غیر رسمی، کیفیت مشاوره اعضای هیأت علمی، مفید بودن (کمک کنندگی اعضای هیأت علمی) بر پیامدهای متنوع دانشجو بعد از چهار سال را مورد بررسی قرار دادند. اطلاعات و دادههای مربوط به پیامدها با استفاده از پرسشنامه فرشمن (۱۹۷۵) و زمینه یابی دانشجویان فارغ التحصیل (۱۹۷۹) جمع آوری شد. نتایج نشان دهنده اهمیت و تأثیر تعامل اعضای هیأت علمی با دانشجو بر پیامدهای فکری و فردی / اجتماعی دانشکده و رضایت دانشجویان از تجارب آموزشی و تحصیلیشان بود.
کول و فیشر (۲۰۰۳) گزارش کردند که بین زمینه فرهنگی دانشجویان و ادراکات آنها از تعامل استادشان و محیط یادگیری کلاس، رابطه وجود دارد. نمونهای شامل ۱۰۲۱ دانشجو از ۳۱ کلاس در هفت دانشگاه خصوصی پرسشنامه تعامل استاد، آنچه در این کلاس اتفاق میافتد و یک سؤال مربوط به زمینه فرهنگی را تکمیل نمودند. نتایج نشان داد که گروه کاشمیری دانشجویان نسبت به سایر گروههای فرهنگی، ادراک مثبتتری از کلاسهای خود و تعامل استاد داشتند.
بسیاری از جنبههای تجارب دانشکده، میتواند جریان توسعه انسانی را در طول دوران زندگی تحت تأثیر قرار دهد. مطالعه روی زمینهها و محیطهای عاطفی، اجتماعی و تحصیلی که دانشجویان در آن اقامت دارند، تأکید میکند. نشان داده شده است که این محیطها (عاطفی، اجتماعی و تحصیلی دانشکده) تجارب تحصیلی و اجتماعی دانشجویان را شکل میدهند (جانسون، اِستاتون و جورگِنسن – اِرپ ۲۳۶، ۱۹۹۵). طبق گفته برونفنبرنر ۲۳۷ (۱۹۷۷)، محیط دانشکده و دانشجو دارای اثر متقابل بر روی یکدیگر هستند.
پژوهشها نشان داده است که راهکارهای تدریس مناسب اساتید در کلاس درس و کیفیت غنی محیط یادگیری به دانشجویان در سطح مهارتهای سطوح برتر تفکر کمک میکند (کینگ، گودسان و روحانی۲۳۸، ۱۹۹۸).
در سال ۱۹۹۱ اونوسکو۲۳۹ شش مانع اصلی بر سر راه تفکر سطح بالا را اینگونه شناسایی کرد:
۱-آموزش به عنوان انتقال اطلاعات
۲-سطحی بودن آشکار پوشش محتوا (محتوای آموزشی به خوبی پوشش داده نمیشود.)
۳-توقعات پایین استاد از دانشجویان
۴- اندازه بزرگ کلاسها
۵-نبود برنامه زمانی اساتید
۶-فرهنگ فردی اساتید (فیشر، بول و پریبش۲۴۰، ۲۰۱۱).
سِردار ۲۴۱(۱۹۹۹) با استفاده از ۱۳ معلم با تخصصهای گوناگون در دبیرستانهای آنکارا – پولاتلی۲۴۲ و از طریق پرسشنامهای که خود طراحی کرده بود، مطالعهای انجام داد. طبق مطالعه او، معلمان بر این باورند که از طریق یادگیری فعال و فعالیت در کلاس میتوان مهارتهای تفکر را بهبود بخشید. اندیشهها و تفکرات معلمان، به رویکرد مبتنی بر محتوا، نزدیکتر است. او به این نتیجه دست یافت که معلمان بیش از اندازه به برنامه و طی مراحل و گامهای آن، وابسته هستند، و زمانی را به مهارتهای فکری اختصاص نمی دهند و در زمینه روش شناسی یا شیوههای مربوط به بهبود تفکر در کلاسها، از صلاحیت و شایستگی کافی برخوردار نیستند. علاوه بر این، همیشه تنها دانش محض مورد آزمون قرار میگیرد و به توضیح، تفسیر و تعبیرها ارزشی داده نمیشود. در رابطه با مهارتهای تفکر، موضوعات درسی نیز تفاوتهایی را وجود میآورند به طوری که موضوعات درسی مانند علوم و ریاضیات در مقایسه با علوم اجتماعی، برای بهبود مهارتهای تفکر، مناسبتر هستند. هر چند، به نظر میرسد جنسیت، سابقه آموزشی یا تجربه تدریس، منجر به ایجاد تفاوت در مهارتهای تفکر نمی شوند.
گِلِن۲۴۳ (۱۹۹۹) به این نتیجه دست یافت که معلمان در زمینه بهبود مهارتهای تفکر، خود را با صلاحیت میدانند، اما مشاهدات انجام گرفته، خلاف این را ثابت نموده است. او با اجرای پرسشنامهای بر روی ۹۷ معلم در ۳۰ مدرسه ابتدایی مختلف در آنتاکیا۲۴۴، مطالعهای انجام داد. سپس، او ۲۴ معلم را که بطور تصادفی انتخاب شده بودند، مورد مشاهده قرار داد. او دریافت که عوامل مختلفی مانند جنسیت، سابقه آموزشی، تجربه تدریس یا حیطه موضوعی منجر به ایجاد تفاوت در ادراکات معلمان نمیشود. او گفت دلایل اصلی وجود ناسازگاری بین آنچه معلمان میگویند و آنچه انجام میدهند، آموزش معلم، عدم وجود دروسی برای بهبود تفکر، معلم محوری و عدم انگیزه معلمان در جهت توسعه حرفهای خودشان است.
کایا۲۴۵ (۱۹۹۷) مطالعهای به منظور یافتن سطح مهارتهای تفکر انتقادی دانشجویان و عوامل مؤثر بر آن، انجام داد. نمونه او شامل ۱۴۴ دانشجو بود که بطور تصادفی از دانشگاه استانبول۲۴۶ و از رشته‌های علوم، پزشکی، علوم اجتماعی و مهندسی انتخاب شده بودند. نتایج نشان داد که سطح مهارتهای تفکر انتقادی دانشجویان، در حد متوسط بود و این سطح ممکن است به موازات افزایش وضعیت اجتماعی- اقتصادی، تغییر کند. همچنین، حس کنجکاوی موجبات دستیابی به سطوح بالاتر تفکر انتقادی در دانشجویان را فراهم میآورد. علاوه بر این، طبق نتایج این مطالعه، دانشجویان متعلق به بخشهای خاصی مانند مهندسی و پزشکی، در زمینه تفکر انتقادی وضعیت بهتری دارند.
اُنر۲۴۷ (۱۹۹۹)، مطالعهای در یک مدرسه ابتدایی واقع در آدانا – سیهان ۲۴۸، و بر روی ۱۸ دانش آموز پایه پنجم که آنها را به دو گروه آزمایش و کنترل، تقسیم کرده بود، انجام داد. از طریق این مطالعه، او نشان داد که یادگیری مشارکتی در مدرسه ابتدایی و در میان دانشآموزان پایه پنجم، موجبات بهبود مهارتهای تفکر انتقادی و افزایش موفقیت تحصیلی آنها را فراهم میکند.
در مطالعه دیگری، مانزار۲۴۹ (۱۹۹۹) چهار کتاب درسی مورد استفاده در دروس زبان و ادبیات ترکی دبیرستانها را مورد بررسی و مطالعه قرار داد. او بیان میکند که کتابهای ادبیات مطالعه شده در دبیرستانها، زمینه توسعه مهارتهای خلاقیت، حل مسأله و تفکر انتقادی دانشآموزان را فراهم نمی کند، در حالی که، آیسال۲۵۰ (۱۹۹۸) در مطالعه خود به این نتیجه دست یافت که روش بحث و مذاکره مورد استفاده در محیطهای آموزشی به دانشجویان اجازه میدهد تا مهارتهای تفکر انتقادی خود را توسعه دهند. او بعد از انجام مطالعهای بر روی دانشگاه اینونو۲۵۱، هیأت علمی علوم تربیتی، بخش تاریخ و با استفاده از آزمون تفکر انتقادی و گروه بندی دانشجویان به گروههای آزمایش و کنترل به این نتیجه دست یافت.
در پژوهشی مشابه، اُزکینار ۲۵۲ (۱۹۹۶)، در رابطه با تمرین استفاده از راهبردهای تفکر انتقادی مانند حل مسأله، تصمیم گیری، استدلال و خلاقیت در یادگیری زبان، مطالعهای انجام داد. او به منظور آگاهی از عملکرد دانشآموزان بعد از یک دوره آموزش هشت هفتهای، آزمایشی ترتیب داد . یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل و در مجموع ۲۴ دانشآموز در آن مطالعه شرکت داشتند. او به این نتیجه دست یافت که هنگامی که به دانشآموزان تمرین کافی ارائه شود، در مقایسه با زمانی که از متون خواندنی استفاده میکنند، در تواناییها و قابلیتهای فکری دانشآموزان، بهبود حاصل میشود.
۲-۳- نتیجه‌گیری

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع و ماخذ پایان نامهعقد اجاره، ضمن عقد، شرط ضمن عقد

بررسی کیفیت برنامه درسی میتواند در زمینههای متعددی انجام پذیرد. در واقع، برنامه درسی میتواند سطوح مختلفی را پوشش دهد. برنامه درسی آرمانی، مکتوب، حمایت شده، اجرا شده، آزمون شده، یادگرفته شده، پنهان و پوچ به عنوان یکی از دسته بندیهای سطوح برنامه درسی به شمار میآید.
کیفیت محیط حمایتی دانشکده نیز میتواند بر اساس عناصر متعددی ارزیابی شود که از جمله آنها میتوان به امنیت محیط فیزیکی، فعالیتهای رهبری مشترک، انجمنهای یادگیری فردی ساخت یافته و موارد مشابه دیگر اشاره نمود.
مفاهیم مرتبط با کیفیت برنامه درسی و محیط حمایتی دانشکده میتوانند بر بسیاری از خصوصیات دانشجویان تاثیرگذار باشند. سطوح برتر تفکر ، یکی از مفاهیمی است که میتواند تحت تاثیر عوامل ذکر شده قرار بگیرد. مفاهیمی چون، شناخت، ادراک، تفکر خلاق، تفکر نقادانه، کاوش، بینش، فراشناخت، حل مسئله، تفکر منطقی و … از مواردی هستند که با سطوح برتر تفکر در ارتباطند.
لذا در این پژوهش، سعی بر آن است تا ارتباط بین کیفیت برنامه درسی اجرا شده و محیط حمایتی دانشکده با تعدادی از موارد مرتبط با سطوح برتر تفکر مورد ارزیابی قرار گیرد.
بر اساس موارد فوق و بررسی مبانی نظری و پژوهشهای انجام شده در حوزه متغیرهای پژوهش، مدل مفهومی این پژوهش در شکل ۲-۱ نشان داده شده است.

شکل ۲-۱- مدل مفهومی ارتباط کیفیت برنامه درسی اجرا شده و محیط حمایتی دانشکده با مهارتهای سطوح برتر تفکر

در این پژوهش، متغیرهای کیفیت برنامه درسی اجرا شده شامل، کیفیت برنامه درسی عمومی، تخصصی، اصلی و عملی و همچنین، کیفیت محیط حمایتی دانشکده به عنوان متغیرهای پیشبینی؛ و مهارتهای سطوح برتر تفکر شامل مهارتهای تفکر خلاق، تفکر انتقادی، تصمیمگیری و حل مسئله به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شدهاند و نقش کیفیت برنامه درسی و کیفیت محیط حمایتی دانشکده به تنهایی و به طور همزمان در پیشبینی مهارتهای سطوح برتر تفکر دانشجویان سنجیده خواهد شد.

فصل سوم

روش شناسی
مقدمه
در این فصل به بررسی روش پژوهش، جامعه آماری و نمونه، ابزار پژوهش، روشهای جمع آوری اطلاعات و روشهای تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته خواهد شد.

۳-۱- روش پژوهش

با توجه به اینکه در پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین کیفیت برنامه درسی اجرا شده و محیط حمایتی دانشکده با مهارت سطوح برتر تفکر پرداخته میشود، از نظر نوع جزء طرحهای کاربردی و روش پژوهش آن توصیفی از نوع همبستگی میباشد .متغیرهای پژوهش شامل متغیرهای پیش بین کیفیت برنامه درسی اجرا شده و کیفیت محیط حمایتی دانشکده و متغیر ملاک مهارتهای سطوح برتر تفکر دانشجویان میباشد. به دلیل اینکه پژوهش در یک محیط سازمانی بدون دخالت محقق صورت میگیرد هیچ یک از متغیرها کنترل نمیشود.

۳-۲- جامعه آماری

در این پژوهش جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز در سال تحصیلی ۹۲-۹۱ میباشد که تعداد آنها ۳۶۷ نفر است. از این ۳۶۷ نفر ۲۶۷ نفر زن و ۱۰۰ نفر مرد هستند.
۳-۳ – روش نمونهگیری و حجم نمونه

روش نمونهگیری این پژوهش، نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای بود. بدین صورت که به صورت تصادفی %۳۰ از دانشجویان سال آخر دانشکدههای علوم انسانی(۱۹۴ نفر)، علوم پایه(۴۶ نفر)، فنی مهندسی(۱۱۱ نفر)و هنر و معماری( ۱۶ نفر) انتخاب شده ، که تعداد آنها به ۳۶۷ نفر رسید، اطلاعات جمع آوری گردید.
۳-۴- ابزار پژوهش

۱- مقیاس محقق ساخته کیفیت برنامه درسی اجرا شده: این مقیاس بر اساس طبقه بندی برنامه درسی عمومی، تخصصی، اصلی و عملی توسط محقق طراحی شده و شامل ۶ سؤال ۷ گزینهای از نوع لیکرت میباشد. روایی این مقیاس با استفاده از روش تحلیل گویه و همبستگی بین گویههای مقیاس با نمره کل هر مقیاس بدست آمد. پایایی این مقیاس

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید