمان بر اثر بخشی کاری اعضای هیات علمی چهار دانشگاه نشان داند که پس از آموزش (بین زمان صرف شده برای فعالیت های ضروری و ارزیابی اثر بخشی کار همبستگی مثبت وجود دارد. چارلس89 (1989) طی مطالعه ای با عنوان بهبود رفتار آموزشی معلم (ارزیابی برنامه آموزشی مدیریت زمان) که روی 9 معلم آموزش استثنایی انجام داد به این نتیجه رسید که مقدار زمان صرف شده برای آموزش دانش آموزان از 40 درصد به 80 درصد افزایش پیدا کرد. این تحقیق پیشنهاد می دهد که آموزش معلمان در زمینه مدیریت زمان می تواند مقدار زمان آموزش تحصیلی دانش آموزان را افزایش دهد.
مرکز مشاوره شغلی و تربیتی دانشگاه ایالت فرس (2000) علل شایع اهمالکاری را فقدان آموزش، ترس های غلط، کمال گرایی، ترس از ارزیابی اجتناب از تجربه منفی، ترس و اضطراب، مدیریت ضعیف زمان، فقدان علاقه به موضوع، نداشتن هدف برای مطالعه مهارت های ضعیف مطالعه و خواندن، ترس از شروع مطالعه، خیالبافی، نگرانی درباره مشکلات شخصی، پا فشاری بر موعدهای مقرر، کناره گیری، ترس از شکست، ترس از موفقیت می داند.
راتبلام90 و همکاران (2008) در یک بررسی نشان دادند که اهمالکاری با مدیریت ضعیف زمان ارتباط دارد.
با استناد به تحقیقات انجام شده ضعف مدیریت زمان یکی از ویژگی های اهمالکاران است در این زمینه دوفیگلر معتقد است که اهمالکاری مشکلی است که بسیاری از نوجوان ها و بزرگسالان با آن مواجه اند دامنه آن از کم تحرکی تا فاجعه های بزرگ است و احتمالاً به مشکل مدیریت زمان بر می گردد.
بر آورد نا درست از زمان برای تکمیل تکلیف و یا وظایف از دیگر ویژگی های اهمالکاران است (اکتیک91، 2001 ترجمه سوری 1386،).
اکتیک در این زمینه گفته که مشکل عمده اهمالکاران ناتوانی در برآورد دقیق و صحیح مقدار شمان مورد نیاز برای انجام تکلیف است. اسپکتور92 و فراری93 (2000) معتقدند که اهمالکاری به گونه منفی با جهت گیری زمان آینده و به گونه مثبت با جهت گیری زمان گذشته ارتباط دارد (شعاری نژاد، 1386)
لی94 و شاونبرگ95 (2002) می گویند مدیریت زمان سه مرحله دارد که اهمالکاران در این مراحل شکست می خورند. تعیین هدف، مکانیزم های توجه به برنامه و تعیین فهرست و کنترل ادراک زمان تعیین هدف از طریق پرسش هایی چون در صورت لزوم هدف هایم را برای اطمینان بیشتر بازبینی می کنم مشخص می شود. (دیوانداری، 1389).
فراری96 (2003) برای مهارت های مدیریت زمان پیشنهاد داد که به خاطر داشته باشید که اتلاف وقت همیشه صورت می گیرد و هیچ کس قادر به کنترل مدیریت کامل زمان نیست لذا صبر پیشه کنید اهمیت مدیریت زمان را با دیگر دوستانتان مورد بحث قرار دهید و بر این موضوع تاکید کنید که هم اکنون نسبت به زمان خود مسئولیت بیشتری پیدا کردید. زمان مورد نیاز مطالعه را محاسبه کنید یعنی برای حضور در کلاس سه ساعت مطالعه کنید. به عبارتی حضور در یک کلاس به سه ساعت نیاز دارد بنابراین به بهترین وجه ممکن مهارت های یاد گرفته شده مدیریت زمان را در کلاس به کار ببرید تا بتوانید به پیشرفت خود نظارت کنید از آنها بخواهید که عوامل اتلاف وقت خود را مورد بحث قرار دهند از آنها بخواهید که در انجام کارها اولویت بندی را تمرین کنند یعنی کارهایی که قرار است در طول یک هفته انجام دهند فهرست کنند (هاشمی، 1387).
هالن97 (1999) معتقد است که آموزش مدیریت زمان به کاهش نمرات اهمالکاری منجر می شود.
چارلی98 (2006) طی مطالعه ای با عنوان بهبود رفتار آموزشی معلم که روی 9 معلم آموزش استثنایی انجام داد به این نتیجه رسید که رفتار زمان صرف شده برای آموزش دانش آموزان از 30 درصد به 80 درصد افزایش پیدا کرد. آموزش معلمان در زمینه مدیریت زمان می تواند مقدار زمان آموزش تحصیلی دانش آموزان را افزایش دهد. لی (2002) طی تحقیقی به این نتیجه رسید که اهمالکاران در اولویت گذاری اهداف مشکل دارند.
لی99 (2003) نشان داد بین مدیریت زمان و اهمالکاری رابطه وجود دارد.
شاونبرگ100 (1988) مدیریت زمان یک واسطه ارتباط بین اهمالکاری و رفتار مخرب است.
میلگرام101 (1998) معتقد است که اهمالکاران در مدیریت زمان مشکل دارند.
بوات102 و چک103 (1999) (به نقل از فراری104 و یاز105- مورالز106، 2006) معتقدند که اهمالکاران در جستجوی اطلاعات مورد نیاز برای تکمیل تکلیف زمان کمتری صرف می کنند.
مورگان107 و تام108 (2000) ناتوانی در مدیریت زمان از جمله علل عدم تکمیل تکالیف تحصیلی دانشجویان از راه دور است.
هل109 و همکاران (2000) معتقدند بین روان رنجور خویی و اهمالکاری تحصیلی رابطه وجود دارد.
تحقیقات وسیعی در زمینه اهمالکاری در داخل و خارج از کشور انجام شده و پژوهشگران زیادی عوامل متعددی را در رابطه با آن شناسایی کرده اند. از جمله اضطراب و وابستگی (فراری110، 2000) تفر از انجام وظایف (سولومون111 و روتبلوم112، 1999) ترس از شکست (سولومون و راتبلوم، 2001) ترس از ارزیابی منفی (فراری، 2000) کمال گرایی (جانسون، 2001) عقاید غیر منطقی (بریجز، 2002) عزت نفس پایین (فراری، 2001) (فرجاد 1388) روتبلوم (2003) با ارائه پژوهشی روی دانشجویان بین اهمالکاری و افسردگی ضریب همبستگی 88/0 را به دست آورد یعنی رابط معناداری وجود دارد (فرجاد، 1388)
هم چنین 50% از دانشجویان حداقل نیمی از وقت خود را در انجام تکالیف به تعلل می گذرانند و 38% گاهی اهمالکاری می کنند. اهمال کاری تحصیلی همیشه در زمینه آماده کردن کارهای عملی در طول ترم رایج است تا درس خواندن برای امتحان (سنکال113، 2005 ).
سولومون و روتبلوم (2005) دریافتند که اهمالکاری با اضطراب در ارتباط است.
آلیس114 و جمیز (1999) علل اهمالکاری را خود کم بینی و ترس از شکست معرفی نموده و توزیع اهمالکاری در سطح جامعه را 95% برآرود کرده اند (توری، 1387).
نتایجتحقیقات افرت و فراری (2001) و (2002) بیانگر رابطه بین اهملکاری و عزت نفس بود که حاکی از اهمیت توجه به عوامل عاطفی نیز هستند.
روندا (2001) شوونبرگ (2005) کشف کرده اند که اهمالکاری مربوط به دو خصیصه مهم شخصیتی است (بیابانگرد،1384).
خودآگاهی یا بصیرت اندک (تمایل به موفقیت، مسئولیت پذیری و توان فردی) و روان رنجوری (بی کفایتی و اضطراب، بی ثباتی عاطفی و ترس از شکست) این عوامل شخصیتی با نیاز اهمال کار جهت حفاظت از خودانگاره ها در ارتباط هستند و موجب ایجاد سبک های مختلف از اهمالکاری می شوند(سواری، 1390).
خدا شناس (1390) در بررسی رابطه بین اهمالکاری و اضطراب ضریب همبستگی 86/0 را به دست آورد.
شواهدی وجود دارد که اهمالکاری در دانشجویان با بدبینی و استرس رابطه مستقیم دارد و با خوشبینی رابطه عکس (یارکر115، 2002 و توکمان116 2003 به نقل از امیدوار 1389)
تحقیقات نشان می دهند که وسواس های عملی در ارتباط با اهمالکاری اجتنابی و تصمیم گیری هستند.
نتایج نشان می دهند که افراد مبتلا به تمایلات بالینی وسواس فکری و عملی دچار نوعی بی ارادگی اند (الیس117، 2003 به نقل از حاتمی 1390)
بورکا118 و یوان119 (2005) اضطراب و ترس را عامل اصلی اهمالکاری مزمن برای حفظ اعتماد به نفس آسیب پذیر می دانند.
اضطراب اجتماعی به اضافه ترس بیش از حد باعث می شود که برخی از افراد جهت حفظ جایگاه اجتماعی خود از نظر زمان و انرژی کارها را به تعویق بیندازند (بورکا و یوان، 2005 به نقل از ارجمند 1387)
روانشناسان عوامل گوناگونی را برای اهمالکاری بر شمرده اند که به طور کلی در دو طبقه اصلی طبقه بندی می شوند: عوامل درونی و روانی یعنی آسیب ها و ناهنجاری هائی که مربوط به خود فرد اهمالکار است مانند خود کم بینی، کوته بینی توقع بیش از حد پائین بودن سطح آستانه تحمل، کمال گرایی، افسردگی و اضطراب است. (استیل120، 2007، تریسی121، 2008 ساتن122، 2009 نقل از شفقی زاده 1388)
عوامل بیرونی و محیطی یعنی آسیب هایی که هنگام ارتباط با دیگران و با محیط اطراف، خود را نشان می دهند.
عواملی چون نارضایتی از وضع موجود، احساس عدم مسئولیت، لج بازی، اهمالکاری و پرخاشگری انفعالی، توقع بیش از حد دیگران (نینال123 و درایون124، 2002 به نقل از نیک فطرت 1385)
استیل125 (2007) در یک فرا تحقیق علل و اثرات احتمالی اهمال کاری را با متغیرهای متعدد مورد بررسی قرار داده است. یافته های او نشان داد که بین اهمال کاری و روان رنجوری ، تمرد و سرکشی همبستگی ناچیزی وجود دارد. از طرفی بیزاری از تکلیف ، تاخیر در تکلیف، خودبسندگی، وظیفه شناسی، اشکال در خود کنترلی ، حواس پرتی و تکانشی بودن پیش بینی کننده های قوی بودن اهمالکاری هستند [استیل،2007 به نقل از گلشنی1388]
سیمون در پژوهشی رابطه بین اهمالکاری و ویژگی های شخصیتی مبتنی بر برانگیختگی و اعتقاد به انگیزه های اهمال کاری را بررسی کرد . نتایج تحلیل عامل مقیاس کلی اهمال کاری و مقیاس بررسی احساس نشان داد که رابطه ای بین آنها وجود ندارد( سیمون،2008 به نقل از گلشنی 1388)
تحلیل رگریسون نشان داد که بررسی احساس برون گرایی و شاخص کاهشگر2/5 درصد واریانس اعتقاد به برانگیختگی آزمودنی ها را در رابطه با اهمالکاری نشان می دهد.
این نتایج چالش برانگیز ادعا می کند که اهمال کاری کلی مقیاسی از اهمالکاری برانگیخته شده است. اما نشان می دهدکه برخی افراد معتقدند که اهمال کاری آنان از طریق نیاز برانگیختگی برجسته تحریک می شود. ( سیمون2008 به نقل از خسروی1387)
همانطوری که در این پژوهش عنوان شد عوامل متعددی در رابطه با اهمال کاری شناسایی شده اند که تاثیرات مخرب و زیان باری بر سلامت روان و هم چنین سلامت جسمانی افراد خواهند داشت اهمالکاری تحصیلی در میان دانشجویان تاثیرات منفی شگرفی بر عملکرد تحصیلی آنان می گذارد از این رو راهکارهای متفاوتی برای از بین بردن اهمالکاری و هم چنین اهمالکاری تحصیلی پیشنهاد شده است . مدیریت زمان و مهارت های مربوط به آن از مهم ترین و تاثیر گذارترین این راهکارها به شمار می رود .
مدیریت زمان روشی جهت پالایش کنترل زمان است و احتیاج مدیریت و بهره وری اثر بخش از زمان در میان دانشجویان بیش از پیش احساس می شود. مدیریت زمان با پیشرفت تحصیلی رابطه مستقیم و با افت تحصیلی رابطه معکوس دارد( خسروی1388)
با آگاهی دادن و آموزش مدیریت زمان می توان موفقیت تحصیلی

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه دربارهاستاندارد
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید