ه رهبری قدم بگذارد
(کتاب مهارت های مدیریت زمان، حنیفه1389 )
نظریه مدیریت زمان:
طرفداران این نظریه برداشتن برنامه و برنامه ریزی بر مبنایی تاکید می کنند. برنامه مطالعه بر مبنای مدل Smart طرحی برای دستیابی به هدف های کوچک و آسان و عملی تنظیم می گردد در برنامه Smart شرکت کنندگان اهداف خاص را انتخاب می نمایند این فعالیت های بر مبنای رفتارهای قابل سنجش، دست یافتنی، واقع گرایانه و با تعین محدوده زمان مطالعه تنظیم می شود. از نمودارهای شخصی به عنوان راهنمای کنترل برنامه مطالعه و فرایند مدیریت استفاده می گردد این نمودارها به شرکت کنندگان کمک می کنند تا از میزان پیشرفت خود آگاه و در نتیجه تقویت شوند به شرکت کنندگان توصیه می شود که مطالعه خود را به سه مرحله تقسیم کنند قبل از مطالعه (انتخاب محیط مناسب برای مطالعه) هنگام مطالعه (کنترل حواس پرتی) و پس از مطالعه (دادن جایزه و تنبیه خود) (سواری 1391، به نقل از شهنی بیلاق و همکاران 1387)
پنج مرحله مدیریت بهتر زمان:
1) تعیین اهداف:
“وقتی هدفمان را از دست می دهیم مجبور هستیم سعی خود را چند برابر کنیم” مدیران موفق، مدیرانی هستند که قادرند بطور واضح و روشن تعریف دقیقی از اهداف بیان کنند و همچنین پیشنهادهای لازم برای رسیدن به این ارائه کند. اهداف، آن چیزهایی هستند که ما را بسوی عمل صحیح سوق داده و جلب می نمایند. در چنین حالتی است که شما می دانید به کجا می خواهید بروید و یا اینکه در نهایت به چه چیزی دست پیدا کنید. در شرایطمشابه و زمان مساوی، هدفگذاری به شما کمک می کند تا آنچه را انجام داده اید، ارزیابی کنید، مدیریت بر مبنای اهداف (MBO) یک روش مناسب برای ارزیابی سازمان، کارکنان و مدیران شرکت می باشد و کاربرد وسیعی نیز در سازمان های امروزی دارد البته نه تنها MBO برای شرکت های موفق مؤثر بوده بلکه برای افراد موفق نیز، هدفگذاری فواید بسیار دارد. پایه موفقیت در زندگی باید بر یک تصویر کلی و خوب از زندگی استوار باشد و اهدافی روشن و دقیق برای هر دوره از مراحل مختلف زندگی مشخص گردد. این تنها راه برقراری حلقه ارتباطی بین وظایف مختلف و کارهای امروزی و موفقیت های فردا و رضایتمندی شما است فقط کسانی قادرند خود را در وضعیت درست و با دیگاهی دقیق جلو ببرند که توانسته باشند تعریفی صحیح از اهدافشان در زندگی به عمل آورده باشند، این افراد حتی قادرند تحت شرایط بسیار سخت کاری با شناخت تقرم و تأخر امور وظایف روزمره، حداکثر استفاده از تواناییهای بالقوه خود را به عمل آورده و بسیار سریع و با اطمینان به اهداف تعیین شده دست یابند.
این امر در سایه استفاده صحیح از زمان شغلی و اوقات فراغت و زندگی خانوادگی تحقق می یابد. کسانیک از اهداف هوشمندانه پیروی می کنند قادرند قدرتهای نیمه خلاق و نیمه هوشیار خود را از طریق خود برانگیختگی و خود انظباطی در جهت فعالیت هایشان بکار گیرند. داشتن اهداف مشخص باعث خواهد شد تا نیروی شما بر روی اهداف و نقاط واقعی متمرکز شده و در نهایت یک کانون پر قدرت برای شما ایجاد شود. البته این مسأله به این امر وابسته است که شما مرتباً از خودتان سوال نکنید که چه کاری بایستی انجام بدهم، بلکه باید به گونه ای باشد که از خودتان بپرسید چرا باید کار را اینگونه انجام دهم. برای هر یک از اهداف امتیازی بر اساس درجه ضرورت قرار دهید، زیرا کلید موفقیت در مدیریت زمان همین عامل می باشد و با این کار شما می توانید زمان خود را به نحو احسن به کارهای مهم اختصاص دهید. اما از کجا باید شروع کرد؟ انسانها ساعت های زیادی از وقت خودشان را هدر می دهند، تنها به دلیل اینکه به جای انجام دادن و متمرکز شدن روی کارهای مهم و اصولی، ساعت های زیادی مشغول اموری میشوند که از درجه اهمیت نسبتاً زیادی برخوردار نیستند، اگر چه تنها صرف کمتر از 20% از زمان، دستیابی به این نتایج را میسر می سازد:
• 20% از یک روزنامه شامل 80% اخبار قابل توجه است.
• 20% از جلسات و ملاقاتها باعث اتخاذ 80% از تصمیمات مهم میگردد.
• 20% از کارهای روزمره هر فرد امکان موفقیت در 80% از فعالیت های کاری را فراهم می آورد.
این وابستگی بین 20 و 80 درصد برای نخستین بار توسط ویلفر پارتو- اقتصاددان ایتالیایی در قرن نوزدهم مطرح گردید که به آن “قانون پارتو” می گویند وی با استفاده از علم آمار به این نتیجه رسید که:
20% از جمعیت و انسانها دارای 80% ثروت ملی می باشند. آنچه از روال امور نتیجه می شود این است که در بسیاری از حوزه های کاری و عملیاتی قانون پارتو مصداق دارد. واضح است که موفقیت انسانها منوط به تلاش آنها در جهت دستیابی به اهدافشان است و هر چه بیشتر تلاش کنیم به نتیج مطلوبتری دست خواهیم یافت به قول آلفونس و دلامارتین؛ اقبال به سراغ کسی می رود که به کار عقیده دارند نه به اقبال (خاکی، 1379).
1-1 الف) اهداف شغلی:
آیا تا کنون به توسعه شغلی خود در بلند مدت اندیشیده اید؟
آیا فکر می کنید حفظ وضع موجود بهتر است؟
احتمالاً شما دانشجو هستید. آیا فکر کرده اید بعد از فراغت از تحصیل چه کار باید بکنید؟
به نظر می رسد انتخاب شغل و توسعه آن و داشتن هدف در این زمینه چیزی نیست که در محدوده زمانی کوتاهی بخواهید به آن فکر کنید. چنانچه خانواده از ابتدا برنامه ریز زمانی مناسبی داشته باشند، به بسیاری از اهداف بلند مدت خود خواهید رسید. انتخاب شغل نیز از آن دسته اهداف بلند مدت است اگر از ابتدا درباره آن تمرکز شود بسیاری از مشکلات فرد و در نهایت جامعه حل خواهد شد و شاید هم اصلاً ایجاد نشود. به همین دلیل داشتن مدیریت و برنامه ریزی در خانواده کمک شایان توجهی در این زمینه خواهد بود. البته این هم مهم نیست که کدامیک از اعضای خانواده می تواند نقش هدایت کننده، مدیر و برنامه ریز را به عهده داشته باشد. بلکه این مهم است که در سایه این راهنمایی ها اعضای خانواده ها در زمینه های مختلف زندگی خود را بی نیاز از برنامه ریزی میدانند و مشکل اصلی از همین جا ناشی می شود. اگر به ارتباطی که بین رضایت شغلی، خانوادگی و اجتماعی وحود دارد بیندیشید متوجه خواهید شد که به دلیل نداشتن رضایت در این زمینه، بسیاری از اوقات قسمت مناسب در طولانی مدت منجر به انتخاب شغل مناسب و اهداف مناسب در این زمینه خواهد شد، مهم نیست که نوع شغل افراد چیست مهم اینست که علاقه و اشتیاق لازم به انجام شغل و انگیزه های لازم در این خصوص نیز در فرد وجود دارد که اگر به جز این باشد، زمان زیادی از دست رفته است اگر چه برای انتخاب شغل مناسب سازمان های زیادی نقش دارند، اما در این میان نقش خانواده و اولیای مدرسهف مشاورین و معلمان راهنما به مراتب از دیگران پر رنگ تر است و آنها بیشترین کمک را به دانش آموزان، به خصوص در مقطع دبیرسان می کنند. هر گاه هدف خود را با گرفتن راهنماییهای مختلف و کسب اطلاعات گوناگون در این زمینه انتخاب کردید، بهتر است به مسئولیت های خود در رسیدن به این هدف فکر کنید و وظایف خود را دسته بندی کنید تا دچار سردرگمی نشوید. هدف شما در ابتدا هر چه که باشد به گامهایی که در این زمینه و نوشتن هدف کلی، اهداف جزئی، وظایف و مسئولیت های شغلی کمک شایان توجهی به شما می کند و ضمناً راه های توسه شغل را در بلند مدت نیز میتوانید در آن بنویسید. در ضمن باید دانست که داشتن هدف بدون تلاش در این زمینه کاری عبث و بیهوده است (غفاری و همکاران، 1385).
1-2- اهداف خانوادگی:
همانطور که قبلا هم گفته شد، داشتن مدیریت و برنامه ریزی در خانواده تعیین کننده بسیاری از مسائل در زندگی است. اهداف خانوادگی نیز در واقع جزئی از مقوله تعیین اهداف در برنامه ریزی خانواده است. چنانچه توسعه خانواده هدف کلی باشد، در زمینه جزئی تر می توان به اهداف زیر اشاره کرد:
1- تعیین استاندارد ها و نحوه زندگی 2- دستیابی به استاندارد های معیشتی در بلند مدت
هر خانواده بر حسب امکانات، سطح سواد، میزان اطلاعات و توقعی که از زندگی خود دارد به برنامه ریزی برای خود بپردازد. البته گاهی همه خانواده ها اطلاعات لازمبرای برنامه ریزی و تعیین اهداف برای توسعه خانواده خود دارند، ولی نداشتن امکانات کافی همه فعالیت ها را بدون نتیجه باقی میگذارد و همه طرح ها و نقشه ها روی کاغذ عقیم می ماند. به عبارت دیگر وضعیت ها در اهداف تاثیر میگذارد. با وجود اینکه وضعیت ها اهداف ما را برآورده می کند، اما بعضی اوقات موانعی بر سر راه تحقق اهدافمان ایجاد می کند، اما نکته ای که در تعیین اهداف خانوادگی حائز اهمیت است، رعایت اولویت نیاز خانواده است. اینکه اولویت با پیش بیی تعداد فرزندان، بهداشت خانواده، توسعه فرهنگی خانواده، مشکن خانواده یا تهیه وسیله نقلیه برای خانواده است از موادی است که جزء وظایف مدیریت خانواده است. زمانبندی انجام این فعالیت ها یکی از مقوله های مهمی است که نباید از نظر دور بماند. موارد گفته شده شاید در نگاه اول اهمیت بسیار نداشته باشد، اما هر یک از مباحث به تنهایی بسیار جای بررسی دارد. چنانچه با فکر و تامل انجام نپذیرد خود باعث ایجاد مشکلات متعدد خواهد شد اینکه تصمیم بگیرید فرزندتان برای ادامه تحصیلات خود مدرسه دولتی را انتخاب کند یا به یک مدرسه غیر انتفاعی برود، یا در خصوص چگونگی نحوه پر کردن اوقات فراغت او چه ایده ای دارید، همه و همه به برنامه ریزی های شما باز می گردد البته همه این تصمیمات به وظایف مدیر خانواده و برنامه ریزان خانواده که قاعدتاً پدر و مادر خانواده یا هر دو با مشورت فرزندان انجام میپذیرد. نتیجه اینکه مدیر، که وظیفه برنامه ریزی را به عهده دارد با توجه به همه امکانات موجود و بودجه ای خانواده و با مشورت دیگر اعضاء خانواده به تعیین اولویت ها می پردازد. خانواده های موفق معمولاً خانواده هایی اند که به برنامه های خود تعهد دارند و تا نیل به اهداف آنرا دنبال می کنند از دیگر اهداف خانواده توجه ب مناسبات و توسعه روابط اجتماعی است. از سوی دیگر توسعه و بهبود روابط بین زن و شوهر نیز مقوله همی است که نباید از نظر دور داشت. این مطلب ساده چنانچه در زندگی به صورت هدف نباشد به مرور منجر به عادت شده و ریشه بسیاری از مشکلات خانواده خواهد شد. لذا بهتر است خانواده ها در برنامه ریزی های خود جایی هم برای بهداشت روانی خانواده، مناسبات و روابط و بهبود آن تمهیداتی در نظر بگیرند (غفاری و همکاران، 1385).
1-3- اهداف شخصی:
علاوه بر هدفهای شغلی، خانوادگی، هدفهای شخصی نیز وجود دارند که در جای خود بسیار قابل تأمل اند. چرا که هر فردی از افراد علاقه مند به رشد و ارتقاء شخصیت خود میباشد و در جا زدنمقبول افراد نیست. رشد مناسب ارتباطات، رشد اطلاعات، تحصیلات، انجام فعالیت های فرهنگی، هنری و ورزشی و استفاده از کتابخانه ها از جمله فعالیت هایی اند که در جهت توسعه شغلی خود می توانید انجام دهید، اما باید توجه داشت که داشتن تعهد در انجام کارها و طرح و نقشه برای انجام دادن آنها ضروری است چرا که برای خود به عنوان اهداف رشد فردی در نظر گرفته اید هر فعالیتی بی اثر خواهد ماند در خصوص این اهداف کسی شما را بازخواست نخواهد کرد، بلکه مسئول و مجری کار مستقیماً خودتان هستید (غفاری و همکاران، 1385).
1-4- اهداف اجتماعی:
اغلب ما در گروه ها و نهاد های مختلف علاوه بر شغل ثابتمان، که بطور مداوم درگیر آن هستیم شرکت داریم، بعضی نیز اصلاَ شغل ثابتی ندارند و علاقه به فعالیت های اجتماعی هم ندارند. بهتر است برای استفاده بهینه از زمان فهرستی از هدفهای اجتماعی برای خود بنویسید و سعی در انجام دادن آن داشته باشید. فعالیت هایی هم هستند که بطور خودکار قابل انجام دادن اند، ولی افراد علاقه مند به انجام دادن آن دارند. این نوع کارها

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلید واژه های نرم افزار، عدم تقارن
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید