ه به وسیله آلن بیرو پذیرفته شد که تاکید می کند سنجش باید بطور جدی به عوامل شخصی وشرایط محیطی در پیش بینی رفتار توجه داشته باشد(اپستین۱۹۷۹ ) همچنین برای این دیدگاه تاکید می کند و بیان می کند که این سوال از بین موقعیت کدامیک مهمتر است؟ یک سوال بی معنایی است چرا که یک رفتار همیشه یک تابع مشخص از شخص و موقعیت است .
از ان جای که رفتار هرگز در خلائ رخ نمی دهد و همیشه متن یک موقعیت رخ می دهد این بی معنی است که درباره مشخصات رفتار فرد صحبت کنیم بدون این که موقعیتی را را که رفتار در ان اتفاق افتاده را مشخص کنیم(بار-آن ۱۹۹۷)
مدل بار-ان از هوش هیجانی چند عاملی و مربوط به استعداد برای عملکرد است تا خود عملکرد این مدل همچنین فرایند مدار است تا نتیجه مدار . ماهیت جامع این مدل مفهومی براساس گروهی از مولفه های عاملی(مهارت های هوش هیجانی)و روشی که انها تعریف می شوند قرار دارد.
بار-ان اصطلاح هوش هیجانی را به این دلیل برای این سازه بکار برده است که هوش هیجانی مجموعه ای از توانای های مهارت ها و ظرفیتهای است که برای سازگاری موثر با زندگی استفاده می شود . صفت هیجان به معنای تاکید بر این نکته که این نوع خاص از هوش شناختی متفاوت است به کاربرده شده است.
استفاده بار-آن از اصطلاح هوش شبیه تعریف وکسلر از هوش است در نهایت اصطلاح موفقیت که در این تعریف بار-ان از هوش هیجانی بکار رفته است به این صورت تعریف می شود نتیجه نهایی تلاشهای یک فرد برای موفق شدن وبه اتمام رساندن این اصطلاح خیلی ذهنی است وتحت تاثیر شرایط اجتماعی است به عنوان مثال موفقیت در یک مطالعه می تواند در نظر برخی از افراد بصورت گرفتن نمرات بالا رفتن به یک مدرسه خوب دریافت بورس تحصیلی دریافت تقدیر نامه تحصیلی ودریافت مدرک خاص تفسیر شود.
بار-آن ۱۵ مولفه هوشی را معرفی کرده است. هوش هیجانی و مهارت های هیجانی طی زمان رشد می کنند طی زندگی تغیر می کنند و می توان با اموزش و برنامه های اصلاحی مانند تکنیکهای درمانی انها را بهبود بخشید این ۱۵ مولفه عبارت انداز:
۱- خود آگاهی هیجانی:
خودآگاهی هیجانی توانای و درک احساسات است . این مولفه تنها اگاهی از احساسات است . این مولفه تنها اگاهی از احساسات یک فرد و هیجانات فرد نیست بلکه همچنین شامل توانایی و تفاوت بین انها به منظور پی بردن به این امر است که شخص چه احساسی دارد و چرا این احساس در او شکل گرفته است و همچنین به منظور پی بردن به انچه سبب این احساسات است مشکلات جدیدی در این حوزه در موقعیتهای (آلکسی تائی )(ناتوانی در بیان کلامی احساسات ) یافت می شود .
۲- قاطعیت:
قاطعیت توانای احساسات و عقاید و افکار خود و دفاع از حقوق خود به شیوه غیر مخرب است.
قاطعیت دارای سه بعد است:
الف- توانای بیان احساسات (مثل صمیمیت و احساسات)
ب- توانایی بیان اشکار و عقاید و افکار خود(مثل توانایی بیان باورهای مخالف و اتخاذ موضعی مشخص حتی اگر به لحاظ عاطفی انجام ان دشوار و باعث از دست رفتن امتیاز می شود .
ج- توانایی ایستادگی برای احقاق (مثل اجازه دادن به دیگران که دشما را اذیت کنند یا از شما امتیازی بگیرند).این افراد کمرو و خجالتی نیستند انها احساساتشان را اغلب بطور مستقیم و بدون پرخاشگری ابراز کنند.(بار-آن۱۹۹۷)
۳-حرمت:
حرمت ذات توانایی احترام به خود و پذیرش خود به عنوان شخص اساسا خوب است . احترام به خود اصولا قبولو دوست داشتن خود انگونه که هستیم می باشد . پذیرش خود توانایی جنبه های پذیرش مثبت و منفی و محدودیتها و قابلیت های خود است. مولفه مفهومی هوش هیجانی یا احساسات امنیت – نیروی درونی- اعتماد بنفس- خودباوری و احساس کفایت نیست به خود همراه است اعتماد به خود و عزت نفس یا خودباوری و مفهوم نسبتا خوب رشد یافته هویت مرتبط است . شخص صاحب حرمت ذات احساس عدم کفایت و حقارت می کند.

۴-خودشکوفایی:
خودشکوفایی به توانایی شناخت توانمندیهای بالقوه خود اشاره دارد. این بعد هوش هیجانی تبیین جستجو برای غنا و معنی بخشیدن به زندگی است . تلاش برای شکوفا کردن بالقوه های خود در بردارنده انجام فعالیت های مفرح و معنی دار است و میتواند به معنی تلاش در همه عمر و فعالیت پرشور برای رسیدن به اهداف دراز مدت تعبیر شود خود شکوفایی فرایندی مستمر و پویا برای کسب حداکث رشد تواناییها قابلیتها واستعداد هاست برای داشتن بهترین عملکردو تلاش برای بهتر ساختن خود مربوط است .خود شکوفایی به احساس و غایت از خود وابسته است.

۵- استقلال:
استقلال عبارت است توانایی خود هدایتگری و خود کنترلی در تفکر و عمل و عدم وابستگی عاطفی است افراد مستقلا خود اتکا در برنامه ریزی و تصمیم گیریهای مهم باشد . به هر حال اینان قبل از تصمیم گیری در تصمیم گیری در جستجوی نقطه نظر دیگران بر می ایند و به انها توجه می کنند. مشورت با دیگران لزوما نشانه وابستگی نیست . استقلال اساسا توانایی رفتار خود مختار در مقابل نیاز حفاظت و حمایت است اشخاص مستقل از اتکا به دیگران برای براوردن نیازهای عاطفی شان پرهیز می کنند.

مستقل بودن به میزان اعتماد به خود و نیروی درونی و به تمایل برآوردن انتظارات و تعهدات بدون اینکه امیر آنها شوند وابسته است.
۶- همدلی:
همدلی عبارت است از توانایی اگاهی و درک و قدردانی از احساسات دیگران و حساس بودن به اینکه انها چرا و چگونه و چه چیزی را اینگونه به این طریق احساس می کنند همدلی شدن توانایی یا شناخت هیجانات و عواطف دیگران است. افراد همدل به دیگران
توجه دارند و به نگرانی علایق انها توجه نشان می دهند.
۷- روابط بین فردی:
مهارت ارتباط بین فردی شامل توانایی برقراری و حفظ ارتباطات متقابل و عنایت بخشی است که صمیمیت و تعادل محبت از ویژگیهای آن است .
رضایت متقابل شامل تمایلات اجتماعی و معنادار است که بطور بالقوه رضایت بخش و لذت بخش است . از ویژگی های ارتباط مثبت بین فردی – توانایی صمیمیت و محبت و اشتغال دوستی به شخص دیگر است این بعد هم با ضرورت کسب روابط دوستانه با دیگران با توانایی احساس و ارامش در چنین رابطی و داشتن انتظارات مثبت از چنین روابط مثبت مرتبط است . این مهارت اجتماعی عموما نیاز به داشتن حساسیت نسبت به دیگران- تمایل – برقراری ارتباطات و احساس رضایت از این روابط است.
۸-مسولیت پذیری
مسولیت پذیرش اجتماعی نشان دادن خود به عنوان یک عضو سازنده شرکت کننده و همکاری کننده در یک گروه اجتماعی است . این توانایی شامل مسئول بودن است. حتی اگر شخصا از این رابطه سود برده نشود چنین افرادی دارای وجدان اجتماعی هستند و رفتارهای آنها به صورت پذیرش مسئولیتهای اجتماعی اجتماعی جلوه گری می شود.
خودشکوفایی:
خودشکوفایی به توانایی شناخت توانایی های بالقوه خود اشاره دارد این بهد از هوش هیجانی تبیین جستجو برای غنا و معنی بخشیدن به زندگی است . تلاش برای شکوفا کردن بالقوه های خود در بردارنده انجام فعالیتهای مفرح و معنی دار است و می تواند به معنی تلاش در همه عمر و فعالیت پرشور برای رسیدن به اهداف درازمدت تعبیر شود. خودشکوفایی فرایندی مستمر و پویا برای کسب حداکثر رشد تواناییها- قابلیتها و استعدادهاست . برای داشتن بهترین عملکرد و تلاش برای بهتر ساختن خود مربوط است. خودشکوفایی به احساس و غایت از خود وابسته است است.(همان منبع)
۹- حل مسئله :
حل مسئله توانایی شناسایی و تعریف مشکلات است و ماهیتا چند مرحله است که شامل این توانایی ها می باشد.
الف- احساس وجود مشکل و احساس داشتن کفایت و انگیزه کافی برای مقابله موثر با آن .
ب- تعریف و تدوین مشکل تا حد امکان.(مثلا روش مشکل گشایی گروهی)
ج- تصمیم گیری و انجام یکی از راه حلها (بررسی دلایل موافقت و مخالفت همه را حل و انتخاب بهترین مسیر بار عمل حل مسئله با وظیفه شناسی – منظم بودن- روش مند بودن و نظامداری در دنبال کردن و رسیدن به مشکل مربوط است.
۱۰-واقعیت سنجی:
واقعیت سنجی توانایی ارزیابی انطباق بین انچه تجربه می شود و انچه عینا وجود دارد می باشد. سنجش میزان انطباق بین آنچه که فرد تجربه کرده و انچه واقعا وجود دارد شامل تحقیق درباره شواهد عینی برای تائید- توجیه و اثبات احساسات- ادراکات و اندیشه هاست . یکی از جنبه های این عامل میزانی از شواهد واضح ادراکی در تلاش برای ارزیابی و سازگاری با موقعیت هاست . آن شامل توانایی تمرکز و دقت در بررسی راههای سازگاری با موقعیت پیش امد است
۱۱- انعطاف پذیری:
انعطاف پذیری توانایی منطبق ساختن عواطف و افکار و رفتار با موقعیت ها و شرایط دائما در حال تغیر است این بعد از هوش هیجانی به توانایی کلی فرد در سازگاری با شرایط نا آشنا – غیر قابل پیش بینی و پویا بر میگردد.
۱۲- تحمل فشار:
تحمل فشار عبارت است از توانایی مقاومت در برابر رویدادها و موقعیت های فشارزا بدون توقف از طریق سازگاری فعال مثبت در برابر فشار این توانایی به معنی پشت سر گذاشتن موقعیت های مشکل ساز بدون از پا در امدن است .
این توانایی مبتنی است بر:
الف- قابلیت انتخاب روشهایی برای سازگاری با فشار(یعنی چاره جو و موثر بودن و توانایی یافتن روشهای مناسب و آگاهه از نحوه انجام آنهاست)
ب- به طور کلی تمایل خوش بینانه به تجارب جدید و تمایل به داشتن توانایی غلبه بر مشکل موجود(یعنی باور داشتن توانایی در برخورد و مقابله با این موقعیتها )
ج- این احساس که می تواند موقعیت فشار را کنترل کند یا بر ان تاثیر بگذارد (یعنی حفظ ارامش داشتن کنترل)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه ارشد درباره لوازم آرایشی، گیاهان دارویی، ایران باستان، صنایع غذایی

۱۳- کنترل تکانه:
کنترل تکانه یعنی توانایی مقاومت یا به تاخیر انداختن تکانه سائق با وسوسه انجام عملی است این توانایی شامل پذیرش تکانه های پرخاشگرانه و خود دار بودن و کنترل خشم – پائین بودن تحمل ناکامی- ناتوانایی در کنترل مشکلات – و رفتارهای تند و غیر قابل پیش بینی تجلی می کند.
۱۴- شادکامی:
شادکامی توانایی راضی بودن از زندگی خود –د لذت بردن از خود و دیگران- و شاد بودن است این توانایی شامل ارضای توانایی های خود – خوشنودی کلی و توانایی لذت بردن از زندگی است افراد شادمان اغلب احساس خوب و راحتی چه در محیط کار و چه در اوقات فراقت دارند شادکامی با احساس کلی شادی و نشاط مرتبط است شادکامی پیامد جانبی یا شاخص مهم درجه کلی هوش هیجانی و عملکرد هیجانی فرد است .

۱۵- خوشبختی:
خوشبختی توانایی نگاه کردن به طرف روشن زندگی و حفظ یک نگرش مثبت حتی در رویاروی با بد اقبالی است. خوشبختی نشان دهنده ی امید به زندگی و رویکرد مثبت به زندگی روزمره است . خوشبختی برعکس بد بینی که یکی از نشانه های رایج افسردگی است می باشد.
کفایت هیجانی
کفایت هیجانی طبق تعریف مارنی عبارت است از کارایی شخص در موقعیت های تبادل اجتماعی هیجانی منظور از کارایی شخصی که در این تعریف مطرح شده در

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید