مشخص می شود. در حالی که پیلونفریت، قسمت های بالاتر مجاری ادراری (کلیه ها و لگنچه )را درگیر می کند و ممکن است آرام یا با تهوع و استفراغ همراه با سپسیس رخ دهد.23

1-8-1-4- سپتی سمی
هنگامی که دفاع طبیعی بدن میزبان ضعیف است اشرشیا کلی به خون وارد شده و باعث سپتی سمی می شود. اشرشیا کلی ممکن است باعث آرتریت چرکی، آبسه های پیش کلیوی، اندوکارویت، استئومیلیت، سینوزیت، آبسه های مغزی، پنومونی و سایر عفونت ها شود.
1-8-2- عفونت های مجاری ادراری UTI))
عفونت دستگاه ادراری یا UTI))، به حضور پاتوژن های میکروبی درون مجاری ادراری اطلاق می شود و یکی از شایعترین عفونت ها در بیماران سرپایی و یا بستری در بیمارستان است. اشرشیا کلی از مهمترین عوامل اتیولوژی UTI در انسان و تقریباً در تمام سنین محسوب می شود(ادیب فر، 1383). اشرشیا کلی یوروپاتوژن (UPEC)1، بیشترین ارگانیسمی است که در عفونت های UTI یافت می شود و عامل 80 درصد موارد UTI حاد دستگاه ادراری را تشکیل می دهد (استرایتون، 1373). سالیانه حدود 150 میلیون نفر در دنیا به عفونت مجاری ادراری مبتلا می شوند و بیش از 6 میلیون دلار هزینه بر اقتصاد کشور ها تحمیل می شود. فراوانی عفونت مجاری ادراری در زنان بیشتر از مردان می باشد به طوری که تقریباً نیمی از خانم ها حداقل یکبار در طول عمر خود، عفونت مجاری ادراری را تجربه کرده اند. مهمترین فاکتور تعیین کننده ی بیماری زایی سویه های UPEC توانایی اتصال آن ها به سلول های اپی تلیال روده از طریق ادهسین ها هست. فیمبریه های P مهمترین فاکتور ویرولانس این باکتری ها هستند. علاوه بر این، سویه های UPEC همچنین می توانند مولکول های چسبندگی غیر فیمبریه ای مانند Dr, AFA I, AFAII را نیز بیان کنند که همگی آنها به وسیله ژن های کروموزومی بیان می شوند. UPEC همچنین توکسین های Sat 2Cft I, 3 و همولیزین را تولید می کند(ادیب فر، 1383). باکتری ها معمولاً از سه طریق ممکن است به دستگاه ادراری وارد شوند که شامل : عفونت بالارونده، انتشار خونی و انتشار لنفاتیک می باشد. سویه های یوروپاتوژن اشرشیا کلی می توانند از طریق مجرای ادراری بالا رفته و باعث ایجاد عفونت گردند (ادیب فر، 1383; طباطبایی و فیروزی، 1384). عفونت مجاری ادراری معمولاً با عفونت مثانه شروع می شود اما اغلب با فرا گرفتن کلیه ها توسعه پیدا می کند و سرانجام ممکن است منجر به نارسایی کلیه ها و پیلونفریت شود و حتی ممکن است به خون هم راه یابد.24با توجه به افزایش خطر UTI در نوزادان، زنان باردار، افراد سالخورده، بیماران با آسیب های نخاعی، متعاقب استفاده از سوند ادراری، بیماران مبتلا به دیابت، مولتیپل اسکلروزیس و بیماران دچار نقص ایمنی درمان اولیه و کنترل بیماری دارای اهمیت خاصی است.
(تاج بخش، 1380; واکر، 1386). در عفونت های ادراری، انتخاب یک آنتی بیوتیک مناسب با کارایی و اثر بخشی بالا می باشد امروزه مسئله ی مقاومت های آنتی بیوتیکی در میان باکتری های پاتوژن به خصوص اشرشیا کلی به یک مشکل جدی تبدیل شده است (جاکلیک و آموس، 1387).
1-8-2-1- مقاومت های آنتی بیوتیکی
باکتری اشرشیا کلی به عنوان یک باسیل بی هوازی اختیاری فلور نرمال روده انسان و حیوانات است اکثر عفونت های ناشی از این باکتری در انسان به صورت فرصت طلب می باشد. اخیراً مقاومت دارویی اشرشیا کلی به چندین آنتی بیوتیک از دسته های دارویی مختلف مورد توجه قرار گرفته است. بتالاکتام ها بیشترین آنتی بیوتیک های مصرفی در درمان عفونت های باکتریایی می باشند. استفاده گسترده از این آنتی بیوتیک ها در باکتری های بیماری زا منجر به تولید و جهش دینامیک و مداوم بتالاکتاماز ها در این باکتری ها و افزایش طیف فعالیت آن ها در برابر آنتی بیوتیک های جدید شده است(بلانکو و همکاران، 11998; بوش و جاکوبی، 21997; هوتون، 2012)3. ژن های blaTEM و blaSHV از مهمترین اپرن های کد کننده بتالاکتاماز ها هستندکه محدوده طیف اثر وسیعی بر روی پنی سیلین ها و سفالوسپورین ها دارند. این بتالاکتاماز ها بر روی پلاسمید ها حمل می شوند، ژن TEM-1 اولین و رایج ترین بتالاکتاماز پلاسمیدی است که در سال 1960 مشخص گردید، این آنزیم سبب مقاومت به پنی سیلین و سفالوسپورین های اولیه نظیر سفالوتین و سفالوریدین می گردد. اشرشیا کلی به دلیل اکتساب پلاسمیدهایی که تولید بتالاکتاماز وسیع الطیف ESBLs را کد می کند، به تعدادی از آنتی بیوتیک ها از جمله سفالوسپورین های وسیع الطیف مقاوم شده است، از این رو درمان عفونت های ناشی از این باکتری علی رغم آسان بودن تشخیص آزمایشگاهی آن با شکست روبرو می شود. ExPEC در سال 2000 به عنوان باکتری که در ایجاد مقاومت های آنتی بیوتیکی به خصوص در برابر سفالوسپورین ها و فلوروکینولون ها مهمترین نقش را دارد، معرفی شد. با توجه به اهمیت شیوع بالای اشرشیا کلی در عفونت های گوارشی و ادراری و همچنین بروز مقاومت آنتی بیوتیکی در گروه آنزیم های بتالاکتاماز وسیع الطیف که یکی از معضلات بهداشتی در سراسر دنیا و کشورمان طی سالیان اخیر می باشد.
ضرورت دارد که مقاومت های آنتی بیوتیکی بر روی عوامل بیماری های عفونی شناخته شود(پیت آئوت، 2012)4.25

1-8-2-2- مقاومت در اشرشیا کلی
درمان عفونت های گوارشی و خارج گوارشی اشرشیا کلی، با ظهور مقاومت های آنتی بیوتیکی در اواخر سال 1940 پیچیده تر شد. ظهور مقاومت در برابر سفالوسپورین ها، فلوروکینولون ها و تری متوپریم- سولفامتوکسازول، که اغلب جهت درمان عفونت های عمومی و بیمارستانی
اشرشیا کلی استفاده می شد، درمان موثر این بیماری ها را به تاخیر انداخت و متعاقباً منجر به افزایش واگیری و مرگ و میر بیماران در اثر این عفونت ها گردید. تا سال 1990، سویه های، اشرشیا کلی به آنتی بیوتیک های نسل اول حساس بودند تا وقتی که چندین مطالعه در سال 2000 در سطح اروپا و آمریکا ی شمالی و جنوبی افزایش 20تا 45 درصدی مقاومت به آنتی بیوتیک های نسل اول را در میان سویه های اشرشیا کلی را نشان داد. در اشرشیا کلی ایجاد مقاومت های چندگانه ی آنتی بیوتیکی می تواند در اثر کسب پلاسمیدهای مقاومت رخ دهد. مکان این مقاومت ها بر روی کروموزوم اشرشیا کلی با نام marA1 معین می شود که پمپ جریان acr AB و دیگر ژن ها را بیان می کند و منجر به مقاومت به طیف وسیعی از آنتی بیوتیک ها شامل تتراسایکلین، کلرامفنیکل، ?-لاکتام ها و نالیدیکسیک اسید می گردد.
مقاومت به آنتی بیوتیک های ?- لاکتام در این باکتری، در بیشتر موارد ناشی از تولید انواع مختلف آنزیم های بتالاکتامازی می باشد که قادر به غیر فعال سازی سفالوسپورین های نسل های جدیدترهستند. بتالاکتامازهای با طیف وسیع ESBLs به دنبال یک موتاسیون در آنزیم های اجدادی blaTEM و blaSHV ایجاد می شوند و غالباً وابسطه به پلاسمید هستند. اخیراً بتالاکتاماز جدیدی به نام CTX-M به طور اختصاصی در سویه های اشرشیا کلی شناسایی شد و باعث ایجاد مقاومت به طیف خاصی از آنتی بیوتیک ها در این باکتری گردید. انتشار ESBLs ها در ورود مقاومت هایی با طیف وسیع در میان جمعیت های اشرشیا کلی به عنوان مشکل بالینی بسیار مهم مطرح شده و باعث نگرانی درمان عفونت های ناشی از این باکتری گردیده است از سوی دیگر اشرشیا کلی به راحتی پلاسمیدهای R2 را به باکتری های روده ای دیگر مانند کلبسیلا، شیگلا، سالمونلا و انتروباکتر منتقل می کند(جانسون و همکاران، 2005; پیت آئوت و همکاران، 2009; اسلیمن، 2000).26
1-8-2-3- فیلوژنتیک اشرشیا کلی
فیلوتایپینگ و آنالیز فیلوژنی جدایه های اشرشیا کلی روشی جهت تعیین سیر تکاملی و قابلیت بیماری زایی این باکتری است. بررسی های انجام شده بر روی سیر تکاملی و تغییرات ژنتیکی اشرشیا کلی نشان می دهد این باکتری از نظر ساختار ژنتیکی به میزان کمی در معرض تغییرات ناشی از نوترکیبی ژنتیکی است این ویژگی اشرشیا کلی باعث شده است که در بررسی پلی مورفیسم داخل گونه ای کاربرد فراوان پیدا کند. برخی از محققین اعتقاد دارند که سویه های بیماری زای این باکتری از سویه های فرصت طلب منشاء گرفته اند. بدین معنی که این باکتری ها به دنبال موتاسیون و یا با اکتساب اپرن های حدت کروموزومی و یا پلاسمیدی قابلیت بیماری زایی را بدست می آورند، که نتیجه آن حضور کلون های مختلف بیماری زا در جمعیت های اشرشیا کلی است.
در ارزیابی تکامل ژنتیکی اشرشیا کلی، بررسی های فیلوژنتیکی از اهمیت خاصی برخوردار است که با روش های PCR، مولتی لوکوس آنزیم الکتروفورزیس1و ریبوتایپینگ2 صورت می گیرد. شناسایی گروه فیلوژنی سویه های اشرشیا کلی به روش PCR، به واسطه تعیین حضور ژن های chuA, yjaA و همچنین قطعه ای از DNA تحت عنوان TSPE4.C2 امکان پذیر می گردد. ارتباط فیلوژنتیکی سویه های ECOR (مجموعه سویه های رفرانس اشرشیا کلی)3 نشان می دهد که سویه های اشرشیا کلی در چهار گروه اصلی فیلوژنیA, B1,B2, D قرار می گیرند. به طور کلی به منظور افزایش دقت گروه بندی فیلوژنی و بر اساس حضور یا عدم حضور ژن های chuA, yjaA و قطعه TSPE4.C2 هفت گروه و تحت گروه فیلوژنی در سویه های اشرشیا کلی تعریف شده است :(A1, A2, B11, B21, B22, D1, D2 ).
سویه های فیلوژنتیکی همچنین از نظر اندازه ژنوم با یکدیگر تفاوت دارند به طوری که ژنوم سویه های موجود در گروه های فیلوژنتیکی A, B1 نسبت به ژنوم سویه های موجود در گروه فیلوژنتیکی B2, D کوچکتر می باشد. بررسی های فیلوژنتیکی بر روی سویه های اشرشیا کلی مولد بیماری های خارج گوارشی در انسان نشان می دهد که آن ها عمدتاً متعلق به گروه B2 بوده و تعداد کمی از آن ها در گروهD قرار می گیرند این سویه ها از نظر حضور ژن های وابسطه به حدت از سویه های فرصت طلب انسانی متفاوتند(موری، 1389; دیوریز و همکاران، 2001; اسکوبار و همکاران، 2006).5،427

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با واژه های کلیدیشرکت مخابرات، تلفن همراه

1-9- عوامل بیماری زایی (ویرولانس در اشرشیا):
تجزیه و تحلیل توالی ژنوم بیانگر این است که ژن های ویرولانس در پاتوژن ها، تا حدودی متفاوت از سایر ژن ها در کروموزوم می باشد. این تفاوت ها شامل محتوای نوکلئوتیدها، درصد GC، ارتباط ژن های ویرولانس با عناصر متحرک ژنتیکی مانند (توان الحاقی، ترانسپوزون ها، اینتگرون ها، پلاسمید ها) می باشد (گارمندیا و همکاران، 2005)6.
توانایی یک ارگانیسم برای ایجاد عفونت نه تنها به حساسیت میزبان در مقابل تهاجم میکروارگانیسم بستگی دارد، بلکه به ویژگی بیماریزایی ارگانیسم نیز مربوط می شود. یک ارگانیسم برای ایجاد عفونت باید دارای فاکتورهایی باشد که اجازه ورود به میزبان و بیماریزایی را پیدا کند. سویه های بیماری زا و غیر بیماری زا اشریشیاکلی در خصوصیات بیوشیمیایی و حساسیت دارویی مشابه اند. توانایی UPEC برای ایجاد عفونت علائم دار دستگاه ادراری به دلیل وجود دو نوع عامل ویرولانس می باشد: ادهسین ها ( مثل فیمبریه نوع I، P-فیمبریه، S-فیمبریه، FIC-فیمبریه و…) و توکسین ها (مثل همولیزین، فاکتور نکروزدهنده تومور) (ناظمی و همکاران، 2010 ). اتصال به اپی تلیوم دستگاه ادراری اولین مرحله UTI می باشد و این باعث می شود تا باکتری نسبت به نیروهای هیدرودینامیک جریان ادرار مقاوم باشد (بهرانی و همکاران 2002) و این موضوع باعث
افزایش یافتن توانایی آن ها برای تکثیر و تهاجم به بافت کلیوی می گردد (جدول شماره1-1) (تیبا و همکاران، 2008)1.
1-9-1-ژن aer (آئروباکتین):
مولکول های متصل به آهن مانند آئروباکتین و آنتروباکتین به وسیله ی برخی از سویه های بیماری زایی اشرشیا کلی، سنتز می گردند. زمانی که میزان آهن در دسترس بافتی پایین باشد، این مولکول ها با اتصال به آهن موجبات ادامه ی حیات باکتری را فراهم می نمایند. باکتری ها به واسطه تولید ترکیبات ترشح کننده آهن مانند آئروباکتین با پروتئین های ترشح کننده آهن موجود در بدن رقابت کرده و آهن را از آنها می گیرد.

1-9-1-1- ژن آلفا همولیزین (hlyA) و سایتوتوکسیک نکروزیتینگ فاکتور1 (CNF1):
همولیزین ها، سموم مقاوم و حساس به گرما، فعالیت متابولیک، المنت های ژنتیکی، پلاسمیدها، عموماً با تهاجم ارتباط دارد. توکسین هایی هستند که باعث آسیب بافتی می شوند که انتشار باکتری و ترشح مواد غذایی میزبان را تسهیل می کند و ممکن است همچنین باعث تغییر مسیر های انتقال پیام در میزبان شود.28

1-9-1-2- اتصال دهنده ها (Adhesions):
از دیگر عوامل تهاجم اتصال دهنده ها می باشند که ممکن است فیمبریه ای یا غیر فیمبریه ای باشد. فیمبریه (پیلی) رشته ایی از جنس پروتئین است و بصورت پلیمری از زیر واحدها در سطح باکتری تشکیل می شود. نقش اصلی آن ها در اتصال می باشد و بطور مستقیم در بیماریزایی سویه های اشریشیاکلی تاثیر دارد. پیلی می توان به عنوان گیرنده باکتریوفاژ نیز عمل کند و در جذب و انتقال DNA و همچنین تحرک باکتری ایفای نقش می کند. فیمبریه نوع I (نه فیمبریه نوع P) در خلال کلونیزه شدن ابتدائی سلول های اپیتلیال بیان شده در حالیکه فیمبریه P بعداً هنگامی که باکتری در قسمت تحتانی دستگاه تنفس یا بافت های بدن است، بیان می شود. باکتری ها هنگامی که فیمبریه نوع یک را بیان می کنند سریعاً به وسیله ماکروفاژها کشته می شوند. انواعی از پیلی که در استقرار و بیماریزایی سویه های مختلف E.coli نقش دارند که شامل پیلی تیپ ?، پیلی نوع P، پیلی نوع S، پیلی CS1 و پیلی تیپ 4 می شوند. پیلی تیپ ? به گیرنده های گلیکوپروتئینی که حاوی مانور، که در سطح RBC و سلول های یوکاریوتی یافت می شوند متصل می شوند. پلی نوع P با سلول های کلیه و مجاری ادرای ارتباط برقرار می کنند و نقش مهمی در ایجاد بیماری یوروپاتوژن (عفونت مجاری ادرای) دارند. پیلی نوع S در سویه های که باعث مننژیت در نوزادان می شود دیده می شوند. پیلی CS1 موجب استقرار سویه های ETEC در روده می شوند(توت و همکاران، 2001)1.
پیلی تیپ 4 که به دو کلاس 4A و 4B تقسیم می شود. انواع 4B در بسیاری از پاتوژن های روده ایی دیده می شود مانند پیلی تشکیل دهنده تجمع یا BFP (Bundle-forming pili) که در EPEC در قطبین باکتری ایجاد می شود یا CFA/? و لانگوس پیلی که در سویه ETEC وجود دارد(آماویزیت وهمکاران، 2001)2. یک اتصال دهنده بارز و غیر فیمبریه ای پروتئین اینتمین (Intimin) می باشد که به وسیله ژن eae (اتصال و جدایی اشریشیاکلی) (Attaching and effacting) موجود در EHEC و EPEC تولید


دیدگاهتان را بنویسید