دریافتند که فراگیران نیاز بیشتری به توانایی درک، حل مسئله و ارتباط دارند. اگرچه تدریس این مهارت‌ها یک شغل و حرفه به حساب نمیآید، که بتواند بخوبی مورد اهمیت قرار گیرد و انجام شود.
تحقیقات ایمرز۲۲۶ (۲۰۰۱)، محمدی (۱۳۸۰)، روبینز۲۲۷ و دیگران (۱۹۹۷)، رتسچ ۲۲۸(۱۹۹۵)، تینتو۲۲۹(۱۹۹۷)، نیومن و فانیالی۲۳۰ (۱۹۸۹)، پاسکارلا۲۳۱، اسمارت و اتینگتون۲۳۲(۱۹۹۳)، ایمرز (۲۰۰۰)، ارود۲۳۳، اسمیت و کهلبرگ۲۳۴ (۱۹۸۹)، گلور۲۳۵ (۱۹۹۶) نشان داد که ادراکات دانشجو از محیط دانشکده تأثیر مثبتی بر موفقیت، رضایت و خود -اثربخشی وی دارد. به عقیده آستین (۱۹۹۳) رضایت کمتر از سایر برون دادها تحت تاثیر ویژگیهای ورودی دانشجویان قرار می‌گیرد و بیشتر مستعد تاثیر پذیری از محیط دانشگاه می‌باشد.
محیط دانشگاه، ممکن است شامل هر دو نوع ویژگیهای مثبت و منفی باشد که ادراک دانشجویان را تحت تأثیر قرار میدهد. محیط کلاس، ادراک محیط کلاس توسط دانشجویان را تحت تأثیر قرار میدهد. در این رابطه پژوهش‌هایی ارائه میشود . پادهی(۱۹۹۱) مطالعهای در مورد تأثیرات محیط دانشکده و خلاقیت بر خود پنداره تحصیلی و موفقیت تحصیلی انجام داد. نمونه شامل ۶۳۶ دانشجو از پانزده دانشگاه بود. با استفاده از پرسشنامه محیط کلاسی فردی تدوین شده توسط رنتول و فراسرز و پرسشنامه تفکر خلاقانه آچار یالاس، مشخص شد که تأثیر اصلی محیط دانشکده و خلاقیت بر موفقیت تحصیلی و خود پنداره تحصیلی، معنادار است.
یافتههای سامدال و همکارانش (۱۹۹۹) نشان داد که مهمترین پیشبینی کنندههای روانی- اجتماعی محیط دانشگاه در مورد ادراک دانشجویان از موفقیت تحصیلیشان این است که آنها نسبت به دانشگاه احساس رضایت کنند، احساس کنند که استادان از آنها انتظار زیادی ندارند، و اینکه با سایر دانشجویان، ارتباط خوبی دارند. یافتهها میتواند حاکی از آن باشد که مداخلاتی که رضایت دانشجویان از دانشگاه را افزایش میدهد، احتمالاً موفقیت آنها را نیز بهبود میدهد.
پیمپاریان و همکارانش (۲۰۰۰)، رابطه بین رویکردهای دانشجو نسبت به یادگیری، ادراک آنها از محیط دانشکده و موفقیت تحصیلی آنها را مورد مطالعه قرار دادند. دو ابزار شامل نسخه کوتاه پرسشنامه رویکردهای مطالعه و مقیاس محیط آموزشی پزشکی، بر روی ۲۵۶ دانشجوی تایلندی رشته پرستاری دانشکده پرستاری واقع در بنگ کوک اجرا شد. نتایج نشان داد دانشجویانی که در محیط یادگیری، نمره بالایی کسب کرده بود، در رویکردهای توصیه شده یادگیری نیز نمرات بالاتری کسب نمودند و نسبت به کسانی که در محیط یادگیری نمره پایینی اخذ نموده بودند، به میانگین نمرات بالاتری دست یافتند. نتایج حاصل از همبستگی بین ابعاد دو ابزار و موفقیت تحصیلی به لحاظ آماری معنادار بود اما مقادیر همبستگیها، پایین بود.
کول و فیشر (۲۰۰۳)، محیط حمایتی دانشکده در کشور هند را مورد مطالعه قرار دادند. نمونهای شامل ۱۰۲۱ دانشجو در هفت دانشگاه خصوصی پرسشنامه مربوط به آنچه در محیط دانشکده اتفاق میافتد و همچنین مقیاس نگرش را تکمیل نمودند. نتایج نشان داد که سه مقیاس به نامهای پژوهش و بررسی، وظیفه مداری و انصاف بطور مثبت و معنادار با نگرشهای دانشجویان رابطه داشتند. این مطالعه همچنین نشان داد که عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، در رابطه با محیط دانشکده مسئول هستند. داس (۱۹۹۶) در رابطه با محیط روانی – اجتماعی دانشکده و یادگیری، مطالعهای انجام داد. نمونه، شامل پنج گروه از پنج دانشگاه بود. ابزار مورد استفاده، سیاهه کلاس من بود که توسط فرازر (۱۹۸۴) تدوین شده بود و شامل ۲۵ گویه بود که پنج بعد محیط شامل رضایت، اختلاف، رقابت، دشواری و جذب کنندگی را اندازه میگیرد. یافتههای مطالعه آشکار کرد که عواملی روانی – اجتماعی مانند رضایت، اختلاف، رقابت، دشواری و جذب دانشجو، نقش مهمی در عملکرد تحصیلی دانشجویان داشتند. همچنین نتایج نشان داد که دانشجویان گروه مختلط (زن و مرد) نسبت به دانشجویان گروههای یک جنسی (زن یا مرد)، ادراک بهتری از محیط کلاسی داشتند. همچنین دِوی و مایوری (۲۰۰۳) نشان دادند که در میان عوامل مربوط به دانشگاه، صلاحیت استاد، سازماندهی فیزیکی، برنامه درسی و موضوع درسی، سازمان کلاس و دانشکده، روش تدریس و تعامل استاد و دانشجو به عنوان عوامل تأثیرگذار بر موفقیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه، شناسایی شدهاند. آنها مطالعهای در مورد تأثیر دانشگاه و خانواده بر موفقیت تحصیلی دانشجویان انجام دادند. نمونه شامل ۱۲۰ دانشجو و ۴۰ استاد از ۱۵ دانشگاه بود. محقق به منظور مطالعه عوامل مربوط به خانواده، برنامه یک مصاحبه را تدوین نمود. پرسشنامهای که بر روی استادان اجرا شد توسط مایوری و به منظور مطالعه عومل مربوط به دانشگاه تدوین شد.
میشرا (۲۰۰۲) مطالعهای در مورد ادراک محیط کلاسی دانشجویان انجام داد. در میان آنها ۱۰۰ دانشجو قبیلهای و ۱۰۰ دانشجو غیر قبیلهای وجود داشت. در هر گروه، ۵۰ دانشجو شهری و ۵ دانشجو روستایی، وجود داشت. محیط کلاسی بر حسب چهار بعد اصلی شامل روابط میان فردی، هدف مداری یا توسعه شخصی، حفظ و بقای سیستم (نظام) و تغییر سیستم (نظام) در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که دانشجویان پسر، شهری و غیر قبیلهای نسبت به دانشجویان دختر و قبیلهای روستایی، ادراک بهتری نسبت به محیط کلاسی داشتند.
کالیانی و رادهاکریشنا (۲۰۰۲) مطالعهای به منظور پی بردن به تأثیر محیط یادگیری کلاس بر هوش دانشجویان دانشگاه آشرام انجام دادند. نمونهای ۱۸۰ نفری از دانشجویان دانشگاه آشرام انتخاب شدند (۸۵ دانشجو از قبیله چنچو و ۹۵ دانشجو از قبیله لامپادا / ساگالی ). برای سنجش و اندازه‌گیری هوش، ماتریسهای تصاعدی استاندارد و رنگی راوِن (۱۹۹۲) استفاده شد. نتایج نشان داد که، دانشجویان قبیله ساگالی در زمینه هوش با دانشجویان قبیله چنچو برابر هستند. بعضی از مؤلفههای محیط کلاسی به نامهای ویژگیهای استاد، تسهیلات فیزیکی، روش تدریس، باهوش، همبستگی معناداری دارند.
لیزیو و همکارانش (۲۰۰۲)، ارتباط بین ادراک دانشجویان از محیط تحصیلی خود، رویکردهای آنها نسبت به مطالعه و پیامدهای تحصیلی را مورد مطالعه قرار دادند. نتایج نشان داد که ادراک دانشجویان، هر دو نوع پیامدهای یادگیری “سخت” (موفقیت تحصیلی) و “نرم” (رضایت، توسعه مهارتهای اساسی) را هم بطور مستقیم و هم با واسطهگری رویکردهای آنها نسبت به مطالعه تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین، رویکردهای دانشجویان نسبت به مطالعه و ادراکات دانشجویان از محیط یادگیری جاری، پیشبینی کنندههای قوی پیامدهای یادگیری در دانشگاه بود.
همچنین، یی – یون و واتکینز ( ۱۹۹۴)گزارش کردند که دانشجویان دانشگاه هنگکنگ، کلاس خود را نسبتاً رقابتی ادراک میکنند که در آن استاد کنترل کننده و تشویق کننده یادگیری از طریق تکرار است. دانشجویان جو و محیط دوستانهتر و مشارکتیتری را ترجیح میدهند که در آن دانشجویان و استادان به منظور فراهم نمودن انواع فعالیتهای متنوع اما چالش برانگیز در یک چنین محیط یادگیری با یکدیگر همکاری کنند، دانشجویان نشان دادند که آنها به ارتقای رویکرد یادگیری عمیقتر و موفقیتمدارتر گرایش دارند. همچنین بین رویکرد عمیق ترجیحی و محیط یادگیری ترجیحی رابطهای قوی وجود داشت.
لی و ساچدیو (۲۰۰۱) نشان دادند که بین عملکرد تحصیلی و ادراک محیط تحصیلی در میان دانشجویان دانشگاههای انگلیسی و ماراثی، رابطه معناداری وجود دارد. نتایج نشان داد که بین عمکرد تحصیلی و ادراک محیط تحصیلی در میان دانشجویان دانشگاه ناحیه مامبای گریتر، رابطه منفی و معناداری وجود دارد. نولن (۲۰۰۳) ارتباط بین ادراک دانشجویان از محیطهای یادگیری علوم و انگیزه، راهبردهای یادگیری و موفقیت آنها را مورد بررسی قرار داد. نمونهای شامل ۳۷۷ دانشجو در ۲۲ کلاس در فصل پاییز و بهار، پرسشنامهها را تکمیل نمودند. یافتهها نشان داد که توافق درون کلاسی در زمینه تمام ابزارهای محیط کلاسی حاکی از آن بود که دانشجویان ادراکات مشترک و یکسانی از محیط یادگیری کلاسی داشتند. ادراکات یکسان در رابطه با اینکه کلاس بر درک و تفکر مستقل تأکید میکند، پیشبینی کننده مثبت رضایت دانشجویان از یادگیری بود. ادراکات یکسان و مشترک در رابطه با اینکه تنها تواناترین و لایقترین افراد میتوانند در کلاسها، موفق شوند و آموزش بر پاسخهای صحیح تأکید میکند، پیشبینی کننده منفی موفقیت بود.
علاوه بر این، مونوهاران و ساندارام (۲۰۰۳) متغیرهای خاص مرتبط با محیط کلاس و تدریس استاد طبق ادراک دانشجویان را مورد بررسی قرار دادند. نمونه شامل ۴۱۰ دانشجو دانشگاههای واقع در ناحیه دیندیگنل بود. به منظور کسب اطلاعات، مقیاس رتبه بندی ارزیابی دانشجویان از اثربخشی تدریس که توسط بالاپانداران و ودانایاگام (۱۹۸۱) تدوین شده بود و نیز مقیاس محیط کلاسی تدوین شده توسط پاندیا و شفالی، مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که در محیط کلاسی ادراک شده توسط دانشجویان بر حسب محل دانشگاه، نوع مدیریت (دانشگاه دولتی در مقابل دانشگاه حمایتی)، و دریافت کمک هزینه تحصیلی (گیرندگان کمک هزینه تحصیلی در مقابل دانشجویان بدون دریافت کمک هزینه تحصیلی)، هیچ تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین بین محیط کلاسی و اثربخشی تدریس استادان طبق ادراک دانشجویان، رابطه ملایم (محدود) و معناداری وجود دارد.
میشرا (۲۰۰۲) گزارش کرد که بین ادراک دختران و پسران از محیط کلاس خود در دو بعد شامل ارتباط بین فردی و هدفمداری و نیز در ادراک کلی، تفاوت معناداری وجود دارد. در تمام ابعاد، دانشجویان مرد نسبت به دانشجویان زن، ادراک بهتری نسبت به محیط کلاسی داشتند. واکسمن و هانگ (۱۹۹۸) نیز گزارش کردند که جنسیت عامل معناداری در ایجاد تفاوت بین ادراک دانشجویان از محیطهای یادگیری زیستشناسی بود. دانشجویان زن در مقایسه با دانشجویان مرد، ادراک مطلوبتری نسبت به محیط کلاسی داشتند. تلی و همکارانش (۲۰۰۲)، نشان دادند که در ادراک دانشجویان از محیط یادگیری زیست شناسی، بر حسب جنسیت تفاوت معناداری وجود دارد. دانشجویان زن نسبت به دانشجویان مرد، ادراکات و نگرشهای مثبتتری نسبت به زیست شناسی داشتند. لی لی و ساچدیو (۲۰۰۱) نیز گزارش کردند که دانشجویان زن نگرش بهتری نسبت به یادگیری و نیز ادراک بهتری نسبت به محیط تحصیلی خود دارند.
داس (۱۹۹۶) گزارش کرد که دانشجویان مرد و زنی که در سیستم آموزش یک جنسیتی آموزش میبینند، ادراکات یکسان و مشابهی از محیط کلاسی خود دارند. تایر (۲۰۰۱) نیز گزارش کرد که دانشجویان زن و مرد، ادراک مشابهی از محیط کلاسی خود دارند.
اِندو و هارپل (۱۹۸۲) تأثیرات چهار جنبه از تعاملات اعضای هیأت علمی با دانشجو (فراوانی تعامل رسمی، فراوانی تعامل

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه با موضوع هوش هیجانی، قابلیت های فردی، هوش شناختی، توانایی ها
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید