افرادند. این زمان ها ممکن است دوره اتمام یک فعالیت و شروع یک فعالیت دیگر باشند. در کارهای اجتماعی زمان های برزخی تقریباً به چشم می خورند، زمانیکه پس از اتمام یک مهمانی دوستانه دانشجویی دوستان تصمیم به خداحافظی می گیرند، بی اراده به اتاق دیگر می روند و ایستاده و سرپا حرف می زنند، دم در معطل می شوند و به یکدیگر قول می دهند که به زودی ملاقات دیگری داشته باشند، سپس همه قول و قرارها هنگام سوار شدن به اتومبیل تکرار می شود. زمان بین فکر خدافظی و عمل خدافظی معمولاً بین 20 تا 30 دقیقه طول می کشد، به این زمان ها می توان زمان برزخی گفت. البته این زمان برزخی شاید یکی از لذت بخش ترین لحظات عمر اجتماعی به حساب آید، ولی اگر به سادگی اجازه دهیم که این زمان های برزخی بیش از نیم دوجین در هر روز ما رخ می دهد، قافیه را باخته ایم و دیگر نمی توانیم دقایق و ساعات تلف شده را جبران کنیم. خودآگاهی و شناخت ارزش زمان های برزخی نیمی از مبارزه است و نیم دیگر این است که به کسانی که از این فرصت بد استفاده می کنند بدون رنجش گوشزد کنیم.
حتماً کسانی را دیده اید که ساعت ها از وقت و پولشان را صرف حرف ها و سخنان بیهوده می کنند و نمی دانند چه لطمه ای به خودشان وارد می کنند. اگر این زمان ها را صرفه جویی کنند، می توانند زمان خوبی را صرف مطالعه کتاب، یا یک تفریح سالم کنند، قدری راه بروند و زمانی به استراحت بپردازند، اما متأسفانه به جای همه این کارها شاید بیش از پنج الی شش بار هر حرفی را پشت تلفن تکرار می کنند. گفتن حالت چطور است؟ خوبه دیگه چطوری؟ یا اصل حالت چطور است؟ و امثال اینها از جمله عباراتی است که در طول یک مکالمه تلفنی بارها و بارها بدون هیچ دلیلی تکرار می شوند و جز اتلاف وقت پیامدی ندارد (غفاری و همکاران، 1379).
روانشناسی برنامه ریزی:
توجه به تئوری های یادگیری در برنامه ریزی از مسائل بسیار مهم است و اصولاً برنامه به منزله طراحی برای یادگیری است. مقصود از تئوری های یادگیری آن است که معلوم شود، چگونه می توان از استعداد دانش آموختگان بر یادگیری استفاده کرد. بدیهی است در این ارتباط شناخت شاگرد و استعدادهای او در درجه اول اهمیت قرار می گیرد. تئوریهای رشد به خصوص نظریات پیاژه در این باره به ما کمک می کند. یادگیری و جریان آن یکی از ارکان عمده آموزشی است. کسانی که در تهیه و تنظیم برنامه های آموزشی دخالت دارند باید از کیفیت یادگیری و اصول و عوامل مؤثر در آن به خوبی آگاه باشند. تنظیم برنامه اختصاص دادن ساعت های معین به تدریس مصنوعی خاص و انتخاب سازمان دادن مطالب درسی باید منطبق بر اصول یادگیری باشد. یادگیری به معنی تغییر در رفتار آدمی است. روان شناسان جدید، رفتار را به معنی آنچه از موجود زنده شر می زند تعریف کرده اند و آن را محدود به اعمال قابل مشاهده نمی دانند. بنابراین تعریف عادات، تمایلات و طرز برخورد افراد با دیگران نیز نوعی رفتار منظور می شود. با توجه به مفهوم رفتار، روان شناسی یادگیری را، رفتار از راه تجربه تعریف کرده اند. تجربه یعنی تأثیر متقابل فرد درمحیط، این تأثیر متقابل امری است مستمر یعنی؛ فرد پیوسته در حال تجربه است (صمیمی، 1385). جان دیویی مفهوم تعلیم و تربیت را همان رشد می داند و حتی از نظر تاریخی دارد که وضع فعلی انسان مربوط به گذشته اوست، یعنی؛ در وجود او پیوند دارد. دیویی تعلیم و تربیت را تجدید نظر در تجربیات، یعنی؛ عادات، احساسات اطلاعات و تشکیل مجدد آنها می داند. بر این اساس منظور دیویی از این سخن آن است که فرا گرفتن مواد درسی هدفی نیست بلکه نتیجه ای که با آن است فرض از تدریس را نشان می دهد. برای مثال: هدف از تدریس ریاضی یا فیزیک فقط فرمول ها و قواعد نیست بلکه ایجاد فکر منطقی در شاگردان است به عبارت دیگر فراگیری رفتار علمی در شاگردان، ایجاد عادات صحیح در برخورد با اشخاص و استفاده از روش های علمی برای تغییر در رفتار دیگران است (دیویی، ترجمه آریان پور، 1339).
توضیح موفقیت و شکست:
افرادی که هفت نوع، توضیح زیر را برای موفقیت و شکست خویش عرضه می کنند: توانایی، تلاش، روحیه و حالت، دشواری کار، جانبداری معلم، بخت بد و کمک غیر عادی دیگران. برای مثال اگر دانشجویان در امتحان مردود شوند، اغلب شکست خویش را یکی از مسائل زیر نسبت می دهند:
1) مطالعه نکردن (نبود تلاش)
2) دشواری امتحان (دشواری کار)
3) به هنگام امتحان در شرایط روحی بدی قرار داشتن (روحیه و حالت)
4) مطالعه اشتباه (بخت بد)
5) رفتار بالهوسانه معلم (جانبداری معلم، مثلا “معلم میخواست به من نمره رد بدهد”)
6) ویا کمبودهای شخصی (توانایی، مثلاً “من همیشه در ریاضیات بد بوده ام”.
در حالیکه در توانایی، روحیه و حالت، دشواری کار، جانبداری معلم، بخت بد، اغلب به منظور توضیح موفقیت و شکست، هردو، به کار می رود.(برای مثال، “من همیشه در درس انگلیسی خوب بوده ام”، “من این درس خیلی مطالعه کردم”، از اسناد کمک غیر عادی دیگران
7) فقط زمانی استفاده می شود که نتیجه امتحان به صورتی غیر قابل انتظار خوب باشد (مثلاً “من هیچ وقت نمی توانستم بدون کمک او این امتحان را بگذرانم”). اگر چه دیگران ممکن است مدعی شوند که توضیحات دیگری نیز برای توضیح موفقیت و شکست وجود دارد (مثلاً “راهنمایی ها روشن نبود” یا “اتاق بسیار گرم بود، ولی نظریه پردازان اسنادی به طور کلی هر توضیح دیگری غیر از هفت توصیح فوق دارد در طبقه بندی بخت بد قرار می دهند. توضیحات دانشجویان درباره موفقیت و یا شکست خود اطلاعاتی را درباره مورد نظارت ایشان در اختیار می گذارد. محور نظارت اشاره به چیزی دارد که فرد نظارت بر موفقیت و یا شکست خود را در آن می بیند و ممکن است در درون او یا برون از او قرار داشته باشد.
مهارت های مدیریت زمان یکی از معیارهایی است که دانشجویان با توجه به آن برای موفقیت در عملکرد خود تلاش می کنند و این تلاش برای موفقیت همان انگیزش برای پیشرفت است . پژوهش ها نشان داده که انگیزش دانشجویان در یادگیری اهمیت مطلوب تری در مقایسه با هوش دارد و افراد با انگیزش بالا بهترین برنامه ریزی ها را در جهت استفاده از زمان انجام میدهند (ایوانس ،2006 به نقل از آل یاسین 1388)
نتایج پژوهش های لینگ و دیگران (2006)نشان می دهد رابطه مستقیمی بین انگیزش و موفقیت و مدیریت زمان وجود دارد.شیفر (2007)در پژوهش خود نشان داد که این افراد با انگیزش هستند که مهارت های مدیریت زمان را مد نظر قرار می دهند .ریچاردز معتقد است نکات اصلی در مدیریت زمان می تواند به دانشجویان کمک نماید تا برنامه ریزی خود را با بهترین روش سازمان دهی کنند همچنین به نظر او دانشجویان می بایست مهارت های مدیریت زمان را در همه جوانب زندگی تمرین نمایند و اولویت بندی فعالیت های مطالعاتی روزانه برای پیشرفت آن ها بسیار مهم است.(شیفر ،2007 به نقل از سلیمی 1387).
عملکرد تحصیلی و تعریف آن
رسالت اصلی و نهایی آموزش و پرورش به طور اعم و برنامه ریزی آموزشی به طور اخص هدایت تکامل فردی و اجتماعی در ابعاد مختلف به نحو مطلوب و قرار دادن افراد در مسیر هدف های شایسته می باشد از طرفی هر فرد برای کسب موفقیت و نیل به کمال در تلاش می باشد. ضروری است با شناسایی عوامل موثر در موفقیت و عملکرد تحصیلی مطلوب، بصورت مستقیم از هدر رفت سرمایه ی مادی (هزینه های تحصیل) برای خانواده ها و جامعه و نیز سرمایه معنوی و عدم شکوفایی استعدادهای فراگیرندگان و عدم استفاده بهینه از سرمایه نیروی انسانی جلوگیری کرد.
عملکرد تحصیلی یکی از مهم ترین ابعاد زندگی اشخاص است که بر سایر ابعاد زندگی تاثیر فراوان دارد
( هاشمی 1389) اصطلاح عملکرد تحصیلی به تجلی جایگاه تحصیلی یک دانشجو یا دانش آموز اشاره دارد و در واقع به مقدار یادگیری آموزشگاهی فرد به صورتی که توسط آزمونهای مختلف درسی سنجیده می شود اشاره می کند بدون تردید عملکرد تحصیلی مطلوب در نظام آموزشی از اهمیت والایی برخوردار است پژوهشگران آزمایشی و روانشناسی تلاش کرده اند تا عواملی که عملکرد یاد گیرندگان را بهبود و ارتقا می دهند شناسایی نمایند. عوامل مختلفی بر عملکرد تحصیلی افراد تاثیر گذارند که متخصصان تعلیم وتربیت آنها را به چهار دسته عوامل فردی آموزشگاهی خانوادگی و اجتماعی طبقه بندی کرده اند (زهرا کار، 1384) .در واقع عملکرد تحصیلی تحت تاثیر ابعاد زیستی روانی و اجتماعی قرار دارد در این بین موهن و گولاتی (1986) مطالعه ای فراتحلیلی بر تعیین کنندگان عملکرد تحصیلی انجام داده اند و عوامل مختلفی را در عملکرد تحصیلی موثر می دانند از جمله هوش محیط خانوادگی تحصیلات والدین و متغیر های شخصیتی. (حیدری1376) یکی از مسایل و مشکلات اساسی در میان دانشجویان مساًله پایین بودن سطح عملکرد تحصیلی در میان آنها ست این پدیده علاوه بر زیانهای هنگفت اقتصادی ، سلامت روانی فراگیرندگان را مخدوش می نماید.
آگاهی از عملکرد تحصیلی به منظور شناخت وضعیت موجود زمینه ساز برنامه ریزی مناسب ترو تصمیم گیری دقیق تر و اقدام جهت رفع موانع خواهد بود (اخوان تفتی ، 1389)از جمله عواملی که می تواند سطح عملکرد تحصیلی افراد را بالا برده و به سطح مطلوب برساند استفاده از مهارت ها و فنون مدیریت زمان است مدیریت زمان یکی از عوامل مهم تاثیر گذار بر کیفیت فعالیت ها و عملکرد تحصیلی شناخته شده که در این پژوهش مورد بررسی قرارگرفته است.
عملکرد تحصیلی عبارت است از « معلومات یا مهارت اکتسابی عمومی یا خصوصی در موضوع های درسی که معمولاً آزمایش ها یا نشانه هایی را یا هر دو ، که معلمان یا دانش آموزان وضع می کنند، اندازه گیری می شود.»
اصطلاح عملکرد تحصیلی به تجلی جایگاه تحصیلی یک دانش آموز اشاره دارد.
در بیان عملکرد تحصیلی می گویند: « این اصطلاح به مقدار یادگیری آموزشگاهی فرد به صورتی که توسط آزمون های مختلف درس مانند حساب، هندسه و علوم و …. سنجیده می شود، اشاره می کند.»
پس با توجه به تعاریف فوق می توان گفت که عملکرد تحصیلی، اصطلاحی است که به مقدار یادگیری و معلومات به دست آمده در فرایند یاددهی که توسط آزمون های عملکرد تحصیلی مورد سنجش و آموزش قرار گرفته، اشاره دارد و نهایتاً براساس میزان پیشرفت حاصل شده می توان به قضاوت و تصمیم گیری پرداخت.
عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی :
بدون تردید، عملکرد و پیشرفت تحصیلی در نظام آموزشی از اهمیت والایی برخوردار است، پژوهشگران آموزشی و روانشناسی تلاش کرده اند، تا عواملی که عملکرد یادگیرندگان را بهبود و ارتقا می دهند، شناسایی نمایند که در این میان موهن و گولاتی(1986) مطالعه ای فراتحلیلی بر تعیین کنندگان پیشرفت تحصیلی انجام داده اند و عوامل زیر را در پیشرفت تحصیلی موثر می دانند. هوش، محیط خانوادگی ، تحصیلات والدین، رابطه بین والدین، انگیزش متغییرهای شخصیتی از قبیل درونگرایی و برونگرایی، روان نژندی و روان پریشی، ادراک خود و سازگاری.
هوش و تاثیر آن بر عملکرد تحصیلی:
یکی از ویژگی های ورودی کلی دانش اموز که برای همه دروس آموزشگاهی مدنظر قرار گرفته است، هوش کلی است.
محققان با توجه به فرهنگ ها و میزان پیشرفت جوامع مختلف ملاک های مختلفی درباره موفقیت مطرح می کنند و مهارت های متفاوتی را معرف هوش می دانند . مثلاً جامعه ارمیکا بر توانایی های هوشی در زبان و ریاضی تاکید دارد. بنابراین کودکان و بزرگسالانی که این مهارت را دارا هستند، با هوش ترین شناخته می شوند. بینه در تعریف هوش به قضاوت درست اشاره دارد : روانشناسان دیگر هوش را توانایی فکر انتزاعی ، توانایی یادگیریریال قدرت حل مسئله یا توانایی سازگاری با موقعیت های جدید می دانند.
وکسلر، هوش را به عنوان استعداد شخصی برای درک جهان و برآورد

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلید واژه های اکسیداسیون
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید