دانلود پایان نامه

ته هستند.
سپس فرایندها در یک لایه بالاتـر به عنوان مجموعه‌ای از فعالیتها و وظایف تعریف شده‌اند. در بالاترین سطح که بیشتر مورد توجه COBIT است، فرایندها در یک حوزه جمع‌آوری شده‌اند.
بنابراین چارچوب COBIT از نظر مفهومی می‌تواند از سه بعد در نظر گرفته شود: 1- معیارهای اطلاعات؛ 2- منابع فناوری اطلاعات؛ 3- فرایندهای مربوط به فناوری اطلاعات.

شکل 2.6 ابعاد مدل کوبیت

o فرایندگرا

کوبیت فعالیت های فناوری اطلاعات را در یک مدل فرایندی و در چهار حوزه تعریف می نماید.این چهار حوزه عبارتند از “برنامه ریزی و سازماندهی”18 ، ” دستیابی و پیاده سازی ” 19 ، “ارائه و پشتیبانی” 20 ، ” نظارت و ارزیابی “21 .این چهار حوزه به حوزه های متعارف فناوری اطلاعات(برنامه ریزی، ایجاد،اجراو نظارت)نگاشت شده اند. یک مدل فرآیندی موجب پشتیبانی از متصدی فرآیند،فعالسازی مسئولیتها و پاسخگویی ها می شود.
درک فعالیتها و مخاطرات فناوری اطلاعات که نیازمند مدیریت صحیح هستند، برای راهبری مؤثر فناوری اطلاعات ضروری است. این فعالیتها و مخاطرات اغلب در حوزه های برنامه ریزی، ایجاد، اجرا ونظارت طبقه بندی می شوند.
* برنامه ریزی و سازماندهی (PO)
جهت گیری برای ارائه ی راه حل و ارائه ی خدمات را فراهم می کند.
* دستیابی و پیاده سازی (AI)
راهکارهای لازم برای ارائه ی خدمات را ارائه می کند.
* ارائه و پشتیبانی (DS)
راهکارها را دریافت می کند و آنها را تبدیل به ابزاری قابل کاربرد برای کاربران می کند.
* نظارت و ارزیابی (ME)
به منظور تضمین حفظ جهت گیری های مناسب، بر تمامی فرآیندها نظارت می کند.

شکل 2.7 فازهای مدل فرایندی کوبیت
2.5 حاکمیت معماری سرویس گرا
مفهوم حاکمیت معماری سرویس گرا در آغاز برای توسعه و استفاده از وب سرویس ها،نظیر کنترل واعتبارسنجی اجرای یک وب سرویس با استانداردهای خاص یا مدیریت وب سرویس در محیط اجرای معماری سرویس گرا به کارگرفته شد.امروزه حاکمیت معماری سرویس گرا مفهوم وسیع تری دراد و شامل معماری سرویس گرا و حاکمیت سرویس ها در چرخه پیاده سازی آنهاست[8].
دیدگاه ها و تعاریف متعددی برای حاکمیت معماری سرویس گرا مطرح شده است ولیکن همه آنها موفقیت معماری سرویس گرا را منوط به وجود حاکمیت دانسته اند.در ادامه تعدادی از این دیدگاهها ارائه می شوند:
* حاکمیت معماری سرویس گرا ترکیبی از سیاست های امنیتی،توسعه،تبادل پیغام،فناوری اطلاعات سازمان،منابع انسانی،اجرا و سایر جنبه های رهبری در مدیریت سازمان فناوری اطلاعات میتنی بر معماری سرویس گراست[14].
* حاکمیت معماری سرویس گرا به معنای کسب اطمینان نسبت به تعریف مفاهیم و اصول و قواعد سرویس گرایی ومدیریت معماری توزیع شده و ایجاد سرویس ها مطابق با اهداف کسب وکاری است[3].
* Open group که کنسرسیومی است که استانداردهای زیادی در خصوص موضوعات فنی و محصولات ارائه نموده است،حاکمیت معماری سرویس گرا را اینگونه تعریف کرده است:
“حاکمیت معماری سرویس گرا،کاربرد حاکمیت سازمان،حاکمیت فناوری اطلاعات و حاکمیت معماری سازمانی برای تحقق معماری سرویس گرا است.در حقیقت حاکمیت معماری سرویس گرا توسعه حاکمیت فناوری اطلاعات و حاکمیت معماری سازمانی است برای کسب مزایای کامل از پیاده سازی SOA.”[41]
منظور از حاکمیت معماری سازمانی در این تعریف روش و مسیری است که به واسطه آن معماری های سازمانی و سایر معماری ها مدیریت شده و در یک سطح سازمانی گسترده کنترل می شوند.
براساس این تعریف ارتباطات حاکمیت SOA را می توان به صورت زیر تصویر نمود :

شکل 2.8 دیاگرام ارتباطات معماری سرویس گرا
علاوه بر تعاریف آکادمیک ارائه شده،بعضی از شرکت ها ی تجاری که راه حل های فنی برای پیاده سازی حاکمیت معماری سرویس گرا تولید نموده اند،تعاریفی فنی ارائه داده اند که در ادامه چند مورد از آنها آورده شده است :
حاکمیت معماری سرویس گرا از نگاه IBM
حاکمیت معماری سرویس گرا،زیر مجموعه ای از حاکمیت فناوری اطلاعات است مرتبط با تعیین خط مشی ها،مکانیزم های کنترلی واجرایی در زمینه فعالیت ها وساختارهای معماری سرویس گرا مشابه آنچه برای مدیریت و کنترل سایر جنبه های فناوری اطلاعات وجود دارد[8].

حاکمیت معماری سرویس گرا از نگاه Software AG
حاکمیت معماری سرویس گرا توسعه حاکمیت فناوری اطلاعات است که به طور خاص بر چرخه حیات سرویس ها،برنامه های ترکیبی و متا داده در معماری مبتنی بر سرویس یک سازمان تمرکز دارد[9].

حاکمیت معماری سرویس گرا از نگاه SUN
حاکمیت معماری سرویس گرا بخشی از حاکمیت است که سیاست ها وروال های حاکمیت را برآورده می سازد.حاکمیت معماری سرویس گرا توانایی سازماندهی،اجرا و پیکربندی تعاملات سرویس در یک معماری سرویس گراست[27].

حاکمیت معماری سرویس گرا از نگاه Oracle
حاکمیت معماری سرویس گرا تعامل بین سیاست ها(چه چیز)،تصمیم گیران(چه کسانی)وفرایندها(چطور)به منظور اطمینان از موفقیت معماری سرویس گراست[7].شکل زیر مفهوم حاکمیت معماری سرویس گرا را از دیدگاه oracle بیان می کند

شکل 2.9 نعریف حاکمیت معماری سرویس گرا از دیدگاه oracle
همه تعاریف ارائه شده فوق حاکمیت معماری سرویس گرا را بخسی از حاکمیت فناوری اطلاعات یا حاکمیت سازمان معرفی می کنند که بر فعالیت های چرخه حیات سرویس ها و معماری سرویس گرا تمرکز دارد.حاکمی
ت معماری سرویس گرا را بر مبنای تعریف پیتر ویل از حاکمیت فناوری اطلاعات می توان به صورتزیر تعریف کرد:
حاکمیت معماری سرویس گرا تعیین حقوق تصمیم گیری و چارچوب پاسخ گویی برای تشویق رفتار مطلوب در استفاده و به کار گیری از معماری سرویس گرا در سازمان است.
بر اساس این تعریف حاکمیت معماری سرویس گرا توسعه یافته مفهوم حاکمیت فناوری اطلاعات است و در واقع همان حاکمیت فناوری اطلاعات است در زمینه معماری سرویس گرا.
شکی نیست که حاکمیت معماری سرویس گرا به طور اصل بر جنبه های غیر تکنیکی و غیر فنی تمرکز دارد.اگرچه توجه کردن به جزئیات فنی در مورد زیرساخت(ESB) و ابزار هایی نظیر مخازن سرویس ضروری است،ولیکن اگر شما ندانید که چرا و چه وقت از آنها استفاده کنید و اینکه چه کسی باید از آنها استفاده کند،کارتان ارزش چندانی نخواهد داشت.بنابر این حاکمیت معماری سرویس گرا چارچوبی است که در بر گیرنده موضوعات غیر فنی زیر می باشد[44]:
* استراتژی معماری سرویس گرا
تعریف حاکمیت دلیلی است بر اینکه سازمان نیاز به یک استراتژی معماری سرویس گرا دارد تا اطمینان نماید راهبرد هایش با کسب و کار هم سو است. علاوه بر این سازمان نیاز به یک برنامه داردکه همان نقشه راه معماری سرویس گراست وبه طور اجمال مشخص می کند چه پروژه هایی با این معماری پیاده سازی می شوند و چه امکاناتی لازم است تا در یک دوره زمانی مشخص بتوان اطمینان نمود که استراتژی کسب وکار و معماری سرویس گرا به طور مطلوب حاصل شده است[7].
* نگرش ها22،اهداف،نمونه کسب و کاری و مدل سرمایه گذاری
تهیه چشم انداز، اهداف و یک نمونه کسب وکاری به منظور پاسخ گویی به این سؤال که چرا معماری سرویس گرا مطرح شده است،لازم است.همچنین مهم است که بر روی شیوه سرمایه گذاری تصمیم گیری شود.مدل سرمایه گذاری تعیین می کند که چگونه هزینه های سربار اولیه مربوط به معماری سرویس گرا و ایجاد سرویس های جدید پرداخت گردد.
* معماری های مرجع
بایستی تصمیمات مهمی در خصوص معماری بنیادی23 اخذ شود.این تصمیمات شامل تعیین تکنولوژی ، الگو های تبادل پیغام ، متا مدل و … است.
* مسئولیت ها و نقش ها
مسئولیت ها و نقش ها باید تعریف شود تا مشخص گردد چه کسانی نسبت به چه کارهایی مسئولیت دارند.باری مثال بایستی به طور واضح مشخص نمائید که چه کسی در خصوص معماری سرویس گرا تصمیم گیری می کند،مسئولیت ESBچیست و چه کسب مسئول تدوین روش های طراحی برای تعریف سرویس های جدید است.
* سیاست ها،استانداردها و الگوها
تصمیمات مربوط به معماری ، محصولات ساخته شده و تکنولوژی باید به سیاست ها و نیازمندی ها مرتبط شوند.این نیازمندیها و سیاست ها بایستی با استفاده از استانداردها و فرمت های مناسب تعریف شوند.
* فرایندها
همراه با مسئولیت ها ،نقش ها و سیاست ها ، لازم است که فرایندهای مربوط به روش ها و سرویس ها و … تعیین شود.برای اطمینان از موفقیت معماری سرویس گرا ، بایستی سیاست ها و فرایند ها به منظور کسب اطمینان از اجرای به موقع و مناسب مظابق با نقشه را SOA تدوین شود[7].
با فرض اینکه همیشه یک چشم انداز و هدف تعریف شده برای معماری سرویس گرا وجود دارد،اجرای یک پروژه پایلوت ،شروع خوبی برای حرکت به سمت معماری سرویس گراست.نقش ها و مسئولیت ها به دنبال آن باید تعیین شود.همچنین کنار هم قرار دادن مسئولیت ها ونقش های تعریف شده با اهداف ، به ایجاد فرهنگ سازمانی مورد نیاز که پیشتر به آن اشاره شد،کمک خواهد کرد.سیاست ها و فرایند ها در طول زمان تدوین شده و نگهداری می شوند.(البته بدین معنا نیست که این دو نسبت به سایر فاکتور ها در پیاده سازی موفق یک استراتژی معماری سرویس گرا اهمیت کمتری دارند.)
در کنار جنبه های غیر فنی ، موارد و جنبه های دیگری از حاکمیت وجود دارد که به پشتیبانی از الزامات غیر فنی کمک می کند.این موضوعات عبارت اند از [13] :
* مستند سازی
مستند سازی یک نقش مهم در شفاف سازی24 ایفا می کند و کمک می کند که همه موارد غیر فنی حاکمیت نظیر (فرایند ها،مسئولیت ها ، سیاست ها و … ) در سازمان ترویج داده شوند.
* مدیریت سرویس
ابزار هایی نظیر رجیستری و انباره برای مدیریت سرویسس ها و ارتباطات سرویس کمک کننده هستند.
* مونیتورینگ
مونیتورینگ یک روش مناسب در کنترل و بازبینی قوانین ، سیاست ها ، قرار دادها و … است.برای مثال می توان کارایی سرویس را مطابق با سطوح تعریف شده در توافق نامه سطح سرویس مونیتور و کنترل کرد.
* مدیریت تغییر و پیکربندی
ابزار های مفید مدیریت پیکربندی می توانند به مدیریت نرم افزار معماری سرویس گرا ، مصنوعات و مستند سازی کمک نمایند.
2.5.1 ضرورت و اهمیت حاکمیت معماری سرویس گرا
بسیاری از شرکت ها هنوز در مراحل اولیه پذیرش معماری سرویس گرا هستند،بنابر این عملیاتی کردن حاکمیت معماری سرویس گرا و مفاهیم مرتبط با آن، یک تهدید جدیدی برای متخصصین فناوری اطلاعات است.حاکمیت یک ضرورتی است که بیش از هر عامل دیگری در شکست یا موفقیت معماری سرویس گرا تأثیر گذار خواهد بود. بر اساس یک گزارش ارائه شده از گارتنر در سال 2006 ، عدم پذیرش و به کارگیری مکانیزم های حاکمیت در پروژه های پایلوت معماری سرویس گرا در حد متوسط یا بزرگ ،به عنوان مهمترین عامل شکست پروژه مطرح شده است.[8] پائولو مالینورنو25 در تحقیقی که توسط گارتنر انجام شده ،ضرورت حاکمیت معماری سرویس گرا را این گونه بیان کرده است:
“حاکمیت معماری سرویس گرا یک انتخا
ب اختیاری نیست، بلکه یک امر ضروری است.معماری سرویس گرا ی بزرگ تر ،نیازمند حاکمیت بیشتر ، نقش ها و مکانیزم های پیچیده تری است.چیدمان و استقرار حاکمیت نیاز مند زمان زیادی است و اجرای سیاست ها دشوار تر است ولیکن بدون حاکمیت ، هر پروژه معماری سرویس گرا با ریسک همراه است.”

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه رایگان با موضوعجنسی، فیزیکی، میانگین، توزیع

2.5.2 رابطه حاکمیت فناوری اطلاعات و حاکمیت معماری سرویس گرا
در بررسی و تأمل ارتباط میان حاکمیت فناوری اطلاعات و معماری سرویس گرااین سوال مطرح می شود که حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات چه نقشی دراستقرار معماری سرویس گرا در سراسر سازمان ایفا می کند؟در پاسخ به این سؤال می توانا به مفهوم حاکمیت معماری سرویس گرا استناد کرد.در واقع حاکمیت معماری سرویس گرا گسترش یافته مفهوم حاکمیت فناوری اطلاعات است که بر چرخه حیات سرویس ها به منظور اطمینان از خلق ارزش از معماری سرویس گرا در کسب وکار تمرکز دارد.
در بیشتر سازمان ها منابع و فرایند های فناوری اطلاعات سطح مشابهی از حاکمیت را دارا هستند که برای آنها سیاست ها،قوانین و کنترل ها تعریف می شود تا مشخص شود چطور یک دارایی خاص مدیریت شده به کارگرفته می شود یا توابع فناوری اطلاعات با پارامتر های خاص چطور اجرا می شوند؟[8]
هدف از حاکمیت فناوری اطلاعات دستیابی به همسویی بهتر میان کسب وکار و فناوری اطلاعات است.این همسویی از طریق ساختار های اتخاذ تصمیمات استراتژیک در حوزه فناوری اطلاعات و روال های پایش این تصمیمات حاصل می گردد.رویکرد های مبتنی بر حاکمیت خود به دو دسته مدیریت کارایی کسب وکار مدیریت سروییس های فناوری اطلاعات تقسیم می شوند.مدیریت کارایی کسب وکار رویکردیست برای اندازه گیری کارای سازمان که توسط ابزار هایی چون کارت های امتیازی متوازن26 و به منظور پیگیری و پایش پیاده سازی استراتژی ها،تکمیل پروژه ها ، استفاده از منابع ،کارایی فرایند ها و ارائه سرویس ها انجام می شود[12].
حاکمیت فناوری اطلاعات پیش نیاز استقرار حاکمیت معماری سرویس گراست.لذا سازمان هایی که قصد استقرار و پذیرش حاکمیت معماری سرویس گرا را دارند در اولین گام بایستی نسبت به مستندسازی و اعتبار سنجی استراتژی های کسب و کار و فناوری اطلاعات در سازمان و حاکمیت فناوری اطلاعات اقدام نمایند[6].
از بعد سیاست گذاری و حقوق تصمیم گیری دو مفهوم حاکمیت فناوری اطلاعات و حاکمیت معماری سرویس گرا اشتراک دارند.مقوله حاکمیت فناوری اطلاعات مربوط به تصمیم گیری در مورد دارایی های فناوری اطلاعاتنظیر سخت افزار و نرم افزار مورد استفاده،فرایند های به کار گرفته شده ،کارکنان و اهداف استراتژیک فناوری اطلاعات سازمان می باشد و این که چه تصمیماتی چگونه و توسط چه کسی اتخاذ شود.حاکمیت معماری سرویس گرا ،حاکمیت فناوری اطلاعات را با انتساب دادن اختیارات و حقوق تصمیم گیری ، سیاست ها و معیار های سرویس ، فرایند ها و چرخه حیات معماری سرویس گرا توسعه می دهد تا کلیه عملیات مربوط به سرویس ها نظیر ثبت،انتشار،مدلسازی،استقرار و مونیتورینگ را پوشش دهد[9].
حاکمیت معماری سرویس گرا همانند حاکمیت فناوری اطلاعات منجر به همسویی کسب وکار و فناوری اطلاعات در محدوده اهداف تعریف شده می گردد. به عنوان مثال سازمان با توسعه مهارت های فناوری اطلاعات تلاش می کند تا نیازمندی های کسب وکاری را در قالب سرویس های خوش فرم در یک معماری قابل انعطاف و مطلوب به مشتریان و ذی نفعان خود ارائه کند.چن27 مدلی تحت عنوان BITAM-SOA [1] را برای


دیدگاهتان را بنویسید